شهربند هوای جانان
رفتن به کانال در Telegram
دانشجو حقوق ⚖️ دانشگاه تهران علاقهمند به تمامی رشتههای علوم انسانی هدف از زندگی : لبخند رضایت امام زمان(عج) 🌱☁️ آیدی : @Mtn85d ناشناس : در کانال پین شده
نمایش بیشترکشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است
280
مشترکین
-124 ساعت
-57 روز
-1730 روز
آرشیو پست ها
با همه تدبیر خویش، ما سپر انداختیم
روی به دیوار صبر، چشم به تقدیر او
چارهٔ مغلوب نیست جز سپر انداختن
چون نتواند که سر، در کشد از تیرِ او
کشتهٔ معشوق را درد نباشد که خلق
زنده به جانند و ما زنده به تأثیر او
او به فغان آمدهست زین همه تعجیلِ ما
ای عجب و ما به جان، زین همه تأخیر او
در همه گیتی نگاه کردم و باز آمدم
صورت کس خوب نیست پیش تصاویر او
سعدی شیرینزبان! این همه شور از کجا؟
شاهد ما آیتیست وین همه تفسیر او
آتشی از سوز عشق، در دل داوود بود
تا به فـلـک میرسد بانگ مزامیر او
✍🏻 سعدی
به غیر من که بهارم به باغِ عارض توست
جهانیان همه سرگرم نوبـهـارانـنـد
✍🏻 شهریار
با خواندن ادبیات خوب
به هزاران فرد تبدیل میشوم
و همچنان خودمم.
کلایو استیپلز لوئیس
آن عشق كه در پرده بماند به چه اَرزد
عشق است و همين لذّت اظهار و دگر هيچ
✍🏻 شفایی اصفهانی
گناه بادهپرستان به توبه نزدیک است
خـدا پـنـاه دهـد از غـرور هشیاران
✍🏻 صـائـب تبریزی
تابستون امسال با این رمان به تهران دهه ۱۳۲۰ سفر کردم.
اگه شما هم به مکانها یا زمانهای دیگه سفر دلنشینی داشتید به بنده معرفی کنید.
https://t.me/HarfChatBot?start=322ec353aa8e
+1
آماده شوید چند روزی به دهه ۱۳۲۰ شمسی به یک باغ بزرگ که داخلش یک خانواده بزرگ اشرافی دور هم زندگی میکنند سفر کنیم.
هر خانواده درون این باغ خانه خودش را دارد اما هر روز یک داستان و معمای جدید رخ میدهد که رابطه اعضای آن را گرم تر یا سرد تر میکند.
داستان این خانواده را از زبان خواهرزاده دائیجان ناپلئون میشنویم پسربچهای ۱۴ ساله که عاشق دختر دایی خود لیلی شده و در تلاش برای رسیدن به اوست.
راستی چرا به دائیجان لقب ناپلئون دادند؟
رمان دائیجان ناپلئون در سال ۱۳۴۹ به قلم ایرج پزشکزاد منتشر شد.
پزشکزاد کوشیده در بطن ماجرای کمدی و عاشقانه، جامعه سنتی و تیپ های مختلف ایرانی را به نقد بکشد.
+1
آماده شوید چند روزی به دهه ۱۳۲۰ شمسی به یک باغ بزرگ که داخلش یک خانواده بزرگ اشرافی دور هم زندگی میکنند سفر کنیم.
هر خانواده درون این باغ خانه خودش را دارد اما هر روز یک داستان و معمای جدید رخ میدهد که رابطه اعضای آن را گرم تر یا سرد تر میکند.
داستان این خانواده را از زبان خواهرزاده دائیجان ناپلئون میشنویم پسربچهای ۱۴ ساله که عاشق دختر دایی خود لیلی شده و در تلاش برای رسیدن به اوست.
راستی چرا به دائیجان لقب ناپلئون دادند؟
رمان دائیجان ناپلئون در سال ۱۳۴۹ به قلم ایرج پزشکزاد منتشر شد.
پزشکزاد کوشیده در بطن ماجرای کمدی و عاشقانه، جامعه سنتی و تیپ های مختلف ایرانی را به نقد بکشد.
چرا در کنار مطالعه تاریخ، روانشناسی، جامعه شناسی و .. باید رمان و شعر هم بخوانیم ؟!
هنگامی که شما به تاریخ نگاه میکنید، آن اتفاقاتی
که در بالا رخ داده است به شما نشان میدهد.
فلان سیاستمدار چه کار کرد؟ آن وزیر به شاه چه گفت؟ شاه چه پاسخی داد؟ و ..
امّا تاریخ به شما توضیح نمیدهد که در لایحه های پایینی جامعه چه اتفاقاتی در حال رخ دادن بوده!
در هر اتفاق سیاسی باید همدلی مردم وجود داشته باشه که تاریخ به این لایه توجهی نمیکند. زیست مردم آن جامعه را به شما نشان نمیدهد. برای فهم آن باید به رمان رجوع کنید.
به طور مثال روانشناسی اصول اولیه و اصول کارکردی و مهم را بیان میکند اما به شما نمیگوید یک انسان انضمامی منفرد در آن ساحت چه رفتاری از خود نشان میدهد؟
یا چرا نیچه درباره داستایفسکی میگه:« داستایفسکی تنها کسیاست که از روانکاوی چیزی به من آموخت»
بخاطر اینکه آن انسان را به صورت منفرد در جامعهای که در آن زندگی میکند به تصویر میکشد.
اصل و اساس فهم ماهیت علوم انسانی در فهم رمان است. شما از طریق رمان با ساحت هایی که انسان با آن روبهرو میشود آشنا میشوید.
اصل ماجرا مواجه انسان با انسان و جهانیاست که در آن زیست میکند. این پرده را هیچ جایی جز ساحت رمان و شعر برای شما به نمایش نمیگذارند.
خوابم از دیده چنان رفت که هرگز ناید
خواب من زهـر فراق تو بنوشید و بمرد
✍🏻 مولانا
