fa
Feedback
امیر نوشت :)

امیر نوشت :)

رفتن به کانال در Telegram

بندهِ خدا نکند ما خواب کسی باشیم که سال ها پیش در زیر درخت بلوطی به خواب رفته باشد یادداشت هام...

نمایش بیشتر
إيران140 456دسته بندی مشخص نشده است
271
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
+27 روز
-130 روز
آرشیو پست ها
کسی از عابران اینجا خریدار غم ما نیست برادر جمع کن از گوشه‌ی دنیا بساطت را... #ارمیا_کیش_بافان

اطعام! امشب در نمازخانه خوابگاه اطعام غدیر است جمعیت معمول نماز از ۵۰ نفر به ۱۰۰ نفر رسیده... از نکات جالب یکی از دانشجویان سنت و چند مُلحد بر سر سفره اطعام است. امسال زیباترین غدیر عمر کوتاه دانشجویی‌ ‌ام است.

کدام عشق عزیزم؟ من و تو رهگذریم نیامدیم بمانیم راهی سفریم بگو به حادثه‌ها از بلا هراسی نیست که ما مسافر مرگیم، ما خود خطریم اگر که تیر غمت قصد صید ما کرده‌ست بیا و باز نشانه بگیر، بی‌سپریم مترس از غم پرواز، ما پرستو ها اگرچه در سفر اما همیشه هم سفریم بیا که مقصد این کوچ آسمان باشد بس است هرچه پی خانه‌ایم و در به دریم #محمدعلی_حق‌جو

اسپاتیفای رفع فیلتر شد اینم عیدی رفقای فیلترینگ😁

نماهنگ مصاحبه 320.mp36.17 MB

مرید حیدرم و طعنه می‌خورم، این عشق هرآنچه هست می‌ارزد ولی به دردسرش... #محمد_مصطفی_احمدی

شرمنده‌ام اگر که ز غم حرف می‌زنم آشفته‌ام برای خودم حرف می‌زنم #مینا_واثق

سنگین نمی‌شود به سر دوش ما لحد وقتی که قلبمان به هوای تو می‌تپد پا جای رد پای علی می‌گذاشتیم حالا اگر شدیم کمی راه را بلد او می‌رود به سجده و با اختیار خود می‌ایستد به حرمتش عالم تمام قد جز او دلیل چیست؟ که این بارگاه عشق در دارد و دوباره ترک نیز می‌خورد ما را فقط به خاطر او خلق کرده‌اند شرمنده‌ی محبت اوییم تا ابد یکتایی حقیقت او جای بحث نیست مولای ما علیست فقط! یا علی مدد... #ارمیا_کیش_بافان

دشمنی ما با محمد خاتمی و ظریف و روحانی و امثالهم حاصل جوزدگی نیست. منش امام شهید ما این بود. ما با این جماعت که با اصل انقلاب مخالفن اتحاد و آشتی‌ای نداریم.
احتمالا این سخنرانی رو کمتر شنیده باشید. خالی از لطف نیست. ببینید

Repost from N/a
از خودتون محافظت کنید، یه زخم‌هایی همیشه ردّش رو جسم و روحتون میمونه،عینهو جای بخیه! #پند‌_شب

Repost from ویــــژ
اهل جانماز آب کشیدن ریاکارانه نیستم و از نوع نگاه سیاسی و اجتماعی تا سبک و شیوه زندگی فاصله زیادی با مردمی که هر شب در خیابان
اهل جانماز آب کشیدن ریاکارانه نیستم و از نوع نگاه سیاسی و اجتماعی تا سبک و شیوه زندگی فاصله زیادی با مردمی که هر شب در خیابان حاضرند دارم اما صادقانه گاهی به این میزان از باور و اعتقاد این طیف غبطه می‌خورم. جنس دفاع این طیف از نظام از اساس با جنس دفاع امثال من متفاوت است. امثال من با منطق دو دوتایی سیاسی دفاع می‌کنیم اما این طیف از روی یک ایمان و باور دفاع می‌کند. بخش بزرگی از جامعه شناخت درستی از این طیف ندارد و چون نمی‌فهمد با همان منطق کاسبکارانه خود و با گفتن «ساندیس‌خور» و (حالا هم پول گرفته‌اند که به خیابان بیایند) سعی در تحقیر و ترور شخصیت آنها دارد. اما در شناخت این جریان همینقدر بگویم آنکه دل و جربزه دارد، نه آن لات و قمه‌کش بلکه همین بچه مذهبی‌ ریشی و چادری بی ادعایی است که شصت هفتاد کیلو بیشتر وزن ندارند اما باور و آرمان چنان قدرت و شهامتی به او داده است که به وقت عمل همه را انگشت به دهان می‌گذارد. پشت شعار «جانم فدای ایران» قایم نمی‌شوند اما به وقت واقعه نه دست‌شان می‌لرزد، نه لحظه‌ای می‌هراسند، نه از دادن جانشان برای ایران دریغ می‌کنند. ✍ فرهاد قنبری پ.ن:عکس جشن غدیر دانشکده پزشکی @viiijh

Repost from می‌حآء
یا بقیة‌الله، سلام بر تو؛ که گاهی خیال می‌کنم از من بریده‌ای بهتر ز من برای دلت برگزیده‌ای..

Repost from حسیبا
شیعیان لبنان، شیعیان آذربایجان، شیعیان بحرین، شیعیان هند، شیعیان عربستان و... هر نقطه از جهان که در مظلومیت و ترس و خفا زندگی می‌کنن یعنی ما به شما خیلی مدیونیم سید روح‌الله خمینی. شما به ما یاد دادید شیعه بودن به گوشه‌نشینی کنج هیئت‌ها و حسینیه‌ها نیست. شما به ما یاد دادید شیعه بودن به قرمز پوشیدن و پایکوبی ربیع نیست. شما به ما مبارزه و ایستادگی یاد دادید. از شما یاد گرفتیم چطور باید پای حق موند و نترسید و صدای مظلومان عالم بود و مقاومت کرد. الهی که همنشین امیرالمومنین باشید و دلتون راضی باشه از ما بچه‌هایِ همون سربازان تو گهواره‌ای که فرموده بودید.

چه شبی بود امشب! «افراد حاضر در موکب خبر دارن چی میگم» تا صبح قیامت بر دشمن مرتضی علی لعنت

Majid Bani Fatemeh - Sare Koohe Boland (320).mp33.31 MB

سید های بزرگوار دیگه خودتون و امیرالمومنین و خوان کَرمتون 6219 8610 7259 2784

هم_سفر.mp31.97 MB

الحمدالله! دیشب ساعت ۳ خوابیدم و نمی‌دانم چه حکمتی است؛ نه توان بیدار ماندن تا نماز صبح را دارم و نه توان زود خوابیدن و سحر بیدار شدن... در هر صورت، نماز صبحم قضا شد. ساعت ۸ کلاس داشتم. به زور نیشخون و کافئین خودم را سر پا نگه داشتم تا به کلاس برسم. کلاس پرباری بود، اما پس از سه ساعت کلاسِ یکنواخت، خستگی بر من غلبه کرده بود. چند دقیقه‌ای روی نیمکتی کنار ساختمان مرکزی دانشگاه نشستم. در مرز میان خواب و بیداری، صدایی نسبتاً خشن گفت: «ببخشید، شما می‌دانید اینجا چه ساختمانی است؟» مردی میانسال بود؛ گندم‌گون، با چشمان سبز روشن، ریش تیغ‌زده، یقه‌ای باز که زیر آن زیرپیراهنی آبی کاربنی تا گردن بالا آمده بود، و سبیلی بلند و مشکی که تمام لب‌هایش را پوشانده بود. گفتم: «اینجا ساختمان مرکزی دانشگاه علوم پزشکی شیراز است.» پرسید: «چقدر کارمند دارد؟ ده اتوبوس کارمند داشت!» برای او توضیح دادم که اینجا ساختمان مرکزی دانشگاه است؛ مجموعه‌ای که از بیمارستان‌های استان فارس تا دانشکده‌های مختلف علوم پزشکی را مدیریت می‌کند. حدود ۱۸۰۰ کارمند دارد و حتی خانه‌های بهداشت کوچک‌ترین روستاهای استان نیز با اینجا در ارتباط و هماهنگ هستند. گفت: «الحمدلله، الحمدلله، الحمدلله که اینجا را در جنگ نزده‌اند.» ماتم برده بود. نمی‌دانست که من خودم به خون بسیاری از مسئولان این ساختمان تشنه‌ام... و مزاح شبانه‌مان این است که از ۴۰۰ کیلو اورانیوم ۲۰۰ کیلو طبقه ۷ ساختمان است ۲۰۰ کیلو زیرزمین... مرد برای درمان از بوشهر به شیراز آمده بود و روایت‌هایی از روزهای جنگ در بوشهر داشت. می‌گفت: «شب‌ها به صدای بمب و موشک عادت کرده بودیم؛ اگر نمی‌زدند، خوابمان نمی‌برد...» از جنگ دلگیر بود، اما با شوق و وجد از حملات موشکی ایران به کشورهای عربی تعریف می‌کرد. جالب آنجا بود که می‌گفت: «ترامپ هم گفته مردم ایران دیگر خودشان مشتاق‌اند که بزنیم!» بنده‌خدا این حرف ترامپ را که حرام‌لقمه‌های سلطنت‌طلب جا انداخته‌اند مردم ایران خواهان جنگ‌اند با شوخی و مزاح اشتباه گرفته بود و می‌گفت: «ترامپ هم فهمیده ما به صدای موشک و بمب عادت کرده‌ایم...»

عیدتون مبارک :)🥳