fa
Feedback
|مــَلجـاء¹³³. ³³³ |

|مــَلجـاء¹³³. ³³³ |

رفتن به کانال در Telegram

تب را عـلاج آب بُوَد وین عـجـب که من می‌سوزم از تبی‌ که علاجش به خاک توست.. . 𝐁.𝐔.𝐋🐐🔥 . •Instagram:khodeparda1333• •Instagram:hoour.333• نـاشناس: @kalbehaghazadeh333bot. |مددی یا ۱۲۸❤️‍🩹|

نمایش بیشتر
کشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است
373
مشترکین
+124 ساعت
اطلاعاتی وجود ندارد7 روز
+2930 روز
آرشیو پست ها
از کربلا به شام چو پیمود مرحله  آن کاروان بی‌کس و بی‌زاد و راحله  زآن کشتگان، چو مرحله‌ای می‌شدند دور  دوری ز صبر بود به هفتاد مرحله  چون عهد کوفیان، همه را سست، تارِ صبر  چون چشم شامیان، همه را تنگ، حوصله  طفلانِ پا برهنه، یتیمانِ خون‌جگر  از چرخ در شکایت و با بخت، در گِله  نیلی، رخی ز سیلی و گل‌گون، رخی ز خون  پایی ز قید، خسته و پایی ز آبله  زنجیر بود و سلسله‌ی مصطفی و بس  یک تن نبود ز‌آن همه، خارج ز سلسله  تا شام در مقابل زینب، سر حسین  کرده است مهر و ماه، تو گفتی مقابله  گفتی فراز نیزه، سر آن بزرگوار  نام خدایْ بود، پس از مدّ «بسمله»  زآن ناکسان، هر آن ‌چه بر آن بی‌کسان رسید  با هیچ کافری نکند این معامله

جونم در بیاد برات خانوم تو روضه هات…

الهی به حق رقیه(س)…

به اندازه تمامی فضائل مولانا امیرالمومنین(ع) ﷻ بر دشمنان همین اقا لعنت…

ای بر دشمنِ مرتضی علی لعنت..

گویند که خدا همیشه با ماست، ای غم‌ نکند خدا تو باشی؟

خیلی رندوم [ بَـر عمـر حَ*روم*ـزاده لعنت ]

وقتی که حضرت رقیه -سلام‌الله‌علیها- در خرابهٔ شام از دنیا رفت، صدای نالهٔ حضرت زینب -سلام‌الله‌علیها- بلند شد: «علی‌اکبر! بیا به شام، که خواهرت از دنیا رفت...» صد و یک منبر، حاج امین الواعظین اردبیلی، تالیف سال ۱۳۷۳ ه.ق، چاپ سربی، ص۱۷۷ اکبر بیا که دست و پایم درد دارد شب گشته و صحراء هوایی سرد دارد /-💔

کربلای‌همه‌دستته‌خانم‌سه‌ساله ما‌از‌قدیم‌با‌اعتقاد‌میگفتیم گر‌دخترکی‌‌پیش‌‌پدر‌نازکند گره‌کربلا‌همه‌را‌باز‌کند نکنه‌کربلای‌ما‌دیر‌شه من‌امید‌‌دارم‌که‌این‌سگو‌میخری زندگیم‌به‌حرمت‌بستگی‌داره #اربعین‌کربلا

؛ توخودت‌خدای‌عشقی تو‌الهه‌ی‌دمشقی تو‌همان‌غم‌عظیمی‌ که‌سرمرا‌شکستی./
؛ توخودت‌خدای‌عشقی تو‌الهه‌ی‌دمشقی تو‌همان‌غم‌عظیمی‌ که‌سرمرا‌شکستی./

تو چه کرده ای که من از خواب و خوراک افتادم ..

🌱🕊️

روزها درگیرِ اندوه و بلا شب بمیرم من زِ داغِ کربلا...

پیش هر کس رو زدم ، افتاده رویم بر زمین جز درِ یک خانه ،آن هم خانه ی ام البنین..

راه جز راه علی عاقبتش چاه بُوَد

فقط دعا میکنم نگاهِ حضرت بیوفته بهتون بلکه کمتر بازی دربیارید تو این دم و دستگاه

به دل اشتیاق‌ دادم که کنار قبرم آیی