fa
Feedback

فریب کلاهبرداران را نخورید! تل‌متریو این کانال‌ها را شناسایی و برچسب‌گذاری می‌کند 👉 برای مشاهده برچسب، اشتراک تهیه کنید

ناتموم؛

ناتموم؛

رفتن به کانال در Telegram

جمع دوستانه‌س؛ به هرچیم فکر‌ کنم می‌نویسم تا ببینیم چی میشه. صندوق پستی: t.me/HidenChat_Bot?start=309536595 بی‌کلام‌های درجه یک، که هیچ‌جا همش رو باهم جایی نمیبینی: https://t.me/limoomrz

نمایش بیشتر
کشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است
242
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
-17 روز
-530 روز
آرشیو پست ها
خوبم! اما اگه بشینم فکر کنم، گریه‌م میگیره.

photo content

بنزینم تموم شده به جا اینکه دنبال پمپ بنزین باشم وایستادم آب انار و گلپر میخورم. :)
بنزینم تموم شده به جا اینکه دنبال پمپ بنزین باشم وایستادم آب انار و گلپر میخورم. :)

دوست داشتن زن‌های قوی، کار هرکسی نیست.

داشتم فکر می‌کردم دلتنگ بودن توی پاییز چقدر سخته؛ اگر دلتنگ کسی هستی از اینجا بغلت میکنم عزیزکم.

Repost from راد
من واقعن از مسخره کردن متنفرم، نمی‌تونم. نمی‌فهمم چرا آدم‌ها باید چیزی که کنترلش دست فرد نیست، یا اصلن هم هست، رو مسخره کنن.

آدم تو پاییز بای دیفالت اونقدر بغضی و غمگین و شکننده‌ هست که میترسه هر آهنگی رو پلی کنه.

درستش این بود من الان سرگرم چمدون بستن واسه سفر رفتن باشم.

وقتی میخواید واسه آدم یه کاری کنید چرا میپرسید دیگه؟ نیکی و پرسش؟ میخوای واست غذا بیارم؟ میخوای واست اینو بگیرم؟ میخوای برسونمت؟و … عزیزم خب کاملاً پیداس هدفت انجام دادن نیست بلکه فقط فیگورش رو گرفتنه. ولی خٌب منم میدونم تو آدم این حرفا نیستی. :)

می‌دونستید توییتر تنها شبکه اجتماعی هست که اجازه تبلیغات محصولات کانابیس یعنی ماری جوانا رو میده؟ من تازه فهمیدم و واسم جالب بود. :))

از آدمایی که تو رو نمیشناسن ولی بهت عشق میدن خیلی خوشم میاد.

متاسفانه آدمیم که اگر در روابطم، دوستیام و … بهم توجه نشه چمدونم رو جمع میکنم و میرم. خیلی ساده، خیلی آروم و‌ خیلی بی‌صدا :)

قشنگی که امروز چشمام دید، یه دختر ناز و خوشگلی بود که یکی از پاهاش رو نداشت ولی با این وجود اومده بود باشگاه، ورزش کنه. دمت گرم بابت اراده‌ت. تو اشرف مخلوقاتی عزیزم.

photo content

انصاف نیست که پادکست رختکن بازنده‌ها داشته باشیم ولی رختکن برنده‌ها نداشته باشیم. بابا این همه با رختکن بازنده‌ها اشکمون در میاد؛ یه بار از یهو شدنا اشکمون در بیاد چی میشه؟

الان اونجاییم که فریدون مشیری میگه: “رک بگویم از همه رنجیده‌ام از غریب و آشنا ترسیده‌ام بی‌خیال سردی آغوش‌ها من به آغوش خودم چسبیده‌ام”

ولی من دلم خوابیدن خیاری روی بالکن رو میخواد. دلم سردی اون ور بالشت رو میخواد که لپت خٌنک میشه. پچ پچ‌های آخر شب وقتی توی تشک دراز کشیدیم. صبحونه خوردن باهمدیگه. البته کنار آدمایی که دلت شاده و بهت حس خوبی میدن.

آدمایی که باعث میشن وقتی کنارشونی خودِ خودت باشی آدمای قابل ستایشی‌ان. آدمایی که نیاز نیست خودت رو سانسور کنی، خودت رو تغییر بدی یا همرنگ خودشون باشی. در کنار این آدما بودن هیچوقت خستگی نداره؛ چون تو توی نقش خودِ خودتی.

از آدمای سیاستمدار می‌ترسم.

Repost from اتاق ۱۰۵
راه دراز بود و همه، نرفته از پا افتادن.