𝕽𝖊𝖉 𝖒𝖔𝖔𝖓🌑
رفتن به کانال در Telegram
548
مشترکین
-124 ساعت
-27 روز
+9130 روز
آرشیو پست ها
548
Repost from N/a
یادش بخیر سال چهارم ابتدایی بودم یادمه هیشکی دوست نداشت کنارم بشینه نمیدونم جدی چرا اما هیشکی دوست نداشت کنارم بشینه یادمه یروز جا کم بود
معلم به یکی از بچها گفت بیاد پیش مت بشینه منم خیلی خوشحال شدم با خودم گفتم بلاخره یکی پیشم میشنیه دیگه تنها نیستم با خودم گفتم شاید باهام دوست شه
بعدش منم میز رو براش مرتب کردم و اینا بعدش دیدم با معلم داره یواشکی صحبت میکنه گفتم حالا چیزی نیست راجبه مت که نیست بعدش دیدم گفت خانوم نمیخوام پیش این بشینم خب معلم گفت حالا جات
رو عوض میکنم امروز رو صبر کن گفت خانوم تروخدا گفت نه فردا جات رو عوض میکنم اون روز واقعا خیلی ناراحت شدم
چون احساس بی ارزش بودن میکردم
548
استاکر بودن بدترین آپشنی بود که میتونستم داشته باشم ، یه چیزایی میفهمم که بعدش باید 10 جلسه تراپی برم.
