fa
Feedback
سایه‌‌ای رَوشن

سایه‌‌ای رَوشن

رفتن به کانال در Telegram

به سراغ من اگر می‌آیید نرم و آهسته بیایید مبادا که ترک بردارد چینی نازک تنهایی من. سهراب سپهری

نمایش بیشتر
کشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است
261
مشترکین
-124 ساعت
+67 روز
+2930 روز
آرشیو پست ها
هنگامی همه‌چیز آرام شد که خورشید بار دیگر دمید اما نورش از برای بسیار کسان به منزله شب بود. -ویلت -شارلوت برونته.

دستی را که جفا می‌کند نمی‌توان نوازش کرد که وفا کند. -ویلت -شارلوت برونته.

ولی تنهایی غم‌انگیز است. بله، غم‌انگیز است، اما زندگی چیزهایی بدتر از این هم دارد، عمیق‌تر از غم، دلشکستگی است. -ویلت -شارلوت برونته.

خیال می‌کنید مرا می‌شناسید لطفاً دیگر در باره من باهم حرف نزنید و نظر ندهید. من نوعی زندگی دارم که با زندگی شما فرق می‌کند. -ویلت -شارلوت برونته.

زندگی طوری است که رویدادهای آن با انتظارهای ما تطابق ندارد. نمی‌توانند داشته باشد، و نخواهند داشت. -ویلت -شارلوت برونته.

آدم باید خانه‌ای داشته باشد که احساس غربت بکند. من که خانه‌ای ندارم. -ویلت -شارلوت برونته.

هیچ نوع از دوستی نباید چنین اجباری به آدم تحمیل کند. اصلاً اگر دوستی حقیقی باشد نباید آدم را تحت فشار بگذارد. -ویلت -شارلوت برونته.

با تمام وجود با جان، و دل، فهمیده بودم او نه مرا می‌شناسد و نه از ذاتم خبر دارد. همیشه می‌خواست نقشی به من بدهد که مال من نبود. من و ذاتم با او مخالفت می‌کردیم هیچ حدس نمی‌زد که من چه احساسی دارم نه نگاهم را می‌خواند نه قیافه‌ام را نه حالت‌ها و حرکت‌هایم را  در حالیکه همه این‌ها حرف می‌زدند. -ویلت -شارلوت برونته.

اما خلق‌وخوی من ذاتا طوری است که زود غمگین می‌شوم و زود هم دلخور. همین که ابری از مقابل خورشید بگذرد افسرده‌حال می‌شوم. -ویلت -شارلوت برونته.

خیلی زود فهمیده بودم که دنیا نظر دیگری دارد، و من شک ندارم که دنیا در نظری که دارد هم خیلی محق است. اما در عین حال معتقدم که من هم در نظری که دارم زیاد بر خطا نیستم. -ویلت -شارلوت برونته.

فقط می‌دانم که نتیجه کارم این بود که برای رفع گرسنگی انگار سوهان می‌جویدم و برای رفع تشنگی هم انگار آب شور می‌نوشیدم. -ویلت -شارلوت برونته.

هیچ شوخی و شیطنتی در دنیا پوچ‌تر از این نبود که کسی به من بگوید خوشی و شادمانی را پرورش بدهم. معنی این پند و اندرز چه بود؟ خوشبختی سیب‌زمینی نیست که آدم توی خاک بکارد، کود بدهد، و پرورش بدهد. -ویلت -شارلوت برونته.

او برایم به چشمه‌ی می‌ماند برای مسافر تشنه خورشیدی برای پرنده لرزان در قفس. یاد او برایم قهرمانانه بود و هنوزهم است. -ویلت -شارلوت برونته.

بعضی از کلمات و اشتباهات به چاقو می‌ماند. زخم‌های عمیق‌ شان هیچ‌گاه التیام نمی‌یابد. -ویلت -شارلوت برونته.

بسیار خوب، بسیار خوب! آدم نباید سخت بیگیرد. جوانی فقط یکبار است. نه؟ -ویلت -شارلوت برونته.

قاعدتا، آدم‌های عاقل می‌گویند ابلهانه است اگر خیال کنیم کسی کامل است و عیب و نقصی ندارد. در قضیه دوست‌داشتن و دوست‌نداشتن، ما باید با همه دوست باشیم اما نباید کسی را به عرش ببریم. -ویلت -شارلوت برونته.

من دستی هستم کوتاه،  و تو صدف گرانبهایِ ته رودخانه‌ای.  آه دستم، آه دست کوتاهم  که بتو نمی‌رسد.

امشب از آن شب‌ها بود که بعدها برای اینکه چرا این‌قدر شاد بودم، خودم را سرزنش کنم.

نشسته‌ام و از پنجره بیرون را تماشا می‌کنم. درختان زرد و سبزی که هر چند لحظه بعد یک برگ زردی از آن‌ها به زمین می‌افتد. در دوردست‌ها پروانه‌ای در نور آفتاب کم‌سو می‌چرخد. آفتاب از بال‌های پروانه گذشته و بر موهای خواهرم که کتاب می‌خواند می‌نشیند. قهوه‌ای‌های موهایش حالا بدل به عسلی روشن شده است. دیگر همه‌چیز آرام است و از دور صدای پرنده‌ها و دعوای کودکان به گوش می‌رسد. و یک کاغذپرانی هم در هوا است بعدازظهر خوبی است و مرا به یاد سال‌های دورتر از امروز می‌برد.

ما در بند کدامین تاریکی زنجیریم  که چنین از همه‌چیز دلگیریم.