پای سیب.
رفتن به کانال در Telegram
534
مشترکین
+124 ساعت
-77 روز
+5030 روز
آرشیو پست ها
532
Repost from پای سیب.
نوید عزیزم، من نمیدانم که ما موفق خواهیم شد یا نه، من نمیدانم سرنوشت ما چه خواهد شد، من نمیدانم که روزی شادی در کنار مردم خواهد ایستاد یا نه؛ من هیچ نمیدانم. اما میدانم که تو بسیار بیگناه بودهای. برای آنکه خاک آنقدر ظالمانه تو را در آغوش بگیرد، بسیار بیگناه بودهای؛ رویاپردازِ کوچک.. پسرِ ایران.. ته مایهی امیدی دارم که شاید ما روزی بتوانیم فریاد روحت را به روی حقیقت بکِشانیم تا ذرهای از جانفشانی تو بیهوده شمرده نشود... فرزندِ زندگی.. عزیز ایران.
532
Repost from متناقضنما
۴سال پیش، ۲۲ شهریور ۱۴۰۱، ژینا امینی توسط گشتارشاد تهران دستگیر شد. برادرش به مامورین حکومت میگفت «خواهرم رو نبرید، ما غریبیم توی این شهر». بعدها تصاویر منتشر شده از ژینا درلحظهی دستگیری نشان میدهد که ژینا شال و مانتوی بلند داشت و احتمالا بهخاطر عقب بودن شال یا کمی تنگ بودن شلوار دستگیر شده بود. مامورین گفتند ژینا پس از برگزاری یک “کلاس توجیهی” در مقر نیروی انتظامی آزاد میشود اما بعد از چندساعت ژینا با علائم ضربوشتم شدید به بیمارستان کسری منتقل شد و پس از سه روز به تاریخ ۲۵ شهریور ۱۴۰۱ برای همیشه چشم از جهان فروبست. ۲۲ شهریور نقطهی آغازی بود برای پایانهایی که هنوز هم داریم میبینیم. ۲۲ شهریور لحظهای بود که فرزندی دیگر به خانه بازنگشت و از آن روز به بعد، فرزندان زیادی هرگز به خانه بازنگشتند. ۲۲ شهریور آغازِ زنجیرهای از پایانها بود؛ پایانِ اطمینان به فردایی که قرار بود بیتفاوت از راه برسد، پایانِ سکوتی که گمان میرفت میتواند برای همیشه ادامه پیدا کند و پایانِ روزهایی که تصور میکردیم گذشته، الزاماً پشت سر ما باقی میماند. ۲۲ شهریور تاریخی بود که زندگیِ زنی بهعلت عدمِ وجودِ آزادی، قربانی خشونت شد و از آن روز به بعد، روایت او، تبدیل به فریاد شد؛
زن، زندگی، آزادی.
532
Repost from ⋆. ݁ 𝗠𝗼𝗼𝗻 𝗔𝗿𝘁 ݁.⋆
🌻این پیام رو فور کنید؛تا با توجه به وایب چنلتون بهتون بگم اگه یه بخشی از طبیعت بودین، چی بودین و چرا؟
لیمیت: 15 چنل اول
لطفا محتوا داشته باشید..
532
Repost from Memento Vivere
I genuinely love mornings.
Life feels a little slower and somehow better in the morning. You get to have your own little routine — make your favorite breakfast, read a few pages of a book, watch your favorite show, and simply have some time for yourself.
I’d been away from this routine for a while because sometimes adult life takes so many little things away from you. But I don’t think that peaceful feeling of mornings ever really disappears.
There’s still something special about having breakfast while feeling like you’re starting a brand-new day.
Maybe it’s these simple little moments that make a day feel a little more special.
