•غزلِحافظ🤍•
رفتن به کانال در Telegram
در من غزلی درد کشید و سرِ زا رفت ...
نمایش بیشترکشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است
273
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
-167 روز
-1630 روز
آرشیو پست ها
271
دله دیگه،تنگ میشه ..
میدونه اون همه احساس ناکافی بودن رو..
حس تنهایی اون لحظه رو هیچ وقت یادش نمیره ..
حتی لحظه به لحظه ی اتفاقات رو میتونه مرور کنه..
سر سوزنی هم یادش نمیره..
ولی با این همه آگاهی بازم دلش برای اون لحظه،برای یک انسان و حتی برای کار های که هیچ وقت نتونست،نشد انجام بده هم تنگ میشه ..
و پتانسیل اینو داره رو پل خرابه راه بره که فقط برسه به
همون لحظه..
همون آدم ..
همون خاطره..
و تو هر وقت دلت برای من تنگ شد،بنشین جلو آینه و با غرورت حرف بزن !.
271
چقد دختر خالم وراچه وای خدااااااااا بابا یک ثانیه اون دهنتو ببند فقط داره کصشعر بلغور میکنه
سردرد گرفتمه خدا لعنتش بکنه بحق سیدوشهدا
271
رفاقتا بو گوز گرفته رفیق، رفیق به عمش میفروشه این زندگی دیگه فایده نداره
«مُو موروم دیه برنِمِگردُم»
271
از اون دسته از ادم های که مکالمه رو ادامه میدن و یه موضوع رندوم میندازن وسط چت که چت تموم نشه متشکرم 🫶🏻🦦
شما دسته گلید بمولا
