fa
Feedback
sea🌊(چک نمی‌کنید لف بدید🙏)

sea🌊(چک نمی‌کنید لف بدید🙏)

رفتن به کانال در Telegram

72 green`🌿 t.me/HidenChat_Bot?start=7288695442

نمایش بیشتر
کشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است
218
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
-197 روز
+130 روز
آرشیو پست ها
موزه تایپ هم شش به بعد باز میشد پس اومدیم دی

بهم گفت ۱۰ دقیقه وگرنه اسنپ میگرفتم

نیم ساعت تو گرما پیاده اومدم تا رسیدم

خواستم بگم چت جی پی تی واقعا روانیه

پیام صوتی00:21

چه زیبا سپاس از شاعر🙏

اگر شماهم دیدگاه مفیدی در باب این موضوع دارید باهام در میون بزارید.

sticker.webp0.25 KB

سانسور و جنگ مدرن همینه.

و این رو هم نباید فراموش کرد که اعتیاد فقط مواد مخدر نیست. موبایل، شبکه‌های اجتماعی، بازی و بعضی رفتارهای دیگه هم می‌تونن چرخه‌های بسیار قدرتمندی از پاداش و رفتار اجباری ایجاد کنن. چیزی که ترسناک‌ترش می‌کنه اینه که این نوع اعتیاد کاملاً در زندگی روزمره‌مون ادغام شده و خیلی وقت‌ها اصلاً متوجه نمی‌شیم داریم بهش وابسته می‌شیم. اما فضای مجازی فقط با اعتیاد ما رو تحت تأثیر قرار نمی‌ده؛ با چیزی که بهش «اقتصاد توجه» می‌گن، می‌تونه روی اینکه چه چیزی ببینیم، به چه چیزی فکر کنیم و حتی از چه چیزی عصبانی یا هیجان‌زده بشیم اثر بذاره. الگوریتم‌ها بر اساس رفتار قبلی ما یاد می‌گیرن چه محتوایی بیشتر توجه‌مون رو جلب می‌کنه و بعد نمونه‌های مشابه بیشتری جلوی ما می‌ذارن. این یعنی به‌جای اینکه ما کاملاً آگاهانه محتوای خودمون رو انتخاب کنیم، بخشی از محیط ذهنی‌مون توسط سیستمی انتخاب میشه که هدف اصلیش نگه داشتن توجه ماست. این نوع کنترل لزوماً با اجبار اتفاق نمی‌افته؛ اتفاقاً ترسناکیش اینه که احساس می‌کنی کاملاً آزادانه انتخاب کردی. از طرف دیگه، فضای مجازی کم‌کم توانایی انسان برای فکر کردن عمیق رو هم فرسوده می‌کنه. آدم‌ها با چند ویدئو و چند پست تصور می‌کنن درباره‌ی همه‌چیز صاحب‌نظرن؛ کمتر کسی حاضر میشه بگه «نمی‌دونم». اطلاعات زیاد شده، اما فهم عمیق الزاماً بیشتر نشده. انسان به جای اینکه با یک مسئله خلوت کنه، جواب آماده می‌گیره و به جای تجربه کردن، نظر دیگران رو مصرف می‌کنه. احساسات حقیقی، سکوت، طبیعت و تنهایی هم کم‌کم ارزش خودشون رو از دست میدن، چون همه‌چیز باید سریع، قابل‌نمایش و قابل‌مصرف باشه. اینجاست که شباهتش به «فارنهایت ۴۵۱» برای من ترسناک میشه. نابودی تفکر لزوماً با ممنوع کردن کتاب اتفاق نمی‌افته؛ گاهی کافیه ذهن انسان رو آن‌قدر از محرک، سرگرمی و اطلاعات سطحی پر کنی که دیگه فرصت نکنه با خودش، طبیعت یا حقیقت روبه‌رو بشه. ترسناک‌ترین آینده شاید جامعه‌ای نباشه که در اون مردم اجازه‌ی فکر کردن ندارن؛ جامعه‌ای باشه که هنوز آزادی فکر کردن دارن، اما دیگه توان، حوصله یا حتی میلِ فکر کردن رو ندارن. و شاید در نهایت، خطر اصلی همین باشه.. اینکه چیزی که قرار بود ابزار ما باشه، کم‌کم تبدیل بشه به چیزی که توجه‌مون، عادت‌هامون و حتی بخشی از انتخاب‌هامون رو شکل می‌ده؛ بدون اینکه حتی متوجه بشیم مرز بین «انتخاب خودمون» و «چیزی که به انتخاب ما جهت داده شده» کجاست.

sticker.webp0.07 KB

و دردناک‌ترش اینه که آدم می‌فهمه اعتیاد الزاماً سراغ آدم‌های ضعیف یا بی‌اراده نمی‌ره؛ من انسان‌های فوق‌العاده‌ای دیدم که گرفتار چنین دامی شدن. آدم‌هایی باهوش، عمیق و توانمند که شاید اگر در شرایط دیگری قرار می‌گرفتن، مسیر کاملاً متفاوتی داشتن. همین باعث میشه اعتیاد رو بیشتر از اینکه یک «ضعف شخصیتی» ببینم، یک فرایند پیچیده‌ی روانی و عصبی بدونم که می‌تونه به‌مرور حتی ادراک آدم از خودش و زندگی‌ای که داره رو تغییر بده...

تسلیم شدن.

به نظرم ترسناک‌ترین بخش اعتیاد خودِ مصرف نیست، بلکه لحظه‌ایه که مغز کم‌کم باهاش سازگار میشه و مقاومت روانی فرد رو از بین می‌بره. اوایل، فرد معمولاً می‌دونه کاری که انجام میده اشتباهه و بین میل به مصرف و میل به ترک درگیره. اما با تکرار، سیستم پاداش مغز تغییر می‌کنه و مصرف کم‌کم از «انتخاب» به یک رفتار اجباری تبدیل میشه. بعدش توجیه‌های ذهنی شروع میشن؛ مغز برای کاهش تضاد بین «می‌دونم این بده» و «باز هم انجامش میدم»، باورها و توجیهاتی می‌سازه که شرایط رو قابل‌قبول‌تر کنه. شاید ترسناک‌ترین مرحله همین‌جا باشه.. نقطه ای که آدم دیگه صرفاً نمی‌تونه از شرایطش خارج بشه، بلکه ذهنش اون شرایط رو به‌عنوان وضعیت طبیعی و قابل‌قبول زندگی می‌پذیره. یعنی چیزی که یه زمانی ازش رنج می‌برد، کم‌کم براش عادی میشه و حتی بهش احساس رضایت میده. در نهایت، مسئله فقط این نیست که دیگه نمی‌خوای تغییر کنی؛ مسئله اینه که دیگه دلیلی برای تغییر نمی‌بینی، چون ذهنت شرایط اسفناکی رو که درش گرفتار شده، به‌عنوان زندگیِ مطلوبت پذیرفته.

که راجب اعتیادهص

داشتم فیلم پسر زیبا رو میدیدم

سریع تر ایمان دارم فرشته ای

الان پرواز میکنم وایسا