Vox Balanae
رفتن به کانال در Telegram
عموما موسیقی(پارتیتور،مقاله و مطالب متفرقه) پارسا رحمان مشهدی @ParsaRM
نمایش بیشترکشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است
248
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
+17 روز
+130 روز
آرشیو پست ها
248
🎈 عنوان ویدیو : [Pēteris Vasks] String Quartet No.4 (Score-Video)
🔅 کیفیت ویدیو :
1280x720
🇮🇷 [ لینک دانلود نیم بهای این ویدیو ]
• لینک در 6 ساعت آینده منقضی میشود
✨ Received by © @YproloaderBot248
استیکسِ کانچِلی
دوست و همکار کانچلی، آلفرد شنیتکه، که در سال ۱۹۹۸، همزمان با شکلگیری استیکس، درگذشت، سبک موسیقایی او را چنین توصیف میکند:
شگفتانگیزترین ویژگی موسیقی کانچلی این است که گویی توانایی خارقالعادهای دارد تا زمان را معلق کند. از همان چند نت نخست، از زمان واقعی و ساختار دورهای آن جدا میشویم و زمان را همچون چیزی بیکران تجربه میکنیم که مانند ابری از کنارمان میگذرد. گویی سوار بر هواپیمایی هستیم که هیچ احساسی از سرعت ندارد و قرنها را پشت سر میگذاریم.
این شیوهٔ آهنگسازی بهخوبی با استیکس (۱۹۹۹)، اثری حماسی ۳۵ دقیقهای برای ویولای تکنواز، گروه کر و ارکستر، سازگار است. در اسطورهشناسی یونان، رودخانهٔ استیکس باید هنگام سفر از جهان زندگان به جهان هادس، سرزمین مردگان، پیموده شود. بنابراین استیکس مرز میان زندگی و مرگ و نقطهٔ تلاقی کوتاه این دو جهان است. در اثر کانچلی، ویولا همچون شارون، قایقران جهان زیرین، عمل میکند؛ کسی که آنچه به گذشته تعلق دارد را از آنچه به اکنون تعلق دارد عبور میدهد و خودِ رود استیکس را میپیماید. ویولا میان مردگان و زندگان «میانجی» میشود و همچنین نقش واسطهای میان ارکستر و گروه کر را بر عهده دارد.
جنبهٔ برجستهٔ دیگر سبک کانچلی، تضادهای شدید پویایی است: موسیقیای که عمدتاً آرام، کند، باصلابت و پاکیزه است، ناگهان با تودههای دردناک و کوبندهای از صدای بسیار بلند که توسط ارکستر کامل و گروه کر اجرا میشوند، درهم شکسته میشود. در این اثر، برخی از این بخشها حالتی رقصگونه دارند (که بازتاب ریشههای گرجی اوست)، برخی سینماییاند (نتیجهٔ چهل سال تجربهٔ کانچلی در موسیقی فیلم)، و برخی آشکارا و بیپروا رمانتیکاند؛ شاید تا حدی حاصل احترام او به یوری باشمت.
کانچلی از من پرسید که بیش از همه چه میخواهم. من به او گفتم: «ملودیهای بلند». یکی از ویژگیهای خاص سبک کانچلی، ایجازی است که با آن ملودیهایش را پرورش میدهد و با آنها رفتار میکند. او ملودی را آغاز میکند، سپس به شنونده فرصت میدهد تا آن را در ذهن خود ادامه و تکامل بخشد. همچنین سکوتها مهمترین عنصر آثار او هستند؛ سکوتهایی که با صدا درآمیختهاند. هیچکس، نه پیش از او و نه پس از او، سکوت را تا این اندازه جدی نگرفته است. حتی میتوان گفت او تنها آهنگسازی است که توانسته سکوت را طنینانداز کند.
در استیکس، ویولا نقشی کاملاً محوری دارد؛ نه بهواسطهٔ نوآوریهای تکنیکی، بلکه بهسبب ژرفای بیان و فضای ویژهای که پیرامون خود میآفریند. صدای ویولا جوهرهٔ معنایی و پیام اثر را در خود جای داده است. این ساز میان قلمرو مردگان و جهان زندگان واسطه میشود. از همین رو، صدایش نه بلند، بلکه عمیق است.
آرزوی دومی هم داشتم: میخواستم پایان اثر پرقدرت و باشکوه باشد. کانچلی با شوخطبعی خاص گرجی خود به این خواسته پاسخ داد؛ بهگونهای که استیکس ابتدا تقریباً نامحسوس محو میشود، اما درست زمانی که انتظارش را ندارید، گروه کر با آخرین فورتیسیموی خود به صدا درمیآید.
به گفتهٔ خود کانچلی، متن اثر بیش از آنکه به معنا توجه داشته باشد، بر «ملاحظات آوایی» استوار است و به شکلی تنظیم شده که معمولاً مانع از برداشت معنای روشن واژهها میشود؛ با این حال، متن بیمعنا نیست. شنونده در آن با بازتابهایی از تجربهٔ کانچلی بهعنوان آهنگسازی گرجی روبهرو میشود؛ از جمله نام ترانههای محلی، لالاییها، صومعهها و کلیساهای گرجستان، و نیز نام دو آهنگساز تازهدرگذشته، آلفرد شنیتکه و آوت ترتریان. از این منظر، استیکس را میتوان گفتوگویی موسیقایی میان کانچلی و دوستان ازدسترفتهاش دانست؛ گفتوگویی که در آن صدای گروه کر، پرواز فرشتگان و سفر ارواح را مجسم میکند.
در نهایت، این ویولای تکنواز است که انسجام درونی اثر را فراهم میآورد. کیفیت بداههگونه و آوازین آن پلی میان گروه کر و ارکستر میسازد و به این اثر، حالوهوایی جاودانه، سوگوار اما در عین حال سرشار از آرامش میبخشد و آن را به اثری برجسته تبدیل میکند.
برگرفته از گفتوگوی یوری باشمت با ملانی اونزلد، منتشرشده در دفترچهٔ آلبوم دویچه گرامافون (CD 471 494-2).
@VoxBalanae
248
Giya Kancheli | Dixi
انتخاب من از عبارات لاتین بر اساس تمایل به یادآوری این نکته به معاصرانمان بود که مشکلاتی که از دوران باستان وجود داشتهاند، چقدر مرتبط هستند. ما فقط حق داریم به این نکته اشاره کنیم که با وجود بزرگترین پیشرفتهای تمدنی، شکاف بین خیر و شر متأسفانه همچنان در حال گسترش است. حتی بتهوون، با خلق سرود بزرگ شادی و وحدت خود، موفق به تبدیل این جهان به مکانی بهتر نشد. و ما، انسانهای فانی، فقط حق داریم
مشاهداتی ارائه دهیم و به دیگران هشدار دهیم. (گیا کانچلی)
@VoxBalanae
