fa
Feedback
«پایا، Paya»

«پایا، Paya»

رفتن به کانال در Telegram

نمایش بیشتر
کشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است
325
مشترکین
+124 ساعت
اطلاعاتی وجود ندارد7 روز
-630 روز
آرشیو پست ها
Repost from N/a
زیبا ترین عکس امروز 🤍
زیبا ترین عکس امروز 🤍

🎥 فیلم " امیلی " (2022) 🎬" Emily " 🎞 کیفیت 720p 📝#زیرنویس_چسبیده_فارسی @PrideandPrejudic

دوستان پدرم یکی پس از دیگری می میرند و می روند بعد از چهار سال درگذشت پدر، امروز خبر درگذشت دوست و کاکایم مرا به یک غم دیگری فرو برده است. نمی دانم چی بگویم

تابلوی پورتریت آقای جان الیف تمام شد. امروز با چه خواری و خسته‌گی، با کل ناامیدی رفتم شار و از آنجا سمت غوربندی؛ چون مادرم گفته بود مهرهٔ همرنگِ بگروند تابلویت در بازار نمانده. ولی رفتم. دوکان به دوکان گشتم، دوکان‌ها را زیر و رو کردم تا بالاخره مهره‌ای شبیهش را پیدا کردم. خانه که آمدم، همان بیست قطارِ مانده را هم تمام کردم. می‌دانید چیست؟ من برای تمام شدن تابلو گریه دارم. چند روز پیش به سخی امیری، داداش شاعرِ من، گفته بودم که من با تمام کردن هر تابلو، یک دل سیر گریه می‌کنم. نمی‌دانم چرا این عادت با من است. شاید گریه می‌کنم چون قرار است یک‌ونیم ماه زحمت خودم را تقدیم کس دیگری کنم. شاید برای این است که می‌ترسم این هنر به نام من باقی نماند. شاید هم از اشتباه‌هایی که شاید انجام داده باشم، می‌ترسم. هر طرف که به تابلو نگاه می‌کنم، گریه دارم... های دل من... بس کن... بس کن. حتی امروز به بهشته خرم گفتم: «تابلو تمام شد، ولی گریه دارم.» 😶‍🌫️ پ.ن: فرداشب عکس آخری را برایتان می‌گذارم. https://t.me/z_kawth34_hgj

کاش حضرت حکیم خیام از آن گیم ها بگذارد 🫠

می فهمم مره میگه😁

Repost from تاکستان
همه دل برند او غم دل برد... #نظامی

مره میگه می فهمم

امروز با رزما صراحت دیدار قاچاقی داشتم.😁 چون هر دو مسیرمان دیگه جای بود ولی مثل دوتا عاشق محروم همدیگر را مبا نیم ساعتی ملاق
امروز با رزما صراحت دیدار قاچاقی داشتم.😁 چون هر دو مسیرمان دیگه جای بود ولی مثل دوتا عاشق محروم همدیگر را مبا نیم ساعتی ملاقات کردیم😭🫠

برای یار آینده این حرف من به تو است...

پیام صوتی00:49

پیام صوتی01:15

در خیالات خودم در زیر بارانی که نیست می‌رسم با تو به خانه از خیابانی که نیست می‌نشینی رو به رویم خستگی در می‌کنی چای می‌ریزم برایت توی فنجانی که نیست باز می‌خندی و می‌پرسی که حالت بهتر است باز می‌خندم که خیلی، گرچه می‌دانی که نیست شعر می‌خوانم برایت واژه‌ها گل می‌کند یاس و مریم می‌گذارم توی گلدانی که نیست چشم می‌دوزم به چشمت می‌شود آیا کمی دست‌هایم را بگیری بین دستانی که نیست؟ وقت رفتن می‌شود با بغض می‌گویم نرو پشت پایت اشک می‌ریزم در ایوانی که نیست می‌روی و خانه لبریز از نبودت می‌شود باز تنها می‌شوم با یاد مهمانی که نیست رفته‌ای و بعد تو این کار هر روز من است باورِ اینکه نباشی کار آسانی که نیست

یادتان است زیاد در مورد کتاب #کیمیاـخاتون می گذاشتم؟ حالا قرار شده کامل بنویسمش یک مقاله‌ی مثلا شود اگر قابل نشر بود برایتان بگذارم تا شما هم مستفید شود😊

من خودم را بنظرم باید دوست داشته باشم. چون آنچکه از دستان و دل من و ذهن من به دنیا خلق می‌شود زیادی ها قادر به انجام دادنش نیستن

ار هنر شاگردان بنده❤️‍🔥🌖
ار هنر شاگردان بنده❤️‍🔥🌖

امشب لا اینکه کارم پس مانده، نفس تازه کشیده رایستم؛ تا دفتر مهره بافی مانده را فردا فراهم کند بیکارم😊

به پاسخ کنند هایتان هرکس در مزارشریف باشد از هنر من بهره می برد😁

ولتی چیزهای که مرا به یاد رزما می اندازد
+3
ولتی چیزهای که مرا به یاد رزما می اندازد

کسی درمورد مکتب بین‌المللی OM معلومات دارد؟