𝑺𝑬𝑪𝑹𝑬𝑻 𝑵𝑨𝑴𝑬
رفتن به کانال در Telegram
《 بعضی نامها را نمی شود نوشت؛فقط میشود برایشان شعر گفت.همه ی شعرها ، برای کسی است که نمیداند....ℯ》 @parnia100bot
نمایش بیشترکشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است
222
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
-67 روز
-1030 روز
آرشیو پست ها
221
امشب داشتم با خودم فکر میکردم
اگر علاقه ام به تو مثل یک جوونه ی کوچولو بود
با اون علاقه ای که به اون جوونه داشتم قشنگ میکاشتم اش ، بهش آب میدادم ، باهاش صحبت میکردم، قربون صدقش میرفتم ، میگفتم که چقدر دوستش دارم و بودنش برام دلگرمیه ؛
الان اون شده بود یه درخت تنومند و سرسبز ، شده بود درخت مورد علاقم یعنی بید مجنون.
ولی نیستی؛ نیستی که مثل اون جوونه کوچولو موچولو بهت رسیدگی کنم و یه روزی یه درخت بزرگ و زیبا بشی تا بهت تکیه کنم و زیر سایه ات استراحت کنم و بالاخره با خودم بگم آخيش از و خدا تشکر کنم..........
ℯ
221
Repost from اونجا که میگه:
اونجا که شیرازی میگه:
آن صبر که در حوصله ی غیر نگنجد
در ماست که خارج بُوَد از طاقتِ ایوب
221
Repost from اونجا که میگه:
اونجا که شاملو میگه:
ﺑﺘﺮﺱ ﺍﺯ ﺍﻭ ﮐﻪ ﺳﮑﻮﺕ ﮐﺮﺩ
ﻭﻗﺘﯽ ﺩﻟﺶ ﺭﺍ ﺷﮑﺴﺘﯽ ...
ﺍﻭ ﺗﻤﺎﻡ ﺣﺮﻑ ﻫﺎﯾﺶ ﺭﺍ ﺟﺎﯼ ﺗﻮ ﺑﻪ ﺧﺪﺍﺯﺩ ...
ﻭ ﺧﺪﺍ ﺧﻮﺏ ﮔﻮﺵ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ ﻭ ﺧﻮﺏﺗﺮ ﯾﺎﺩﺵ ﻣﯿﻤﺎﻧﺪ .
221
Repost from ˓ 𝒟𝑒𝓇𝒶𝓃𝑔 ˒
- گاهی با دویدن برای رسیدن به کسی
نفسی برای ِ ماندن در کنار ِ او نخواهی داشت ؛
پس با کسی بمان . .
ك ِ نصف راه را به سمتت دویده باشد !
221
Repost from ˓ 𝒟𝑒𝓇𝒶𝓃𝑔 ˒
علی ك ِ دید ، ولی کاش بعد از این دیگر
میان ِ شعله نبیند کسی نِگارش را : )!
221
Repost from ˓ 𝒟𝑒𝓇𝒶𝓃𝑔 ˒
حرف ِ دل بسیار اما شعر کوتاهش خوش است ؛
نه گُلی در باغ مانده ، نه دِلی در پیکرم . . !
221
Repost from اونجا که میگه:
اونجا که هلالی جغتایی میگه:
تسکین نیابـد،
جانِ مـن
صـد بــار اگـر
بینم تـو را
