fa
Feedback
هیتانوشت✨ آناهیتا آهنگری

هیتانوشت✨ آناهیتا آهنگری

رفتن به کانال در Telegram

پاشو یه چایی بریز، بیا بشین تا تعریف کنم.

نمایش بیشتر
کشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است
226
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
+27 روز
+730 روز
آرشیو پست ها
یه چیزی بگو نمی‌دونم شاید از اول این شکلی بودم. شاید به مرور زمان پیش اومد. این اصلن مهم نیست. ذاتن آدم نگرانی‌ام. برای صمیمی‌ترین آدما، لست سین تلگراممو برمی‌دارم. پیش اومده ببینن آنلاینم، ولی جواب ندم. می‌شناسن. می‌دونن. می‌فهمن. که شاید حال ندارم یا هر چی. فقط نمی‌خام نگرانم باشن. فریده می‌خاد حموم بره بهم میگه. دق می‌کنم جواب تلفن نده. دلم هزار راه میره. هزار و یک راه. هزار هزار فکر بد میادو میره. انگار مغزم هیچ‌وقت سمت احتمال‌های خوب نمی‌ره. یه جواب ندادن ساده. برای بعضیا یه اتفاق عادیه، برای من شروع یه جنگ توی سرمه. خسته‌کننده‌ست. برای خودم بیشتر از بقیه. چون می‌دونم بیشتر این ترس‌ها هیچ‌وقت واقعی نمی‌شن. می‌دونم آدمایی که دوستشون دارم حواسشون به خودشون هست. می‌دونم دنیا قرار نیست هر روز یه خبر بد برام داشته باشه. ولی نگرانی منطق سرش نمی‌شه. آناهیتا آهنگری

جغد خیابان یکم صبح را باز کردم، خیابانی بلند از آن بیرون ریخت. راه رفتم راه رفتم راه رفتم آن‌قدر که جغدها در دقیقه‌هایش پیر شدند، و بغض من هنوز به انتهای خیابان نرسیده دلتنگ تو شد. آناهیتا آهنگری

فرهنگ لغات هیتا پوشاک (قسمت ۴) بعد از کلی وقت برگشتم🥰 مثل همیشه چیزایی که می‌نویسم از چندتا منبع مختلف + نظر شخصی خودمه. پیشنهاد یا انتقادی داشتی، حتمن بهم بگو. تی‌شرت‌👕 Crew Neck T-Shirt (تی‌شرت یقه گرد) ویژگی: یقه گرد کلاسیک، تن‌خور استاندارد و همه‌کاره. استایل: مینیمال، کژوال. ترند: همیشه ترند و جزو آیتم‌های پایه‌ی کمد لباس. برندهای معروف: Uniqlo، COS، H&M V-Neck T-Shirt (تی‌شرت یقه هفت) ویژگی: یقه V شکل که گردنو کشیده‌تر نشون میده. استایل: اسمارت کژوال، کلاسیک، نیمه‌رسمی. ترند: نسبت به گذشته کمتر دیده می‌شه اما همیشه کاربردیه. برندهای معروف: Calvin Klein، Tommy Hilfiger Oversized T-Shirt (تی‌شرت اورسایز) ویژگی: تن‌خور آزاد، سرشونه افتاده، راحت و گشاد. استایل: استریت‌استایل، کژوال. ترند: یکی از بهترین‌ ترندهای حال حاضر. برندهای معروف: Zara، Weekday، Carhartt Boxy T-Shirt (تی‌شرت باکسی) ویژگی: کوتاه‌تر و عریض‌تر از تی‌شرت معمولی، فرم چهارگوش. استایل: مینیمال مدرن، استریت‌استایل، لوکس کژوال. ترند: بسیار محبوب در سال‌های اخیر. برندهای معروف: COS، Arket، Acne Studios Cropped T-Shirt (تی‌شرت کراپ) ویژگی: قد کوتاه تا روی کمر یا بالاتر. استایل: اسپرت، کژوال تابستانی. ترند: بسیار محبوب در سال‌های اخیر. برندهای معروف: Zara، Bershka، Pull&Bear Baby Tee (بیبی تی) ویژگی: جذب، کوتاه، آستین‌های کوچک. استایل: Y2K، دخترونه، نوستالژیک دهه ۲۰۰۰. ترند: از اولین ترندهای فعلی. برندهای معروف: Brandy Melville، Urban Outfitters Fitted T-Shirt (تی‌شرت جذب) ویژگی: کاملن روی بدن می‌شینه و فرم اندام رو نشون میده. استایل: زنانه، کلاسیک، مینیمال. ترند: بعد از چند سال سلطه اورسایز دوباره محبوب شده. برندهای معروف: Skims، Mango Relaxed Fit T-Shirt (تی‌شرت ریلکسد فیت) ویژگی: آزادتر از مدل معمولی ولی نه به اندازه اورسایز. استایل: کژوال، مینیمال، روزمره. ترند: پرطرفدار. برندهای معروف: Uniqlo، Muji Longline T-Shirt (تی‌شرت لانگ‌لاین) ویژگی: قد بلند و کشیده. استایل: استریت‌استایل قدیمی، لایه‌بندی. ترند: نسبت به چند سال قبل کمتر. برندهای معروف: ASOS Graphic Tee (تی‌شرت گرافیکی) ویژگی: دارای چاپ، نوشته، تصویر یا طرح هنری. استایل: خیابانی، هنری، راک، وینتیج. ترند: همیشه محبوب. برندهای معروف: Stüssy، Obey، Supreme Logo Tee (تی‌شرت لوگودار) ویژگی: لوگوی برند روی لباس دیده می‌شه. استایل: کژوال، لوکس، استریت‌استایل. ترند: لوگوهای مینیمال ترندتر از لوگوهای بزرگ. برندهای معروف: Nike، Adidas، Ami Paris، converse Vintage Tee (تی‌شرت وینتیج) ویژگی: الهام‌گرفته از لباس‌های قدیمی با چاپ‌های نوستالژیک. استایل: وینتیج، راک، استریت‌استایل. ترند: بسیار محبوب. برندهای معروف: Urban Outfitters، Levi’s Washed Tee (تی‌شرت واشد) ویژگی: رنگ‌پریده و کهنه‌نما. استایل: استریت‌استایل، وینتیج. ترند: ترندی این روزها. برندهای معروف: Represent، AllSaints Striped Tee (تی‌شرت راه‌راه) ویژگی: دارای خطوط افقی یا عمودی. استایل: فرانسوی، کلاسیک، مینیمال. ترند: همیشه کاربردی. برندهای معروف: Saint James، Armor-Lux Pocket Tee (تی‌شرت جیب‌دار) ویژگی: جیب کوچیک روی سینه. استایل: کژوال، مینیمال. ترند: کلاسیک و ثابت. برندهای معروف: Carhartt، Dickies Raglan Tee (تی‌شرت راگلان) ویژگی: دوخت مورب آستین از یقه. استایل: اسپرت، بیسبالی، رترو. ترند: ترند اصلی نیست اما طرفدارای خودشو داره. برندهای معروف: Champion Henley T-Shirt (تی‌شرت هنلی) ویژگی: یقه گرد با چند دکمه در جلو. استایل: کژوال مردانه، روستیک، کلاسیک. ترند: بیشتر یک مدل کلاسیکه تا ترندی. برندهای معروف: J.Crew Polo T-Shirt (پولوشرت) ویژگی: یقه‌دار و دکمه‌دار. استایل: اسمارت کژوال، پرپی، نیمه‌رسمی. ترند: در سال ۲۰۲۵ و ۲۰۲۶ دوباره محبوب‌تر شده. برندهای معروف: Lacoste، Ralph Lauren، Fred Perry Muscle Tee (ماسل تی) ویژگی: بدون آستین یا با آستین بسیار کوتاه. استایل: ورزشی، خیابانی. ترند: ترندی اصلی نیست. برندهای معروف: Nike، Gymshark Heavyweight T-Shirt (تی‌شرت هوی‌ویت) ویژگی: پارچه ضخیم، باکیفیت و ایستایی بالا. استایل: مینیمال لوکس، استریت‌استایل، اورسایز. ترند: یکی از مهم‌ترین ترندهای فعلی. برندهای معروف: Uniqlo، Lady White Co.، Velva Sheen Essential T-Shirt (تی‌شرت بیسیک) ویژگی: ساده، بدون طرح، مناسب ست شدن با همه چیز. استایل: مینیمال، کژوال. ترند: همیشه ضروری. برندهای معروف: Uniqlo، COS، Everlane . . . دیگه بریم سر کمد می‌دونیم چی بپوشیم😎 آناهیتا آهنگری

دوسم داری؟ هر روز برای راز گل می‌خرید. یه روزی راز خندیدو گفت: «اگه یه روز برام گل نخری، یعنی دوسم نداری؟» سیاوش گفت: «نه. اون روز مطمئنم که می‌دونی چقدر دوست دارم. دیگه لازم نیست ثابتش کنم.» راز سال‌ها بعد فهمید عشق، تکرار دوستت دارم نیست. نیازی نداره آرامش، به شنیدن این جمله‌. آناهیتا آهنگری

خیلی یک با تو به کوچه‌هایی می‌روم که قبلن فقط خابشان را دیده بودم. روی پشتِ ابرها راه می‌روم، با جغد‌ها حرف می‌زنم و از پله‌های نور بالا می‌روم. عجیب است، همه‌چیز کنار تو هم هیجان کشفِ یک سیاره‌ی تازه را دارد، هم آرامش برگشتن به زمین را. آناهیتا آهنگری

مقصد پیرمرد از او پرسید: «بزرگ‌ترین ماجراجویی زندگیت چی بوده؟» کمی فکر کرد. نه اسم شهری را آورد، نه اسم کشوری را. فقط لبخند زد و گفت: «دوست داشتن کسی که هر روز کنارش دنیا رو از نو کشف می‌کنم.» آناهیتا آهنگری

Repost from N/a
کلیشه ای به نام عشق میگوید:« دوستت دارم» اخم هایم درهم میروند. میگوید:«مگر چیز بدی گفتم؟». _نه، ولی دوستت دارم خالی دیگر کلیشه شده. میگوید:«عشق هیچگاه کلیشه نمیشود!» بعد انگار که چیزی را به یاد آورده باشد چشمانش را ریز میکند. میگوید:«آهان ،دوستت دارم کلیشه نشده فقط با خودم هدیه نیاورده ام. آیفون،ماچا،دوبی چاکلت؟» میخندم. اعصابش خط خطی میشود و میگوید:«مگر تو عشق را چطور بدون کلیشه ابراز میکنی؟» میگویم:«اگر کسی را واقعا دوست داشته باشم به او کتاب قرض میدهم» لبخندی میزند،تا کنون به او بیست وپنج تا کتاب قرض داده ام‌. رز

عاشقانه‌هایم با تو بچه‌ی قشنگ من. سختی. خیلی سخت. الان با بهناز حرف می‌زدم. نوای خاله پریشب حالش بد بوده. آخه بچه داشتن سخته. دیشب وقتی در بسته بود رو مامی‌ت جیش کردی. قربون جیشِت برم من. بچه داشتن سخته دیگه. تو شرکت زمان ناهار به دایی کامیاب، به دایی حسین زنگ می‌زنم حالتو می‌پرسم. غذاتو خوردی یا نه. خابی یا بیدار. همه چی خوبه. بچه داشتن حسابی سخته. به سارا میگم نمیخام براش کم بذارم. تا میرسم خونه تا اون‌جا که توان داشته باشم باهات بازی میکنم. چون بچه داشتن سخته. خاله آیدا بهت حساسیت داره. دماغش میخاره. ولی بازم عاشقته. چون خالته. من ولی همش به این موضوع فک میکنم و به این‌که چقد سخته بچه داشتن. دنبالِ یه خونه درختی‌ام که از همه قشنگ‌تر باشه، از اونا که دلت براش بره، دوسش داشته باشی، ولی گرونه مامی. بچه داشتن سخته. فرشته برگی خانوم میگه آنا چه کار خوبی کردی. خیلی نگفتم بهش، ولی قشنگ فهمیده کارم درست بوده. شایدم متوجه شده باشه با همه‌ی درستیاش چقد سخته. سحر، آناهیتا، دلشون برات ضعف میره. بس که خانومی. موژان با این‌که اِهِم اِهِم ولی بهت میگه ایکبیری با ایموجیای قشنگ. مامانی فریده همش حالتو می‌پرسه. بعد حال منو می‌پرسه. اون میدونه چقد بچه داشتن سخته. ولی نارنگی آنومِ من🍊 تو لذت‌بخش‌ترین سختی دنیایی مامی. دوست دارم کاموای شیطونم. آناهیتا آهنگری

Repost from N/a
امتداد در پارگی خیال چشم‌هایت ستاره‌ای که آن را می‌سرودم هرشب و میشکافتم دانه‌دانه‌ی گندم‌های تنت را ماه نسیمی بود روی پوستت که شنیده میشد تا شفق شقایق بامداد و شعله‌ی شمع‌ و شبنمِ شرم شرابی میشد از برق ستاره‌ی چشم‌هایت سوسو میزند مستی در خاموش‌روشن بی‌شائبه‌ی شب‌تاب‌‌ شامگاه - مهرداد شقاقی

همین شکل تو با بعضی چیزها زاده می‌شوی با بعضی از خصوصیات مثل عشق، فداکاری، خشم، ترس وفاداری، محبت، دوستی، حسادت تو با دو نطفه از دو نفر دیگر متولد شده‌ای از زبان آن‌ها شنیده‌ای در دنیای آن‌ها زیسته‌ای رشد کرده‌ای و میراث داری تو هر چه را دیده‌ای و زندگی کرده‌ای خود را نگاه کن شاید باید برای یک‌بار هم که شده خودت را باور‌کنی پاهایت را زمین بگذاری و دنیا را آن‌طور که می‌خاهی بنگری آناهیتا آهنگری

نارنگی خانوم🐱
نارنگی خانوم🐱

نارنگی «ببخشید اسم شما نارنگیه؟» «میو» ازش پرسیدم. درست حدس زده بودم. اسمش نارنگی بود. دوسش دارم. از این‌جا تا اون ستاره‌هه که از همه پر نور‌تره. خانومه. شاید به مامانش رفته. البته شاید. وقتی داشت از دوستاش خدافزی می‌کرد، گفتن: «برو، برو خوشبخت شو.» خوشبخت میشه؟ نمی‌دونم خوشبختی چیه. ولی قول می‌دم آب تو دلش تکون نخوره. اومده تا همیشه تو آرامش باشه. از طرف مامان آنی آناهیتا آهنگری

خیلی یک تو از کدوم سیاره افتادی که هر بار اسمت میاد ساعت‌های خونه چند ثانیه مکث می‌کنن و لیوان آب طعم بارون توی خاب می‌گیره تولدت انگار سالگرد کشف یه رنگ جدیده یه چیزی بین طوسی و صدای پیانو بین دود سیگار و بوسه‌ای که هنوز اتفاق نیفتاده تولدت مبارک ای قشنگ‌ترین اتفاق غیرعادی جهان دوستت دارم همون‌جوری که ماه بی‌صدا روی دیوونه کردن دریا پافشاری می‌کنه. آناهیتا آهنگری

مردی که سگ شده است _ فکر می‌کردی یه روز روی این صندلی بشینی؟ _ تو تا حالا گربه داشتی؟ _ نه. تو گربه دوست داری؟ _ متنفرم از صداشون. تازگی می‌خواستم یکیشونو بکشم. _ چرا؟ _چون‌ همش صدا می‌داد. _ صدا از کجا میومد؟ _ از پنجره‌ی یکی از همسایه‌ها. _ چجوری گربه رو پیدا کردی؟ _ یه هفته بود صداش میومد. فقط شبا‌. شب اول درِ بالکن و کلِ پنجره‌ها رو کیپ‌تا‌کیپ بستم. فایده نداشت. شب دوم، پنبه کردم توی گوشام. افاقه نکرد. شب سوم، سرمو بین دو تا بالش له می‌کردم. شب چهارم انگشتمو تو گوشم نگه می‌داشتم تا صدا نیاد تو. شب پنجم سرمو می‌کوبوندم به بالش. شب ششم پامو می‌کوبندم زمین و فحش خوارمادر می‌دادم. شب هفتم زنگ زدم پلیس. تعجب کردن. فکر کردن خل‌وضعم. هیشکی نیومد. _بعدش چی شد؟ _ گفتم خودم باید خفه‌ش کنم. اول باید لونه موششو پیدا می‌کردم. شب اول با یه پتو رو دوشم نشستم تو بالکن، منتظر. صداش که دراومد دونه‌دونه پنجره‌هارو دید زدم. پرده‌ی بعضی از پنجره‌ها کشیده شده بود. هیچی معلوم نبود. نشد‌. پیداش نکردم. شب دوم با یه دوربین شکاری رفتم پی‌ش‌. بازم هوا خیلی سرد بود. فکم از سرما می‌لرزید. پنجره‌‌ها رو یکی‌یکی دید زدم. صداش بود ولی خودش نه. از روز سوم‌ رفتم دم در تموم خونه‌های کوچه‌مون. از تک‌تکشون می‌پرسیدم که گربه دارن تو خونه‌شون یا نه؟ از اونایی که گربه داشتن می‌پرسیدم شبا میومیو می‌کنه؟ اونایی که می‌گفتن آره صبر می‌کردم گربه‌شون میومیو کنه ببینم صدای کدومشونو. ۱۵ روز طول کشید به تک‌تک همسایه‌ها سر بزنم. اونایی‌ام که خونه نبودن از همسایه‌شون می‌پرسیدم. _ گربه رو پیدا کردی؟ _آره. بلخره فهمیدم کیه و کدوم خونه زندگی می‌کنه. گربه‌ی یه پیرزن بود. یه گربه‌ی لاغر سفید عین صاحبش‌. _ بعدش چی کار کردی؟ _به پیرزنه گفتم که شبا صدای گربه‌ش رو مخمه. عجوزه گربه‌شو که یه‌ریز میومیو می‌کرد گرفت بغلش گفت: «مرد بی‌نزاکت‌. از خونه‌م برو بیرون.» _ واسه همین پیرزن رو کشتی؟ _ نه من نکشتمش. گربه‌ش کشتش. _ گربه‌ش چجوری صاحبشو کشت؟ _ واینستاد بگیرمش. هی می‌پرید و اون صدای مسخره‌شو از ته حلقش در می‌کرد بیرون. اون وسط پیرزنه هم مدام جیغ می‌کشید. یه‌جا گربه‌ی چموش اومد از لای پای صاحبش رد شه، پیرزنه که استخوناش به تفی بند بود تق‌تق‌تق‌تق استخونای پاش در رفتن و شلپ افتاد زمین‌. نمی‌دونم چی شد بعد از یه ربع دیگه تکون نمی‌خورد. _ اعلام کردن که سکته کرده. _ پیر بود دیگه. معمولا تو این سن هر چی ببینن سکته می‌کنن. _ اصلا چرا رفته بودی خونه‌ی پیرزن؟ _ که گربه‌شو بگیرم. _می‌خواستی با گربه چی کار کنی؟ _ زبونشو ببرم. _ پس چرا کشتیش؟ _ نکشتمش. پیرزن کشتش. _پیرزن که زودتر مرده بود. _ خب همین دیگه. لا دست و پا مونده بود. من دنبال گربه بودم. گربه هم هی جست می‌زد از این ور به اونور‌. یه جا پای من گیر کرد به یکی از پاهای پیزن که پهن زمین بود. افتادم روی میز. گلدونی که رو میز بود خیلی سنگین بود. افتاد رو گربه که اون‌ سرِ میز بود‌. گربه‌ها زیاد عمر نمی‌کنن. اول و آخرش می‌مرد‌‌. عوضش یه کوچه از صدای نکره‌ش راحت شدن. _ ممنون از همکاری‌ت‌. _ الان باید برم؟ می‌شه بیشتر بمونیم؟ _ چطور؟ می‌خوای چیزی اضافه کنی؟ _ هرشب توی سلولم یه صدای نکره‌ی گربه میاد. شما می‌دونید اینجا کی گربه داره؟ شما تا حالا گربه داشتید؟ سحر فرهادی

ملی پیامک یه تیکه‌ی بزرگ از زندگیم اون‌جا گذشت. بین صبح‌هایی که با خستگی شروع می‌شدن، تماس‌های پشت سر هم، فشارِ زیادِ کار و روزایی که واقعن نفس آدمو می‌برید. ولی وسط همون سختی، خنده‌هایی بود که واقعی بود، آدمایی بودن که کم‌کم از «همکار» تبدیل شدن به بخشی از روزمرگی و حالِ خوبم. ما کنار هم حرص خوردیم، خسته شدیم، غر زدیم، خندیدیم، دعوا کردیم و از روزای سخت رد شدیم. شاید کارش سخت بود، شاید خیلی وقت‌ها بیشتر از توانمون ازمون انتظار می‌رفت، ولی چیزی که می‌مونه، آدم‌هایی‌ان که اون روزها رو قابل تحمل کردن. دلتنگِ خود کار نمی‌شم، دلتنگِ لحظه‌هاش می‌شم که صندلیمو برمی‌گردوندم، دلتنگِ خنده‌های وسط فشار، خریدای همیشگی، شوخی‌های دخترا و آدمایی که یه تیکه از چند سال زندگی من شدن. آناهیتا آهنگری

خیلی یک انگار شب، در کوه‌های کردستان گیر کرده باشد و باد هی دست بکشد، لای پیچ‌‌های موی فِرَت. من کنارت که می‌خابم، خاب می‌بینم جغدها از ستاره رد می‌شوند و ماه روی شانه‌ات قهوه می‌ریزد. دلم می‌خاهد تمام تابستان را توی یکی از فرهای مویت پنهان شوم که هیچ غمی پیدایمان نکند. آناهیتا آهنگری

هذیان بگو رگ‌هایت در دستانم می‌رقصند. دست‌هایم در دستانت. دَس دَسی دَس دَسی باباش میاد صدای کفش پاش میاد. صدا صدا صدا صداها میگن تو نازی. نازنازی. ماچ به دستانم که بوس بوسکه لباست است. همان لباسی که چرخ و فلک پوشیده تا سرما نخورد. سرپا بخورد. زندگینامه‌ نویسی در قصر. جواهری در قصر. زندگینامه‌ی یانگوم. راستی شلوار طوسی‌ام با شلوار ذغالی‌ات که ادای طوسی‌ها را در می‌آورد، صحبت‌ها دارد. آناهیتا آهنگری

Repost from N/a
می‌روم و‌ برمی‌گردم باید بروم و بگردم خنکیِ خالیِ درخت خس‌خس سینه‌ام را می‌خرامد شراره‌های شک در شیار دنده‌‌های اعتمادم زوق‌زوق می‌کند کرم‌های زرنگی در تقلا‌های ناتمام، سردانگیِ قلب‌های یخ‌زده از حرکت، یخ روی درد، ویراژِ داغیِ موتور شهوت بی‌قرار در کنارگذرِ شب‌های سوت و صفیر خرخر فندکی که به خواب رفته‌ سیگار مچاله را باز نمی‌کند. برمی‌گردم برگ‌برگ دفتر‌های پائیز روی‌ شاخه‌های چوب لباسی آویزان شده شکست‌ِ شاخه‌های پیشکسوت، نمایان روزنه‌‌های روز پراکنیده در تیرگی شب خانه‌‌ی درختی‌ام راه به آسمان می‌برد. وقتی زمین از غلظت خون ناله میخروشید. ـ مهرداد شقاقی

خیلی یک کاشان من، از کوچه‌هاش تو رو می‌باره هر خشت، شب‌ها از جا بلند می‌شه و اسمِ تو رو توی دَهَنم می‌ذاره. من دختری‌ام که صداش، جهان رو می‌سازه. و «بابا» تنها واژه‌ایه که واقعیتو نگه می‌داره. بابا رگ‌هات از زیر پوستت رد نمی‌شن، از من رد می‌شن، به من وصل می‌شن. انگار تنت راه برگشتِ یه خواب گمشده‌ست. وقتی دستتو می‌گیرم نبضت از خواب می‌پره، و شهرها توی رگ‌هات راه می‌افتن مثل خاطره‌هایی که بلد نیستن فراموش کنن. من توی رگ‌هات زندگی می‌کنم نه بیرونت. جایی بین ضربان و سکوت بین بودن و خیال. بابا اگه نباشی کاشان از حافظه‌ی زمین می‌افته و من توی هوا دنبال نبضت می‌گردم. آناهیتا آهنگری

بیست و هشت فروردین هزار و چهارصد و پنج ✨
بیست و هشت فروردین هزار و چهارصد و پنج ✨