مگر تمام عمر چندتا بـهمنـہ ؟
رفتن به کانال در Telegram
نمایش بیشتر
کشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است
578
مشترکین
-624 ساعت
-507 روز
-58530 روز
آرشیو پست ها
آدمهای دورش کمتر و کمتر میشدن اما براش مهم نبود، معتقد بود اگه خودش رو داشته باشه عملا کم و کسری نداره و باز هم میشه زندگی کرد؛
بی احساس یا بیرحم نبود، فقط رو آدمها حساب نمیکرد، ته داستان رو خوب میدونست، دیگه امیدش فقط به خودش بود.
کاش میشد یکم بزنیم جلوتر ببینیم اصلا ارزش داره ادامه شو زندگی کنیم یا نه...
وقتی شخصیت واقعی یه آدم رو میفهمم حس میکنم حتی چهرهاش هم برام تغییر میکنه.
میگفت: تصمیم گرفتم آنقدر سکوت کنم تا دلی برایم تنگ شود؛ به خودم آمدم دیدم فراموش شدهام!
آدما هیچوقت از بین نمیرن، اونا تبدیل میشن به یه سری حس مثل خشم، تنفر، دل زدگی، دل مردگی، حسرت یا شایدم بغض.
گسلایت فقط اونجا که با خودت میگی «چیزی نشده که، چرا بزرگش میکنی؟! همه چی مرتبه.»
