fa
Feedback
آوای محبوب

آوای محبوب

رفتن به کانال در Telegram

برای تب زمین و سرفه های خشک گلدان کاش می شد پیاله ای شعر تجویز کرد. #محبوب سخنی اگر بود می شنومتان : https://t.me/NoronChat_bot?start=sec-fhahjbfehi

نمایش بیشتر
کشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است
277
مشترکین
-124 ساعت
-17 روز
+1630 روز
آرشیو پست ها
ای شب ! تو بمیر ما دوام آوردیم ما ماه تمام را به بام آوردیم ای بغض ! ترک بخور ، بباران خود را ای زخم ! برایت التیام آوردیم #واران

از گفتگو‌ با دستان‌ات باز گشته‌ام زخم‌های دهان باز سربسته عاشق می‌شوند #پانته‌آ_فوشریان
از گفتگو‌ با دستان‌ات باز گشته‌ام زخم‌های دهان باز سربسته عاشق می‌شوند #پانته‌آ_فوشریان

شمام برام ناشناس بفرستید قشنگاشو میارم اینجا😊

از صدایت می‌بوسم تو را صدایت که این همه گنجشک در دلم رها می‌کرد! #جمال_ثریا **** بس در طلبت کوشش بی‌فایده کردیم چون طفلِ دوان در پی گنجشکِ پریده #سعدی **** به سماجت گنجشک های اول صبح میمانم در دوست داشتنت... #الناز_حاجیوندی **** دلم از دوری ات گنجشک ِ باران خورده را مانَد که می لرزد به خود، کو آفتابِ روشن ِ مهرت... #معصومه_صابر **** جز شانه‌ی پر مهر تو ، کو شاخه‌ی امنی ؟ گنجشکِ کم و بیش هراسان شده‌ات را گاهی به نگاهی شده یک پنجره وا کن این عاشقِ پابندِ خیابان شده‌ات را #سجاد_رشیدی_پور **** وعیناک عصفورتان دمشقیتان. و چشم‌هایت دو گنجشکِ دمشقی!

چنتا شعر گنجشکی بفرستم؟😊

اگه دلتنگ صبح بخیر گفتنشی بهش بگو : گنجشک و هوای پاک نم نم دارم صبحانه ی شعر و چایی دم دارم لبخند بزن پنجره ها را وا کن یک صبح بخیر این وسط کم دارم #شهراد_میدری #دست_به_نقد

صبحتون صدای گنجشک

صبحتون خوشرنگ
صبحتون خوشرنگ

وقتی کم آوردی... عقب ماندم چو طفل کند ذهن از مکتب عشاق قیامت آمد و بگذشت و من مُردن نمی دانم #محمدسهرابی #دست_به_نقد

وقتی پر از گریه ای... یارب چه بودم و به کجا رفته‌ام که من هرگه به یادِ خویش رسم، گریه می‌کنم #بیدل‌_دهلوی #دست_به_نقد

وقتی پر از غمی... دلی دارم که از تنگی درو جز غم نمی‌گنجد غمی دارم زِ دلتنگی که در عالم نمی‌گنجد #محتشم_کاشانی #دست_به_نقد

اگه حرف از آزادی می زنیم ابتدا یاد بگیریم هر کسی رو با هر عقیده ای که هست بهش احترام بزاریم احترام، نه به معنای پذیرشِ حتمیِ یه عقیده، بلکه به معنای به رسمیت شناختنِ حقِ وجودِ اون عقیده و این نیاز به تمرین داره این روزها که تفاوت عقاید بیشتر به چشم میاد تمرین کنیم همین #محبوب

اگه حرف از آزادی می زنیم ابتدا یاد بگیریم هر کسی رو با هر عقیده ای که هست بهش احترام بزاریم احترام، نه به معنای پذیرشِ حتمیِ یه عقیده، بلکه به معنای به رسمیت شناختنِ حقِ وجودِ اون عقیده و این نیاز به تمرین داره این روزها که تفاوت عقاید بیشتر به چشم میاد تمرین کنیم همین ✍#محبوبه_یوسفی

اگه حرف از آزادی می زنیم ابتدا یاد بگیریم هر کسی رو با هر عقیده ای که هست بهش احترام بزاریم احترام، نه به معنای پذیرشِ حتمیِ یه عقیده، بلکه به معنای به رسمیت شناختنِ حقِ وجودِ اون عقیده و این نیاز به تمرین داره این روزها که تفاوت عقاید بیشتر به چشم میاد تمرین کنیم همین

Repost from N/a
وقتی که رفتی جای دستم، دل تکان دادم دنبال تابوت غزلهایم اذان دادم من از نگاهت تکه ای برداشتم بعدش با اشک شستم در دلم جایی مکان دادم هم زخمهای کهنه ام را پانسمان کردم هم زخمهای تازه ام را جانشان دادم بر شاخه ی تنهایی بیدی نشستم تا صیاد آمد سینه را تیر و کمان دادم تا سفره ی دل را گشودم میهمانم رفت قلبم شکست از زانوان تاب و توان دادم یک بقچه حرفم ماند روی میز تنهایی یک بقچه گریه قبلها بود و از آن دادم هرچند می آید نفس از سینه ام اکنون از قبل، مردن دیده ام؛ صدبار جان دادم آن یاکریمانی که آب و دان شان دادی راهی برای گریه کردن یادشان دادم خود تاجر الماس عشقم، بارها در عمر سودی نکردم هیچ !!بد جوری زیان دادم دیدم نیامد هیچ کس تشییع دل آن شب تابوت را با گریه و تنها تکان دادم به قلم #حسین_خدایی صدا #محبوبه_یوسفی #محبوب https://t.me/ashkhay_tanhaiy

ای چراغ دل تاريكم ازين خانه مرو ! آشنای تو منم ، بر در بيگانه مرو ! شمع من باش و بمان، نور زتو اشك زمن جان فشان تو منم، بر در پروانه مرو ! سوختی جان مرا، آه مكن ، اشك مريز از بر عاشق دلداده، غريبانه مرو ! لاله رويا! به گل چهره ی خود چنگ مزن سركشی بس كن و عاقل شو و ديوانه مرو ! قصه خواهی شدو از يادجهان خواهی رفت قهر بيهوده مكن ، در دل افسانه مرو ! كلبه ی تنگ مرا مهر تويی، ماه تويی ای چراغ شب تاريكم ازين خانه مرو ! به قلم #مهدی_سهیلی صدا #محبوبه_یوسفی #محبوب

آشنای تو منم، بر درِ بیگانه مرو

صبح یعنى... همه ی شهر پر از بوی خداست؛ عابرى گفت: که این مطلق نادیده کجاست؟ شاپرک پر زد و با رقص خود آهسته سرود؛ چشم دل بازکن
صبح یعنى... همه ی شهر پر از بوی خداست؛ عابرى گفت: که این مطلق نادیده کجاست؟ شاپرک پر زد و با رقص خود آهسته سرود؛ چشم دل بازکن این بسته به افکار شماست. صبحتون پر از عطر خدا

Repost from N/a
به غمت مبتلا تر از من نیست مَحرمی آشنا تر از من نیست دین و دنیای من تویی ، حالا مومنی بی‌خدا تر از من نیست در میان سپاهِ عُشاقَت هیچ‌کس باوفا تر از من نیست شاهِ مغرورِ خاکِ پای توام پادشاهی گداتر از من نیست هر کسی عاشقت شود ، هرگز به غمت مبتلاتر از من نیست...

وقتی طرف بی معرفت از آب در میاد: ‏پیام دادم و گفتم بیا خوشم می‌دار جواب دادی و گفتی که من خوشم بی تو... #سعدی #دست_به_نقد