خاکستر.
رفتن به کانال در Telegram
خودمونی به صرفِ چای و کتاب و عکس و زندگی! صندوقِ پستی: @burnt_ashbot
نمایش بیشترکشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است
232
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
+27 روز
-330 روز
آرشیو پست ها
232
«تنها کاری که از دستم برمیآید تا کمی از این رنج بکاهم این است که به عکس زیبایت خیره شوم یا چشمهایم را ببندم و لبخند پرطراوت تو را تصور کنم اما دریغ از تخیلات ناتوان من که جز جایگزینی محو و تاریک از تو در چنته ندارد. آه که چقدر دلم برایت تنگ است.»
- صفحهٔ ۱۳۴ -
232
«حس میکنم هرگز پیش از این زنده نبودم. سالهاست که خطر نکردم و برای چیزی دل به دریا نزدم. اصلا نمیدونم چی هستم یا چی میخوام بشم.»
- صفحهٔ ۸۰ -
232
کیتینگ لبخندی زد و گفت: «زبان به یک دلیل اختراع شد پسرها-»
دوباره بشکنی زد و اینبار به نیل اشاره کرد.
«برای ایجاد ارتباط؟»
کیتینگ گفت: «نه. برای اظهار عشق به زنها.»
- صفحهٔ ۷۱ -
