ای کاش؛
رفتن به کانال در Telegram
گفتی ز جهان چه غصه داری آخر؟ گفتم آن غصه که در جهان نگنجد دارم https://telegram.me/BChatsBot?start=sc-yAnIKsYTPb
نمایش بیشترکشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است
222
مشترکین
-124 ساعت
+27 روز
+230 روز
آرشیو پست ها
223
درک و شعور مهم ترین بخش یک رابطست
برا هر دو طرف
دختر باید درک قدردانی داشته باشه
و پشت پسر باشه
پسر هم باید درک قدردانی داشته باشه، که معمولا توی پشتیبان بودن نشون داده میشه
و پشت دختر باشه
با قلبش و فکرش
223
ممنون میشم بعضی وقتا از حرومزاده بازی هاتون کم کنید
حرفاتون بدجور یکیو خرد میکنه
بفهمین به کی چی دارین میگین
223
Repost from N/a
ولی...
پنالتی فینال چمپیونزلیگ ۲۰۱۴ رو هیچوقت یادم نمیره... همون لحظهای که برای اولین بار دیدمت.
از همون روز کمکم شروع کردی به ساختن بچگیم. با هر گلت از جام پریدم با هر جامت اشک ریختم با هر شکستت دلم گرفت.
فرقی هم نمیکرد چمپیونزلیگ باشه لالیگا باشه یا حتی لیگ عربستان... من همیشه همون ذوقِ بچهای رو داشتم که منتظر بود شماره ۷ وارد زمین بشه.
شاید خیلیها فقط گلها و جامهات رو به یاد بیارن. ولی من یه بچگی رو یادم میاد که با تو گذشت... شبهایی که به عشق بازیهات بیدار موندم لحظههایی که از خوشحالی توی خونه داد زدم و روزهایی که فهمیدم فوتبال فقط یه بازی نیست.
تو فقط فوتبالیست مورد علاقم نبودی... بخشی از خاطرات و بچگی من شدی.
223
آدما زود دل میبندن
اصلا جدای عشق
اون وابستگی که ایجاد شده چی؟
ببین اون آدمی که میخوای
اصلا بدردت میخوره
صرفا نرو توی رابطه
چون یا خودت خرد میشی
یا اون آدم رو از همه چیزش زده میکنی
حواستون باشه
اگه دل کسی رو بشکنید
خرده هاش، زندگیتون رو تکه تکه میکنه
223
درد دل پیش که گویم؟ غم دل با که خورم؟
روم آنجا که مرا محرم اسرار آنجاست
شبهای بیتوام شب گور است در خیال
ور بیتو بامداد کنم روز محشر است
223
Repost from N/a
چشمِ من جز تو کسی را در دلِ خود، جا نداد
روزِ من شب بود اما چشمِ تو خورشید داشت
223
خواهر واقعاً نعمت بزرگیه.
نه اینکه حتماً نسبت خونی داشته باشینها...
نه، چون بعضی وقتا دلیل حال بدیت، همون خانوادهست.
ولی یه روز، یه جایی، درست وقتی هیچ توقعی نداری،
یکی میاد...
یکی که اون اشکهایی رو میبینه که هیچکس ندیده،
اون ورژن از تو رو میشناسه که هیچکس نشناخته،
اون حال بدی رو که هیچوقت نتونستی به زبون بیاری،
بدون اینکه چیزی بگی، از توی چشمات میفهمه.
واقعاً انگار یه پیوند بین قلبهاتونه.
میاد و آروم، روحتو بغل میکنه.
با همه کمیا، کاستیها، شکستها و زخمهات،
همونجوری که هستی، میپذیرتت.
از نگاه بقیه، اون آدم فقط یه غریبست،
ولی برای تو، آشناترین آدم دنیاست.
اونوقته که میفهمی خواهر چه نعمت بزرگیه...
و بعضی خواهرا، خیلی از خونیها، خونیترن.
223
بعضی روزا گذشتن سخته
نمیگم از حال بد یا از اون موقعیت
انگار گذر زمانم سخته
نه اینکه زمان ایستاده باشه
نه، اتفاقا سریع تر از همیشه میگذره
ولی تو اون لحظه موندی
اون حسم باهات مونده
تو خوبی، هیچیت نیست
ولی نمیتونی بگذری
نمیتونی بیرون بیایی
برای همینه که یهو به خودت میای، میبینی تیکه تیکه وجودت گرم شده
آتیش شده
نمیتونی درست نفس بکشی
و خرده های اون بچگی، نوجوونی، جوونی که از دست دادی رو حس میکنی
آره، اسمش درده
ای کاش اینقد دردناک نبود
ولی خرد شدیم
