fa
Feedback
Association of stars

Association of stars

رفتن به کانال در Telegram

نمایش بیشتر
کشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است
2 001
مشترکین
-324 ساعت
-637 روز
-4830 روز
آرشیو پست ها
:)

:)

مشتری ها راضی

🤣🤣🤣🤣🤣🤣

الان میفهمم چرا همه ی منطقه ها طرفو میشناسن و ازش بدشون میاد و با همه خاطره دارن🙏🏻

photo content
+1

نه

موهاتو رنگ کردی ؟

خدا حفظشون کنه

10.10💕💕💕💕💕💕

نوشته هات مثل خودت ناز و دوست داشتنی و خوشگل و مامانی و خوردنی هستند 💕

بعضی چیزهای ساده، تا‌ابدزیبامی‌مانند، شاید از آن روکه‌دگرهیچ‌گاه‌تجربه نمی‌شوند.بگذار مثالی بزنم؛ بیدار شدن برای مدرسه، ساعت هفت صبحِ زمستان. آن زمستان‌هایی تاریک و سرد که صدای ساعت کوکی، چونان طوفانی در دلِ تاریکی، بر خواب شیرینم می‌نشست و مرا از بستر گرمم جدا می‌کرد. آنگاه ناچار می‌شدم پلک‌هایی را بگشایم که گویی هر یک چندین تُن وزن داشتند،ارمغانی از شب پیش، از بیدار ماندن و بازی‌های بی‌پایان با خانواده و تعریف خاطرات در تخت خواب و قصه های هزار و یک شب. باید لقمه‌های صبحانه را به زور فرو می‌بردم و با چشمانی که هنوز در خواب بودند، خود را برای رفتن مهیا می‌کردم. لیک گاه، درست همان‌گاه که برای شستن صورتم می‌رفتم، سپیدی برف از پس پنجره رخ می‌نمود و مادرم، که کنار آن ایستاده بود، شتابان صدایم می‌زد تا آن سپیدی آرام را به من نشان دهد. و پس از آن، صدای خواب‌آلود پدرم از میان گرمای خانه به گوش می‌رسید؛ صدایی که مرا از رفتن به مدرسه بازمی‌داشت. آن روزِ برفی، آن گرمای سرد، آن ذوقِ وصف‌ناپذیر از کنسل شدن امتحان، آن فراموشی شیرین وسایل کاردستی، آن بازگشت دوباره به بستر گرمم و آغوش خواهر کوچکم که چون قو در پنبه بود و برف‌بازی‌های بعدازظهرمان و خوردن نوشیدنی های گرم بعدش و… چه چیزهایی که در آن روزها ساده می‌نمودند و اکنون، پس از گذشت سال‌ها، به خاطره‌هایی بدل شده‌اند که دگر نمی‌توان به آن‌ها بازگشت. نه به ساعت هفت صبح زمستان، نه به آن پلک‌های سنگین، نه به صدای مادرم کنار پنجره و نه به صدای پدرم که نویدِ نرفتن به مدرسه را می‌داد.کودکی، چه بی‌صدا از کنارمان می‌گذرد؛وماچه دیردرمی‌یابیم که بعضی لحظه‌ها، تنهایک‌بار سهم زندگی‌مان می‌شوند.

photo content

پس برنامه عوض شد این برای توعه🤣

این مناسب منه

خدایا یا من بمیرم یا مامانم تصمیم بگیره امروز به خانه نیاد

مونا برنجمو سوژوندم خونه رو دود برداشته جلومو نمیبینم

🙏🏻🙏🏻🙏🏻
🙏🏻🙏🏻🙏🏻

برای اینا یچیز دیگه پیدا کردم

بخدا به مامانم گفتم