fa
Feedback
«پایا، Paya»

«پایا، Paya»

رفتن به کانال در Telegram

نمایش بیشتر
کشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است
330
مشترکین
-124 ساعت
-27 روز
+1030 روز
آرشیو پست ها
photo content

بر این باور رسیده ام که کم کم از دست می روم 🥀

«کاش»
اینجا نبودم کاش، آنجا نبودی کاش ‎یا پیشِ من بودی عزیزم، یا نبودی کاش ‎ای کاش تنهایی من را حس نمی‌کردی ‎مانندِ من در جمع‌ها تنها نبودی کاش ‎شاید رقیب از تار مویت بیشتر دارم ‎زیبای من! اینقدر هم زیبا نبودی کاش ‎من مثلِ سگ می‌خواهمت، دیوانه‌ات هستم ‎تو این قدر هم‌کیشِ آدم‌ها نبودی کاش ‎می‌شد که با هم می‌پریدیم از سرِ کوهی ‎دنیای من! وابسته‌ی دنیا نبودی کاش ‎دیشب کنارم آمدی، بوسیدمت تا صبح ‎دیشب که می‌بوسیدمت رؤیا نبودی کاش ‎با تو تماسم، ارتباطم بیشتر می‌بود ‎سیگار بودی، رخت بودی، خانه بودی کاش ملودی و آواز: غَوغا شاعر: مجید خاک‌سار
نسخهٔ رسمی قطعهٔ «کاش» هنوز ثبت نشده است.⁩

✴️#سید_سکندر_حسینی_بامداد ☘غزل مثنوی رنجم که همیشه مانده بردوش زخمم که نمی‌شوم فراموش آن نی‌لبکم که ساز کردم از سینه هزار راز خاموش ققنوس همیشه بی‌صدایم آهنگ صدای توست در گوش ای عشق مرا بگیر محکم یک لحظه کنار خود در آغوش میخانه‌ی چشم تو مرا بُرد رفته است دوباره از سرم هوش ای شادی لحظه‌ی نخستین ای شور و نشاط‌های دیرین در چشم تو صد چراغ پنهان در سینه شکوه باغ پنهان من هستم و آن نگاه سرمست همراه تو باز دست در دست ای روشنی همیشه‌ی راه ای صورت تو تجلی ماه جاری شده از لبت تغزل ای دختر رنج دیده کابل! زخم تو زده‌است ریشه در من اندوه تو تا همیشه در من بارانم و باز ابر ماندم در پشت غم ستبر ماندم همراه تو رو برو نشسته یک بغض که در گلو نشسته خونابه‌ی تلخِ مانده در جام من هستم و عشق بی‌سرانجام با رنج هزار ساله ماندم درحسرت یک پیاله ماندم داریم کنارِ زخم ممتد با غصه همیشه رفت و آمد همواره به دوش خسته‌ی جنگ مانده‌است کتیبه‌های بی‌رنگ در دست تو چلچراغ زخمی گل مانده میان باغ زخمی با مرگ  ستاره و شقایق خون شد دل صد هزارعاشق ما وارث دشنه و فلاخن سنگ است به جای گل به دامن از هر طرفم وزید شعله در رگ رگ من دوید شعله تا از دل من زبانه آتش بارید به هر کرانه آتش افتاد گدازه در دل کوه در بستر رودخانه آتش دامان مرا گرفت محکم هر روز به یک بهانه آتش ققنوسم و بال وپر زدم تا_ زد شعله به آشیانه آتش شمعم که به عشق تو گرفتم هر ثانیه عاشقانه آتش ای سرو بلند و یکه‌ی من! ای کشور تکه تکه‌ی من! ای گور ستاره‌های خاموش آرام مرا بگیر آغوش #کانال_سید_سکندر_حسینی_بامداد👇 https://telegram.me/sekandarhosaini

#Vangough💙💛🖤🤍

خاطرات بارانی:- روزی بارانی که دیدمت هنوز یادم هست آنجایکه زیر باران می رقصیدی و خوشحال بودی انگار دلت میخواست با باران جاری
خاطرات بارانی:- روزی بارانی که دیدمت هنوز یادم هست آنجایکه زیر باران می رقصیدی و خوشحال بودی انگار دلت میخواست با باران جاری شوی و بروی .می خواستم از تو بابت هر لحظه که باریدن باران را زیبا تر کردی تشکری کنم و بگویم من بیشتر از باران دیدن خوشحالی تو را دوست داشتم باران زیبایی که با برخورد به صورت قشنگ تو قشنگ تر میشد لبخندی که هنگام رسیدن باران به زمین بر لب داشتی خیلی شیرین و دلنشین بود دلم می خواست برایت بگویم تو برای من خیلی زیباتر از باران هستی که زمین را آرامش میدهد و من مثل گیاهی هستم که منتظر باریدن تو هستم #حسناـنوری

#آنچکهـدوستـدارمـداشتهـباشم
+5
#آنچکهـدوستـدارمـداشتهـباشم

🫠🥀
🫠🥀

#کیمیاـخاتون
#کیمیاـخاتون

این کتابها همینجا باشد باز دانه دانه درموردش می نویسم

+9
وهریز_«تابوت‌های_رویین»_سرمشقی_برای_دردنامه‌نویسی_است.pdf1.17 MB

Repost from N/a
گرچه این عاشق بخارا می‌رود نه به درس و نه به استا می‌رود عاشقان را شد مدرس حسن دوست دفتر و درس و سبقشان روی اوست خامشند و نعرهٔ تکرارشان می‌رود تا عرش و تخت یارشان باز هم مولانایم

Repost from N/a
photo content

Homayoun Shajarian & Nosrat Fatehali Khan - Flaming ( همایون شجریان - شعله ور ) برای رزما این آهنگ را گذاشتم کیف کن و این را بشنو🫠🥀

https://t.me/RazmaSarahat برای رزما

صوفی ار باده به اندازه خورد نوشش باد ور نه اندیشه این کار فراموشش باد آن که یک جرعه می از دست تواند دادن دست با شاهد مقصود در
صوفی ار باده به اندازه خورد نوشش باد ور نه اندیشه این کار فراموشش باد آن که یک جرعه می از دست تواند دادن دست با شاهد مقصود در آغوشش باد پیر ما گفت خطا بر قلم صنع نرفت آفرین بر نظر پاک خطاپوشش باد شاه ترکان سخن مدعیان می‌شنود شرمی از مظلمه خون سیاووشش باد گر چه از کبر سخن با من درویش نگفت جان فدای شکرین پسته خاموشش باد چشمم از آینه داران خط و خالش گشت لبم از بوسه ربایان بر و دوشش باد نرگس مست نوازش کن مردم دارش خون عاشق به قدح گر بخورد نوشش باد به غلامی تو مشهور جهان شد حافظ حلقه بندگی زلف تو در گوشش باد #فال

چه مستیست ندانم که رو به ما آورد که بود ساقی و این باده از کجا آورد تو نیز باده به چنگ آر و راه صحرا گیر که مرغ نغمه سرا ساز
چه مستیست ندانم که رو به ما آورد که بود ساقی و این باده از کجا آورد تو نیز باده به چنگ آر و راه صحرا گیر که مرغ نغمه سرا ساز خوش نوا آورد دلا چو غنچه شکایت ز کار بسته مکن که باد صبح نسیم گره گشا آورد رسیدن گل و نسرین به خیر و خوبی باد بنفشه شاد و کش آمد سمن صفا آورد صبا به خوش خبری هدهد سلیمان است که مژده طرب از گلشن سبا آورد علاج ضعف دل ما کرشمه ساقیست برآر سر که طبیب آمد و دوا آورد مرید پیر مغانم ز من مرنج ای شیخ چرا که وعده تو کردی و او به جا آورد به تنگ چشمی آن ترک لشکری نازم که حمله بر من درویش یک قبا آورد فلک غلامی حافظ کنون به طوع کند که التجا به در دولت شما آورد #فال

Repost from N/a
چهارصد و پنج: به جان پیر خرابات و حق صحبت او که نیست در سر من جز هوای خدمت او بهشت اگر چه نه جای گناهکاران است بیار باده که مستظهرم به همت او چراغ صاعقه آن سحاب روشن باد که زد به خرمن ما آتش محبت او بر آستانه میخانه گر سری بینی مزن به پای که معلوم نیست نیت او بیا که دوش به مستی سروش عالم غیب نوید داد که عام است فیض رحمت او مکن به چشم حقارت نگاه در من مست که نیست معصیت و زهد بی مشیت او نمی‌کند دل من میل زهد و توبه ولی به نام خواجه بکوشیم و فر دولت او مدام خرقه حافظ به باده در گرو است مگر ز خاک خرابات بود فطرت او

#فال

#آنچکهـدوستـدارمـداشتهـباشم
+4
#آنچکهـدوستـدارمـداشتهـباشم