She 𓍼
کانال بسته
Don’t use my photos honey “
نمایش بیشترکشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است
342
مشترکین
+224 ساعت
+77 روز
+3130 روز
آرشیو پست ها
342
هر روز باید ذکری واحد را مکرر بخوانم و آنچه را که قدیمی است، قدیمی ندانم:« که تو از آن منی و من از آن تو».
342
نان را از من بگیر، اگر میخواهی
هوا را از من بگیر، امّا
خندهات را نه.
گل سرخ را از من مگیر
سوسنی را که می کاری…
از پس نبردی سخت بازمی گردم
با چشمانی خسته
که دنیا را دیده است
بی هیچ دگرگونی،
امّا خنده ات که رها میشود
و پرواز کنان در آسمان مرا میجوید
تمامی درهای زندگی را
به رویم میگشاید.
عشق من، خنده تو
در تاریک ترین لحظه ها می شکفد
و اگر دیدی، به ناگاه
خون من بر سنگ فرش خیابان جاری ست،
بخند؛ زیرا خنده تو
برای دستان من،
شمشیری است آخته.
در کناره دریا
موج کف آلوده اش را
باید برفرازد
و در بهاران، عشق من!
خنده ات را میخواهم
چون گلی که در انتظارش بودم،
گل آبی، گل سرخِ کشورم که مرا میخواند.
خند بر شب
بر روز، بر ماه،
بخند بر پیچاپیچِ خیابانهای جزیره،
امّا آنگاه که چشم میگشایم و میبندم،
آنگاه که پاهایم میروند و بازمیگردند
نان را، هوا را
روشنی را، بهار را
از من بگیر
امّا خنده ات را هرگز
تا چشم از دنیا نبندم🪡💞
342
من براى تجربه هاى
نزيسته گریه مى كنم.
براى پدرى كه هرگز بزرگ شدن
بچه هاش رو ندید
براى نوجوانى که
عشقى را تجربه
نكرد، براى جوانى
كه زندگیاش در
لحظه اى
خشونت آمیز
خاموش شد. هر
جان از دست رفته
يک جهان ناتمام.
هيچ كلمه اى واقعا
نمى تونه سنگینى
اين فقدان رو نشون
بده!
