Durch Leiden Freude
رفتن به کانال در Telegram
پوستِ پژمردهٔ چروکیدهای که زیرش چیزی جز اشتیاق نیست.
نمایش بیشترکشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است
252
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
+37 روز
+1730 روز
آرشیو پست ها
Repost from N/a
Bach-Ich habe genug,BWV 82
contata for Bass,Oboe,Strings&continuo
Repost from N/a
نمایش 🎭
((مجلس اسبها و فیلها))
اجرایی با ریشه های ایرانی؛
سووشونی با روایتی تازه و فرمی باستانی.
اگه اهل تئاتر و تجربه ی اجراهای نمایشی ایرانی هستین ، اجرای مارو از دست ندین و قدم بر چشم ما بگذارید.🤍🙌🏻
🎟️ بلیطت رو از تیوال بگیر، ببینش و بعد پیشنهادش کن
https://www.tiwall.com/p/majles3
بیتردید، اکنون بهتر میتوان فاصلهی میان سابینا و فرانز را درک کرد: فرانز حریصانه به او گوش میداد تا از زندگیاش سخن گوید و سابینا با همان ولع سخنان او را میشنید. آنها دقیقاً معانی منطقی کلمههایی را که به یکدیگر میگفتند درک میکردند، اما بدون آنکه زمزمهی رودخانهی معانی را که در خلال این عبارات روان بود بشنوند.
به این دلیل، وقتی سابینا کلاه گرد لبهدار را جلوی فرانز روی سرش گذاشت، او احساس ناراحتی کرد، گویی به زبان ناآشنایی با وی سخن گفته باشد. این حرکت را وقیح یا احساساتی نمیپنداشت، بلکه درکنشدنی مییافت و از فقدان معنا در آن حیرتزده شده بود.
وقتی مردم هنوز کموبیش جوانند و آهنگهای موسیقی زندگیشان در حال تکوین است، میتوانند آن را به اتفاق یکدیگر بسازند و مایهها را ردوبدل کنند (مانند توما و سابینا که مایهی کلاه گرد لبهدار را ردوبدل کردند)، اما وقتی در سن کمال به یکدیگر میرسند، آهنگهای موسیقی زندگی آنها کموبیش تکمیل شده است و هر کدام یا هر شی در قاموس موسیقی هر کدام معنی دیگری میدهد.
یک بار دیگر توما با خود گفت که ترزا کودکی است که او را در سبدی صمغاندود گذاشته و روی آب رها کردهاند. آیا میتوان گذاشت سبدی که کودکی در آن پناه گرفته است در آبهای متلاطم رودخانه غرق شود؟ اگر دختر فرعون سبد موسای خردسال را از آب نگرفته بود، عهد عتیق و تمامی تمدن ما وجود نمیداشت! در آغاز بسیاری از افسانههای کهن، کسی کودکی رهاشده را نجات میدهد. اگر پولیپ اُدیپ کوچک را با خود نبرده بود، سوفکل زیباترین تراژدی خود را به رشتهی تحریر درنمیآورد!
توما آنگاه فهمید استعاره چیز خطرناکی هست. با استعاره نمیشود شوخی کرد. عشق از یک استعاره آفریده تواند شد.
همان
