چتر برای چه؟خیال که خیس نمیشود.
رفتن به کانال در Telegram
رها،آزاداندیش،سرکش،دیوانه کاملا ناشناس t.me/HidenChat_Bot?start=8752144892 https://t.me/+pcpNqw4PhEg2MWRk پرایوت @playlistocean پلیلیست @sareliynbot ناشناسم
نمایش بیشترکشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است
574
مشترکین
-424 ساعت
-127 روز
+7130 روز
آرشیو پست ها
عاشق این دیالوگ پریناز تو فیلم زنوبچهم:«مونده تا بفهمی من چه کارایی میتونم باهات بکنم و نکردم»
تو فارسی حرف میزنی چون تنها زبانیه که بلدی
من فارسی حرف میزنم چون تنها زبانیه که تو بلدی🫶🏻
گر به سر دارد کسی فردا روَد از کوی ما
یا رب امشب کن مسیرش را مهیا، بگذرد
روز دهم #چالش : یه جمله بنویس که دوست داری آخر تابستان بهش برسی.
تابستونرو نمیدونم اما روز اعلام نتایج میخوام دقیقا همون رشته و دانشگاهی که میخوامرو بیارم.😭
Repost from le vent nous portera
+ خوشم میاد بگم میرم ته چاه میگی برو نتیجه یادت نره بگی.
- اینجوریام که اگر دلت میخواد انجامش بدی، انجامش بده. دلت رو ناامید نکن. ولی خب کنارتم کلا. ته چاه یا هرجایی. یعنی تنهات نمیذارم.
+ خیلی هم زیبا. حس وجودداشتن میده به طرف مقابل. تو هستی، کنارتما!
- دقیقا. رها هستم ولی رهات نمیکنم.
تازه یه بار رفت واسه همکلاسیاش تعریف کرد که بابانوئل واسم کادو میاره شما چی؟😭😭
وای یه بار مث اینکارو انجام دادم واسه آبجیم(سما)
تا 11سالگیش فکر میکرد بابانوئل و عمو نوروز واقعین.
هر کریسمس/نوروز براش هدیه میگرفتم شبا میذاشتم تو اتاقش
صبح که بیدار میشد فکر میکرد بابانوئل آورده😭😂.
میخوام هالووین و کریسمس و تولدهاش شبیه فیلمها باشن، پر از جزئیاتی که سالها بعد هم یادش بمونه.
میخوام علایقش رو جدی بگیرم؛ اگر گفت پریها واقعیان، حداقل برای مدتی دنیا رو جوری بسازم که باور کنه.زندگیشو پینترستی میکنم😭
میخوام براش traditionهای مخصوص خودمون رو بسازم؛ چیزهایی که فقط بین من و بچهم معنا دارن. مثلاً هر سال یک شب مشخص، اسمش را «شب جادو» بذاریم و تا صبح فیلم ببینیم، شیرکاکائو بخوریم و آرزو بنویسیم.
میخوام براش birthdayها فقط جشن نباشن، event باشن؛ هر سال با یک تم، یک داستان.
میخوام براش treasure hunt طراحی کنم، نامههای مخفی زیر بالش بذارم، و هر از گاهی روزهای معمولی رو به ماجراجویی تبدیل کنم.
میخوام اتاقش فقط اتاق نباشه؛ گاهی سفینه فضایی باشه، گاهی قلعه، گاهی دیزنی لند.
دلم بچه میخواد، مامان بشم؛ انقدر کودکی باشکوهی برای بچم میسازم که خدا میدونه. براش کارایی رو کنم که شاید هیچ مادری برای بچهش نکرده. میخوام کودکی، نوجوانی و جوانی خیلی خاصی رو تجربه کنه و همه چیزایی که تو ذهنش رویایی و جادویی به نظر میرسه رو همون موقع که ذوقشو داره براش واقعی کنم.
میگن خرگوشا وقتی از زندگی لذت میبرن وراضین، دراز میکشن و لم میدن.
داشتم درس میخوندم فندق اومد جلوم داشتم نازش میکردم یهو سرشو گذاشت زمین، پاهاشو دراز کرد مث اسبا دراز کشید.😭😭😭
خیلی ذوق کردم که انقد بهم اعتماد داره.😭😭😭
این آخرین باریه که بهونه میارم اگه بازم آدم پایه این خل بازیا پیدا نشد خودم تنهایی انجامش میدم
واقعا الان تو سنیم که دلم میخواد دیوونگی کنم نمیخوام عادی باشم میخوام حداقل مدتی رو خل باشم
یه لیست از کارای عجیب غریبو باحالی میخوام بنویسم که امسال انجامشون بدم.
مثلا
با دوستام بریم مزون و جوری وانمود کنیم که عروسیمونه و اومدیم پرو لباس عروس
یا یه روز با استایل و ارایش دهه شصتی بریم دور دور
از یه آدم رندوم بپرسیم:الان چه سالیه؟ و «بعدش فرار کنیم و داد بزنیم پس هنوز وقت داریم زمینو نجات بدیم»
یه پیکنیک شبانه روی پشتبوم یا پارک با شمع و چراغریسه داشته باشیم.
با لباسای خیلی شیک و مجلسیطور بریم غذاآماده معمولی
توی آسانسور به نفر کناری آروم بگیم: «تو هم صدای اونو میشنوی؟»
یا مثلا هممون تو یه خیابون شلوغ بدوییم و داد بزنیم :«اومدن…»
بریم عکاسی تو مکانهای رندوم
و…
