fa
Feedback
زادهِ خیال…

زادهِ خیال…

رفتن به کانال در Telegram

از این‌که هر روز تکه‌ای از روحم را گم می‌کنم خسته‌ام...

نمایش بیشتر
کشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است
260
مشترکین
-324 ساعت
-137 روز
-130 روز
آرشیو پست ها
به آسانی می‌توان فهمید که چه کسی بر شما حکومت می‌کند؛ اندکی فکر کنید و ببینید از چه کسی نمی‌توانید انتقاد کنید.

متشکرم بانو جان!

Repost from N/a
شناسنامه‌ی نویسندگی🤎🫴🏻 نام: اِلین تخلص: زاده‌ی خیال سبک: نثر خیال‌پرداز، ادبی و تأملی ژانر: ادبی ـ فلسفی ـ روان‌شناختی حال‌وهوای قلم: قلمی که مرز میان خیال و واقعیت را چندان جدی نمی‌گیرد؛ برایش نوشتن فقط ثبتِ احساس نیست، بلکه راهی‌ست برای ساختن جهانِ که پس از رفتنِ نویسنده هم باقی بماند. اولین کتاب: "میراثی از جنسِ کلمات" جمله‌ی معروف: آدمی روزی از این جهان می‌رود؛ اما اگر چیزی از خودش در واژه‌ها جا گذاشته باشد، مرگ نمی‌تواند تمامِ او را با خود ببرد. شاید ماندگارترین شکلِ زندگی، همان چیزی باشد که پس از ما خوانده می‌شود. امضای نویسندگی: زاده شدن از خیال و ماندگار شدن در واژه. راز نویسنده: شاید زاده‌ی خیال فقط نامی برای یک قلم نباشد؛ شاید نویسنده جهانی را می‌نویسد که آرزو دارد روزی، کسی آن را به اندازه‌ی خودش واقعی ببیند. @half_blood_breen_baik

Repost from N/a
شناسنامه‌ی نویسندگی🤎🫴🏻 نام: اِلین تخلص: زاده‌ی خیال سبک: نثر خیال‌پرداز، ادبی و تأملی ژانر: ادبی ـ فلسفی ـ روان‌شناختی حال‌وهوای قلم: قلمی که مرز میان خیال و واقعیت را چندان جدی نمی‌گیرد؛ برایش نوشتن فقط ثبتِ احساس نیست، بلکه راهی‌ست برای ساختن جهانِ که پس از رفتنِ نویسنده هم باقی بماند. اولین کتاب: "میراثی از جنسِ کلمات" جمله‌ی معروف: آدمی روزی از این جهان می‌رود؛ اما اگر چیزی از خودش در واژه‌ها جا گذاشته باشد، مرگ نمی‌تواند تمامِ او را با خود ببرد. شاید ماندگارترین شکلِ زندگی، همان چیزی باشد که پس از ما خوانده می‌شود. امضای نویسندگی: زاده شدن از خیال و ماندگار شدن در واژه. راز نویسنده: شاید زاده‌ی خیال فقط نامی برای یک قلم نباشد؛ شاید نویسنده جهانی را می‌نویسد که آرزو دارد روزی، کسی آن را به اندازه‌ی خودش واقعی ببیند. @half_blood_breen_baik

بسان رقاص باله باش! در مدار خویش بگرد، سبک بال، رها و آزاد. فارغ از هیاهوی اطرافات… #بیک

در سیاره کوچک ما عقاید بیش از طاعون و زلزله موجب بلایا شده است.

خود بودن در دنیایی که مدام در تلاش است از ما چیز دیگری بسازد، بزرگترین هنر است. رالف والدو امرسون

ای بسا ابليس آدم‌رو كه هست پس به هر دستی نشايد داد دست

من فقط یک انسانم پیامت را زود می‌بینم، چون برای «شاخ بودن» دلم به غرورهای پوچ خوش نیست. از خوراک‌های خوش‌مزه‌ای که می‌خورم هر روز قصه نمی‌سازم؛ شاید کسی در خانه‌ای دور، هوس همان لقمه را کند و سهمش جز حسرت نباشد. اگر کسی را دوست داشته باشم، فریادش نمی‌زنم؛ عشق، مدال افتخار نیست که بر سینه آویزانش کنم. اگر کسی خواست با من هم‌صحبت شود، کنارش می‌نشینم و حرف می‌زنم؛ نه خودم را برتر می‌دانم، نه در رگ‌هایم خونِ برتری می‌بینم. خودم را نمی‌گیرم، چون نمی‌خواهم کسی برای من خودش را بگیرد. غرور، وقار است؛ اما این بازی‌های کودکانه نامش غرور نیست. اگر دستی به سوی من دراز شود، تا جایی که بتوانم، می‌گیرمش؛ امروز شاید نوبت او باشد، فردا شاید نوبت من. اگر بفهمم کسی مرا دوست دارد، دلش را آزرده نمی‌کنم؛ مگر دل آدمی اسباب بازیِ احساس دیگری‌ست؟ وقتی از ماندن کسی مطمئن شدم، برای شکستن و نابود کردنش دلیلی نمی‌سازم؛ چون می‌دانم اگر کسی با من چنین کند، دردش را دوست نخواهم داشت. اگر برای کسی خوبی کردم، بر سرش منت نمی‌گذارم؛ کار نیک، اگر نیک باشد، دیر یا زود راهش را به سوی دل آدمی پیدا می‌کند. اگر خودم عیبی دارم، دیگران را به آن عادت نمی‌دهم؛ زخم‌های خودم را نسخه‌ی زندگیِ دیگران نمی‌کنم. من نه برترم، نه کامل، نه بی‌عیب و بی‌خطا؛ من فقط یک انسانم، و همین، چیزی‌ست که باید باشم نرگس نهان

دیروز و فردا با هم دست به یکی کرده‌اند، دیروز با خاطراتش مرا فریب داد و فردا با وعده‌هاش مرا خواب کرد، وقتی چشم گشودم امروز گذشته بود. _آلبر کامو

همواره زمانی فرا می‌رسد که باید میان تماشاگر بودن و عمل یکی را برگزید، این معیار انسان شدن است!

تنها شادی‌ام این است که هیچ‌کس نمی‌داند کجا هستم. کاش می‌توانستم همین را تا ابد کش بدهم؛ خیلی دلخواه‌تر از مرگ است.

Repost from یغما 🦢🫧
این عادت زنانه از سرم نیفتاده هنوز. وقتی اندوه به دلم چنگ می‌اندازد اولین کاری که می‌کنم این است که گوشواره هایم را در می‌آورم از گوش. لاک را پاک می‌کنم از ناخن، موها را جمع می‌کنم با کِش، محکم بالای سر، دیگه برایم مهم نمی‌شود گردنبند محبوبم. زینت‌ها بروند به درک وقتی حریف غم‌ها نمی‌شوند🦢🩰

ما هرگز کسانی را که در تاریکی برای مان شمع روشن کردن را فراموش نمی کنیم!

و با سجده، غم‌های قلب تو از بین می‌روند، و گناهان بخشیده می‌شوند و رنج‌ها برطرف می‌گردند.✨

🌱🎀 نوشته بود: امیدوارم خیری که در غمت پنهان شده، به زودی عیان شود✨

خسته‌ام از همه‌چیزِ یک‌طرفه… از محبت‌های یک‌طرفه، توجه‌های یک‌طرفه و تلاش‌های یک‌طرفه.🥀

ادب یک هنر است! و هر کسی هنرمند نیست.🤩

زادروزت مبارک بانو! امیدوارم سال تازه‌ی زندگی‌ات پر از ایده‌های تازه واژه های زیبا و داستان‌هایی باشد که روزی به کتاب‌هایی ماندگار تبدیل شوند قلمت همیشه جاری..... تولدت مبارک و سال‌های پیش‌رویت پر از خلق و آفرینش🥳

photo content