fa
Feedback
فرنگیس

فرنگیس

رفتن به کانال در Telegram

It's Mahbube. خون برپناهگاه روشن📚 https://t.me/bloodoverbrighthaven 🎨 https://www.instagram.com/mahbubeti?igsh=ZGhzazRta3gzaW1p https://pin.it/772bhjg6O 📍Qom

نمایش بیشتر
کشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است
259
مشترکین
+124 ساعت
+137 روز
+1430 روز
آرشیو پست ها
و باز یه شخصیت داشتیم که قدم به قدم متحول می‌شه. تعصبش آروم آروم کنار می‌ره و همون کاری رو می کنه که به نظرش فضاحت بزرگی بوده‌. زنده‌باد. البته این شخصیت‌ها از اول کنجکاون. انقدر! اصولی می‌نویسه گاهی اذیت می‌شم. و با اینکه کلا ۱۰۰ صفحه بود، هیچ هم حس تیزر و تریلر نداشت. Bah

Emperor's soul هنر غیرقانونی‌ای هست ب اسم فورجینگ(جعل‌کردن) که با دونستن تاریخ یک شئ یا شخص، آینده‌اش رو تغییر می‌دن.
مثلا یه وسیله کهنه رو باهاش می‌شه نو کرد، یا یه چیزایی می‌شه بهش اضافه کرد. ولی پیچیده‌است. روح اشیاء و اشخاص هر خصیصه‌ای رو نمی‌پذیره. یه نوع علمه برای خودش. فورجری غیرقانونیه ولی خود حکومت ازش استفاده می‌کنه. مثلا آثار باستانی رو زنده می‌کنه، از معماری قدیم استفاده می‌کنه که فرهنگشون حفظ بشه، ولی به شخص نمی‌گن فورجر. می‌گن ریمایندر یا یادآوری‌کننده. یا تو حوزه‌های دیگه مثل پزشکی کاربرد داره. به اونا می‌گن resealer. فورجری به این علت غیرقانونیه که روح آدما رو هم علاوه بر چیزای دیگه فورج می‌کنن. حالا، ون‌شای‌لو چندتا مهر هم برای خودش درست کرده که ظاهر یا باطنش رو برای مدت کوتاهی می‌تونه تغییر اساسی بده. چون در واقعیت خیلی با خودش فرق داره اثر این مهرها موندگار نیست. مثلا می‌تونه دانشمند بشه، یا هر حرفه‌ای که مهرش رو درست کرده. (این کارا کفره.) مثلا یه جا دیدیم شای‌لو واقعیت و دروغ رو خیلی متعهدانه طوری با هم قاطی کرده که روحش با اون دروغ آشنا بشه و بعدا یکی از مهرهایی که درست کرده رو بپذیره. اگه فردا روزی اصلا خواست از اون مهر استفاده کنه.
 پست‌اسکریپت کتاب رو هم خوندم. مثل مهرهای شای‌لو بود که روی کارش می‌زد و مراحل کار رو توضیح می‌داد. جالب بود. -داستان از جایی شروع می‌شه که شای دستگیر شده و حبسه. #books

photo content

The emperor's soul✅ بلاخره رسیدم به استورم‌لایت آرکایو.

آپلود نمی‌شه هیچی که

هروقت از نقاشیم خوشم نمیاد -I hate painting.. بقیشم خودش میاد.

پیام صوتی00:20

photo content

Repost from Dew fairy・。
⊹⑅

بیکشیم

photo content

موضوع انشاء دوران بی‌نتی خود را چگونه گذراندید.

اینارو گفتم برسم به Bride -Ali Hazelwood که بعد وصل شدن نت گرفتم. کلا ژانر عاشقانه می‌نویسه. از کتابایی که الان زیاد دارم ازش می‌بینم love hypothesis هستش که دارن فیلمش رو میسازن، (شایدم ساختن دیگه نمی‌دونم سه ماه نت قطع بوده) با لیلی رینهارت و اینا. عروس کتاب بدی نبودا. (ا)😂 ولی مخصوص همین فیلم‌سازاست. که مثل تریلر یه سینمایی عاشقانه می‌سازن یه بار تو سینما می‌بینی و بعدا بهش دیگه فکر نمی‌کنی. خوب شروع شده بود. پایانش هم خوش بود. به نسبت بقیه کتاباش امتیاز خوبی داشت، ولی عاشقانه‌‌‌ی شل و متوسط و داستان معمولی‌ای بود. فککر نکنم دیگه چیزی هم ازش بخونم.

دیگه بعدش هم شیرجه زدم در دنیای سریال و کی‌دراما و خودمو خفه کردم و در حال حاضر I'm thoroughly done with k-drama. همین تازگیا ولی سریال grimm رو تموم کردم. بامزه و پر از موجود تخیلی و اساطیری و کلی داستان جالب بود. هر عیب و ایرادی هم داشت، که داشت، اینجوری بود که آدم به بزرگی خودش می‌بخشید.

آها بعد از بی‌کتابی باز رفتم جلد دوم quicksilver رو بخونم که باز به دلیل اینکه هیچی از جلد قبل یادم نبود و دیدم هرچقدرم که نت قطع باشه احساس نمی‌کنم ارزش خوندن داشته باشه، باز دراپ کردم. با دوستم راجب فیلم و سریالا صحبت می‌کنیم گله شکایت دارم که سریالا تبدیل به تیزر شدن. یکم به نظرم جدیدا اینطوری شده. یکم هم فکر می‌کنم کتاب خوندن این کارو باهام کرده. حالا، کوییک سیلور خودش مثل تیزر بود. اتفاقا به نسبت بقیه چند جلدیا، جلد اول طولانی‌ای هم داره. ولی خب بازم چطور تونسته همچین چیزی در بیاد... البته بعدا می‌گم چرا.

و از بی کتابی رفتم بقیه plated prisoner رو خوندم. (تابستون دراپش کرده بودم.) از جلد چهار به بعد خیلی بهتر شد. King ravingar از بهترین mmcهایه که خوندم😁 بعد به این اکتشاف رسیدم که آکوتار چقدر از این مجموعه الهام گرفته. یعنی قالب همون بود. pp قدیمی تره. همیشه نظرم این بوده که تا حالا از ریسند بهتر ندیدم که pp رو خوندم دیدم خب ورژن اصلیش کینگ روینگار بوده. با این تفاوت خیلی مهم که کینگ روینگار مورالی‌گری بود. آه. اما مجموعه‌ی متوسطی بود. *mmc: main male character

و این مدت elantris رو خوندم. مثل همیشه دنیاسازی برندن حرف اول رو می‌زد. و قشنگ بود. معلوم بود کتاب اولشه ولی خوب بود. باز هم یکم معمایی طور بود. شخصیت‌ها رشد داشتن، مثل میست‌بورن درگیری درونی، وجودی، فلسفی. همه چی مرحله به مرحله و با نظم جلو می‌رفت. بعد اینکه برندن همیشه بین شخصیت‌ها یه قهرمان زن باهوش و مستقل و سرکش داره. نازی

و راحت‌الحلقوم.

هم محتوا داشت هم دوپامین. Yay