fa
Feedback

فریب کلاهبرداران را نخورید! تل‌متریو این کانال‌ها را شناسایی و برچسب‌گذاری می‌کند 👉 برای مشاهده برچسب، اشتراک تهیه کنید 👈

•غزلِ‌حافظ🤍•

•غزلِ‌حافظ🤍•

رفتن به کانال در Telegram

در من غزلی درد کشید و سرِ زا رفت ...

نمایش بیشتر
کشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است
267
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
-197 روز
-1930 روز
آرشیو پست ها
و چقدر پروفایل چنل رو دوست دارم مخصوصا اون آدم مشکیه ک سفید دستشو گرفته و باخودش میبردش

چشم

خودت این کار رو میکنی آیا؟!

خب باشه حرفامون تموم شد،آهنگ بفرست:) از سکوت بینمون متنفرم..☕

مشکل اینه که فکر می‌کنی همه قلب تورو دارن.

با فندک مشکی رنگش، سیگارش رو روشن کرد و کام عمیقی گرفت. سرش رو به دیوار پشت تکیه داد و همچنان به ماه خیره بود. عطر خون تازه و سیگار مارلبرو، تمام اتاق رو در برگرفته بود. نگاهش رو از ماه گرفت و به دفترچه چشم دوخت. همزمان با کام گرفتن از سیگارش، به آخرین صفحه رفت و به دست نوشته ی معشوقش خیره شد. دوباره اون جملات رو زیر لب تکرار کرد.
- " مدت زیادی راه رفته ام، در شهر پرسه می زدم تا طبق معمول فراموش کردم کجایم"

چرا غزل کولتو جمع نمیکنی از زندگی محو شی واقعا ؟..

جسمم از درد های که قلبم برای اون به ارمغان آورده راضی نیست :)..

هر کسی می تواند نگاهت کند اما دیدن درونت برای همه مقدور نیست!...

بیا و تمام خال های روی جسم غم ناکت را بر من نمایان کن چرا که آن خال ها نمایانگر و نشان دهنده مسیر لب های من بر پوست بوم مانند توست ، دنیای سیاه و سفید این بوم زیبا، به واسطه ی لب های عطش ناک من نقاشی می‌شود
L.G.V

عرررررررررر 😭😭
عرررررررررر 😭😭

احساساتی ترین فردی بود که تا کنون دیده بودم،غم های خود را پشت لبخندهایش پنهان میکرد، آنقدر خوب نقش بازی میکرد که از یاد میبرد رنج میکشد.. کودک درونش ساکت و خاموش به او زل زده بود،ساکت و خاموش بود چنان که گویی مرده است. و چشمانش تمام ماجرا را شرح میداد اما فهمیدن چشمانش را یک نفر میفهمید..
j.D.V

من شمعم و او پروانه ای آبی... دیدنش سخت و لمس کردنش همراه با گناه!.

دو دقیقه میای تست میزنی،حالا شعرکتاب تست:))))
دو دقیقه میای تست میزنی،حالا شعرکتاب تست:))))

چقدر حالم از همه بهم میخوره.. یه مشت رفتار ظاهری داریدفقط!..

من شبیه به مامانمم.. حتی زمانی که درد به استخونم رسیده،جوری رفتار میکنم که انگار چیزی نشده..! تو این شرایطم بفکر آدمیم که نگرانمه..

Repost from N/a
هنوز که هنوزه خدامه چشماش.

چه من غلط کرده باشم چه نه .. اتفاق افتاد دیگه چیزی الان درد دستمو کم نمیکنه..

شما غلط کردی با تجربه ی خوب و بدت غزلم!!

تجربه ی امشب:با موتور تصادف کردم ولی خب خندیدم گفتم غزل عیب نداره شد تجربه (دستامممممم زخمی شده مثل سگ درد میکنه این قسمت تجربه ی بدی بود)