fa
Feedback

فریب کلاهبرداران را نخورید! تل‌متریو این کانال‌ها را شناسایی و برچسب‌گذاری می‌کند 👉 برای مشاهده برچسب، اشتراک تهیه کنید

اودیسئوس.

اودیسئوس.

رفتن به کانال در Telegram

‘Devouring classic literature and medical science and consuming greek mythology and living purely on coffee, tea, and knowledge.’ Science is my profession; literature is my passion. ✉️: @Hletterdropbot

نمایش بیشتر
کشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است
176
مشترکین
-324 ساعت
-487 روز
-7230 روز
آرشیو پست ها
I will die under a grave that doesn’t belong to me that doesn’t have my name written on it anyway

The future is hollow and vague and dark for me anyways people will never hear about my real self

All these sufferings for what

Why me

My heart is trying to jump out of my chest, but not in a good way, which is indicative of an anxiety attack. Of course, all the negative thoughts, intensive exams, and overuse of caffeine aren’t helping.

فقط یکم دیگه مونده،

فکرشم نمیکردم پاس شم

🕯️این هفته خوب پیش بره.🕯️

Let us begin today’s session.

Famous tea quotes: “The world may go to hell, but I should always have my tea.” Fyodor Dostoevsky — Notes from Underground “W
+4
Famous tea quotes:
“The world may go to hell, but I should always have my tea.” Fyodor Dostoevsky — Notes from Underground
“What fine weather today! I don’t know whether to have tea or hang myself.” Anton Chekhov — Uncle Vanya
“I must drink lots of tea or I cannot work. Tea unleashes the potential which slumbers in the depth of my soul.” Leo Tolstoy
“You can never get a cup of tea large enough or a book long enough to suit me.” C.S Lewis
“Tea! Bless ordinary everyday afternoon tea!” Agatha Christie
“There is no trouble so great or grave that cannot be much diminished by a nice cup of tea.” Bernard-Paul Heroux
“Where there’s tea, there’s hope.” Arthur Wing Pinero
“Tea is the magic key to the vault where my brain is kept.” Frances Hardinge

I shall let them stay here. They were very pleasant to know.

گیاه چای (Camellia sinensis) بومی چین بود و تا قرن‌ها بعد هنوز به دنیای مدیترانه نرسیده بود. ولی خب یونانیان عاشق نوشیدنی‌های گیاهی بودن. اونا از گیاهایی مثل مریم‌گلی، آویشن، پونه کوهی و بابونه دم‌نوش تهیه می‌کردن و برای درمان بیماری‌ها، آرامش یا حتی مراسم مذهبی ازشون استفاده می‌کردن. در نتیجه شما اگه یه فیلسوف یونانی مثل سقراط یا افلاطون امروز وارد یه کافه ای می‌شد و براش یه فنجون چای سیاه میاوردید، احتمالا اصلا همچین طعمی رو تجربه نکرده بود. حالا اگه به جاش یه دمنوش آویشن و عسل تعارف می‌کردین، میگفت عه چای=))) جالب‌تر اینکه خود کلمه τσάι هم اصالتاً یونانی نیست! این واژه از مسیر تجارت عثمانی وارد یونانی شده و ریشه‌اش در نهایت به واژهٔ چینی 茶 می‌رسه.

حالا یه چیز جالبتر راجع به یونان باستان و چای، برخلاف تصور خیلی‌هامون، وقتی تو رمان‌ها یا فیلمای باستانی می‌بینید شخصیت‌های یونانی «چای» می‌خورن، از نظر تاریخی نادرسته. هرچیزی که میخوردن، دمنوش‌های گیاهی بود، نه چای واقعی.

Now this is diabolical

https://t.me/HadesInDisguise/1960 Technically… yes. Practically… ew. وقتی چای رو برای اولین بار دم می‌کنی، بخش زیادی از کافئین، تانن‌ها و ترکیبات معطرش وارد آب می‌شن. اما همه‌شون نه. اگر همون برگ‌ها رو دوباره دم کنی، هنوز مقداری طعم و رنگ می‌ده دیگه. به همین دلیله حتی الان بعضی چای‌های باکیفیت (مثل بعضی اولانگ‌ها یا پوئرها) رو چند بار دم می‌کنن. ولی چیزی که تو قرن هجدهم اتفاق می‌افتاد خیلی فرق داشت. بعضی افراد برگ‌های چای مصرف‌شده‌ای رو که از خونه های اشراف زاده ها، مهمون‌خونه‌ها یا کافه‌ها جمع می‌کردن، خشک می‌کردن، گاهی با رنگ یا مواد دیگر تیره‌ترشان می‌کردن و دوباره به عنوان چای نو می‌فروختن. از نظر فنی «کار می‌کرد»، ولی بیشتر شبیه این بود که بخوای قهوه‌ای رو که یک بار دم شده رو دوباره استفاده کنی. نوشیدنی به دست میاد، ولی اصلاً کیفیت اصلی رو نداره

این خیلی خیلی جالب بود

The things I would do for chai I'm afraid:

حالا تو قرن نوزدهم، برای رسوندن اولین محموله چای سال از چین به لندن، کشتی‌ها واقعاً با هم مسابقه می‌دادن=) این رقابت‌ها به Tea Races معروف بودن، چون همه (میدونیم که انگلیسی ها چقدر ابسسدن با چای) می‌خواستن اولین چای تازه‌ی فصل رو به بازار بریتانیا برسونن؛ اولین محموله با قیمت خیلییی بالاتری فروخته می‌شد و اعتبار زیادی برای شرکت کشتیرانی به همراه داشت. کاپیتان‌های کشتی گاها هزاران کیلومتر رو با تمام توان بادبان‌ها طی می‌کردن، خطر طوفان رو به جون می‌خریدن و حتی شدت برای چند ساعت زودتر رسیدن، شبانه‌روز کشتی را هدایت می‌کردن. تو یکی از معروف‌ترین مسابقه‌ها تو سال ۱۸۶۶، چند تا کشتی بعد از سفری حدود ۲۳ هزار کیلومتری، تنها با اختلاف چند ساعت به لندن رسیدن، یه رقابتی بود اون زمان زبان‌زد بود و هنوز هم جزو جالب ترین مسابقات دریایی تاریخ به شمار میاد. حال حاضر اگر چای‌توپ پنج دقیقه دیر دم بکشه، چیز مهمی نیست؛ اما یه زمانی، چند ساعت تأخیر تو رسیدن چای می‌تونست ثروتی رو لیترالی جابه‌جا کنه.