fa
Feedback

فریب کلاهبرداران را نخورید! تل‌متریو این کانال‌ها را شناسایی و برچسب‌گذاری می‌کند 👉 برای مشاهده برچسب، اشتراک تهیه کنید 👈

پرنسس‌ِ‌بابام.

پرنسس‌ِ‌بابام.

رفتن به کانال در Telegram

نیاز به تأیید هیچکس ندارم، بابام گفته همیشه حق بامنه. من؟ علیاحضرت شاهزاده والامقام پرنسس فاطمه سادات خانوم.🎀

نمایش بیشتر
کشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است
294
مشترکین
+124 ساعت
+97 روز
+930 روز
آرشیو پست ها
بعدش دیدم فقط به من یدونه دادن😕😕
بعدش دیدم فقط به من یدونه دادن😕😕

امروز از هر ۱۰۰تا زائر ۵۰ تاشون عروس و داماد بودن☺️🙏🏻

Repost from N/a
photo content
+3

با تمام بدبختی‌های ممکن از اینکه تو عالم ذر انتخاب کردم تو مشهدِ ایران به دنیا بیام نه کالیفرنیایِ آمریکا راضی ام. ایرانی بودن را با تمام تراژدی‌هایش دوست دارم.

قبل اون سحر من نمی‌دونستم باباها چطوری گریه می‌کنن.

ولی تا ابد اون سحر برای من تروماست. با گریه بیدارشدم و شب با گریه خوابم برد.

خندان چو برق رفتی، حیران چو ابر ماندم؛ دیدم که بر نگشتی، ناچار گریه کردم(:
خندان چو برق رفتی، حیران چو ابر ماندم؛ دیدم که بر نگشتی، ناچار گریه کردم(:

درست میشه.

تو اینستا مد شده دونه‌دونه می‌رن در خونه‌ی فامیلاشون، کارت عروسیشون رو می‌دن و سوپرایزشون می‌کنن؛ کپشن هم می‌نویسن: «بیاید این کار رو رواج بدیم.» بعد هر کدوم از فامیلاشون که درو باز می‌کنن، از سر تا پاشون اتو کشیده است. خواستم بگم: اگر یه موقع عروس شدید و می‌خواستید از این کلیپ‌ها درست کنید، مارو سورپرایز نکنید؛ چون ما فکر می‌کنیم پستچیه و با چادر نماز میایم دم در فیلم ادایی‌تون خراب میشه.

_
_

دوستام دارن تموم میشن💔 خدا پسرا رو از روی زمین محو کنه الهی.

ازت متنفرم مرد🙏🏻✨
ازت متنفرم مرد🙏🏻✨

حالا درسته که به شما کلوچه نرسیده ولی لطفاً برای گشایش و بهم رسیدن دوستم و اون پسره که ازش بدم میاد دعا کنید.

اگر یدونه‌ش رو برای من پست می‌کرد سید اولاد زهرا براش دعا می‌کرد فردا عروسیشون بود.😔

Repost from N/a
نذرقشنگم🩵:)
نذرقشنگم🩵:)

یک وقت شب عید، یکی از رفقای ما دو جعبه شیرینی فرستاد و گفت: «یک واحدش برای آقا مجتبی است.»
ایشان گفت: «من قبول نمی‌کنم؛ چون دهنده‌اش را نمی‌شناسم.»
یک همکاری داشتیم که هر سال برای ما توت می‌فرستاد؛ این توت‌ها را قبول می‌کردند، چون می‌گفتند:
«این را می‌شناسم که وجوهات می‌دهد.»
یک بار شخصی از دوستان پدرم برای هدیه خوراکی آورده بود. ایشان از پدرم پرسید: «کاسبی‌اش چطور است؟» پدرم گفت: «نمی‌دانم.» پرسید: «وجوهات می‌دهد؟» پدرم گفت: «نمی‌دانم.» دیدم از آن خوراکی برداشت، ولی نخورد. یک بار در رودربایستی باید افطار جایی می‌رفتیم. ایشان اول بهانه آورد، ولی ما اصرار کردیم و خلاصه آمدند؛ خیلی هم اذیت می‌شدند. خانه‌ی شیکی بود.
زهرا خانم گفت همان شب حساب کرد که چقدر غذا خورده است و آن را رد مظالم داد.
خلاصه، خیلی اهل رعایت حرام و حلال بود. یک بار به دلیل بیماری خواهرم، مجبور شده بودند برای مهمان‌هایشان ده پرس برنج و خورشت از آشپزخانه‌ی دفتر بگیرند. حاج آقا رفت و قیمت غذا را محاسبه کرد و همان موقع پرداخت کرد.
کتآب آقا مجتبی| فریدالدین حداد عادل•

حالا شما که زن اول هم نمی‌توانید بگیرید ولی گفتم شاید برایتان جالب باشد.

به شدت افراد را از ورود به حوزه ی شخصی دیگران منع می‌کنند. یک وقت آقایی همسر دوم گرفته بود و با همسر اولش به اختلاف خورده بود و موضوع بین فامیل پیچید. بعد زن‌های فامیل موضوع را مطرح و درباره‌اش صحبت کردند؛ ایشان اصلاً اظهار نظر نکرد. بعد که خلوت کردیم،
به ایشان گفتم: «شما خیلی زرنگ هستید، چیزی نگفتید که خانم‌ها ناراحت نشوند.»
گفتند: «نه، واقعاً تا وقتی که همه ی حقایق را نمی‌دانیم و در جایگاه قضاوت نیستیم، نمی‌توانیم در مورد دیگران اظهار نظر کنیم. چرا حق الناس کنیم؟ کار بد یا خوبی کرده است، به خودش مربوط است.»
گفتم: «پس چرا آقا گفته اند کسی که زن دوم می‌گیرد در دفتر من نباشد؟» گفتند: «این به خاطر اثرات اجتماعی و کاری آن است؛ همین طور به دلیل الگو بودن دفتر رهبری است.»
حضرت آقا خیلی خشن بود در مورد ازدواج مجدد و موقت؛ در مورد حاج آقا هم همین طور است. آقایی که کارهای دفتر ایشان را انجام می‌دادند گفتند: «ایشان از پدرش سخت گیرتر است. گفته اند هرکس ازدواج مجدد یا موقت کرد، دیگر دفتر من نیاید؛ شوخی اش را هم اجازه نمی‌دادند.»
نکته دیگر اینکه در به کار بردن قیود، مقدار دقیق هستند؛ یعنی نمی‌گوید آدم خیلی بدی است، می‌گوید: «این آدم از این جهت گرفتار است؛ از این جهت اشتباه کرده است.» خیلی در استفاده از الفاظ دقت دارند.
•کتآب آقا مجتبی| فریدالدین حداد عادل•

اشتباه ترین کار ممکن یک زائر تو مشهد اینکه برای خرید بره بازار رضا. قیمت‌های اونجا به نرخ دلار عرب‌هاست زائرین محترم و گرامی.

خانم‌ها از توپ و تانک دشمن نمی‌ترسن از سوسک می‌ترسن.