fa
Feedback

فریب کلاهبرداران را نخورید! تل‌متریو این کانال‌ها را شناسایی و برچسب‌گذاری می‌کند 👉 برای مشاهده برچسب، اشتراک تهیه کنید

شاید کلئوپاترا 📑

شاید کلئوپاترا 📑

رفتن به کانال در Telegram

به دنبال ساختنِ زیبایی های زندگی

نمایش بیشتر
إيران190 922دسته بندی مشخص نشده است
374
مشترکین
-224 ساعت
-67 روز
-430 روز
آرشیو پست ها
تو روانشناسی، بخش زیادی از اضطراب‌ها و اورثینک‌ها از اینجا میاد که ما مرزی بین مسائل کلیدی و اصیل زندگیمون مثل ارزش‌ها، رشد فردی، آرامش درونی، آدم‌های امن و بااصالت، با حواشی و سر و صداهای زودگذر نذاشتیم. وقتی یاد بگیری فقط برای ارزش‌های والات انرژی بذاری، به مرور ذهنت خلوت می‌شه‌. کمتر حرص می‌خوری‌. و آدم‌های کم‌ارزش و اتفاقات سمی دیگه قدرتی برای به‌هم ریختن تو ندارن.

دلتنگم..

منظور از عاشقِ خودت بودن ابداً لوس‌بازی‌های اینستاگرامی و خودشیفتگی نیست. یعنی با خودت یه رابطه‌ی امن، مهربون و بااحترام بسازی. یعنی خطاهات رو ببخشی، احساساتت رو قضاوت نکنی، و مهم‌تر از همه، هوای قلبت رو داشته باشی و نذاری زیر پای بقیه له بشه. وقتی عاشق خودت باشی، اگه کسی محبت کرد با جون و دل می‌پذیری، ولی اگه رفت یا نامهربونی کرد، فرو نمی‌ریزی؛ چون خونه‌ی اصلیت، خودتی.

گاهی رشد کردن یعنی دیگه با چیزایی که قبلاً تحمل می‌کردی کنار نیای.

آدم‌ها در شروع رابطه، غریزی و شهودی، خیلی چیزها رو متوجه می‌شن. رفتارهای متناقض، عدم تعهد یا پنهون‌کاری، ترومای درمان‌نشده‌ی طرف مقابل، بی‌ثباتی، یا نقص‌هایی که در روحِ اون آدم وجود داره. همه‌ی این چیزها از روز اول جلوی چشم بوده؛ هیچ پنهون‌کاری بزرگی در کار نبوده. اما چرا با وجود دیدن این چیزها، باز هم ادامه می‌دیم؟ چون فکر می‌کنیم عشق همه‌چیز رو درست می‌کنه. اینکه اگه من به اندازه‌ی کافی دوستش داشته باشم، اگه صبوری کنم، اگه فداکاری کنم و عشق بی‌قیدوشرط به پاش بریزم، اون آدم تغییر می‌کنه یا زخم‌های گذشته‌ش شفا پیدا می‌کنه. و تو روانشناسی بهش می‌گن فانتزی نجات‌دهنده یا سندروم شوالیه‌ی سفید. اما خب عشق هرچقدر هم خالص، سوزان و فداکارانه باشه، جایگزین بلوغ، سلامت روانی، مسئولیت‌پذیری و ترمیم فردی نمی‌شه.

گوش شاید کلمات قشنگ و عذرخواهی رو بشنوه، اما سیستم عصبیِ آدم، دردِ اون رفتار رو با تمام سلول‌هاش ثبت کرده. ترمیمِ زخمی که با رفتار ایجاد شده، ماه‌ها و سال‌ها عملِ متعهدانه و جبران واقعی می‌خواد، نه چند تا جمله‌ی احساسی و زودگذر.

ازدواج، واقعا شجاعت می‌خواد. شجاعتِ هر روز بیدار شدن و دوباره انتخاب کردنِ همون آدم. شجاعتِ موندن تو روزهای کسالت‌بار، روزهای بی‌پولی، بیماری، پیری و فرسودگی. شجاعتِ بخشیدن، پذیرفتن تفاوت‌ها و عبور از طوفان‌های عاطفی.

یبار با پدرم بحثم شد شاید ۴-۵ سال پیش... گفتم : بابا این کارت بده ، غلطه . بابام ناراحت شد و گفت : اصلا هم غلط نیست ، اونی که غلطه اونی که نیاز به بحث داره : دروغ گفتنه ، گول زدن مردمه ، حق بقیه رو خوردنه... هر وقت اونا رو انجام دادم بیا بگو بابا این کارت غلطه . من رو حرفم موندم که : اونی که تو میگی بابا جون وظیفه آدمه ... این مدت تقریبا روزی هزار بار جمله بابام به ذهنم حمله کرده ... و هزار بار ارزو کردم کاش ادمای : به ظاهر با سواد و با شخصیت و پرستیژ دار مثل پدرِ پیرِ کم سوادم فکر میکردن : اونی که غلطه دروغ گفتن و گول زدن مردم و حق مردمو خوردنه... راستش رو بگم ارزو کردم جای دروغ های شکیل شنیدن کاش میرفتم با بابام سر مضخرف ترین چیز ها دعوا میکردیم ...

پیشِ غازی و معلق بازی؟ چی شد که فکر کردی به عنوان مشاور نمی دونم چه درصدی چه ترازی میده و چه رتبه ای چه رشته ای؟ - اره من درصدام همه ۴۰-۵۰ بود حقمو خوردن تراز کنکورم شد ۶/۰۰۰؟🌚 - اره من نهاییام ۲۰ بود ترازمو لشتباه حساب کردن شده ۷/۰۰۰؟ - اره من رتبه ام ۳/۰۰۰ منطقه ۳ هست ولی ۳/۰۰۰ که پزشکی نمیده؟ - اره من پزشکی نمیزنم بدم میاد میزنم اتاق عمل ؟ کاش مردم تو دروغ گفتن ظرافت بیشتری بکار میبردن... مثلا من خودم الان میتونم یکی بهتون معرفی کنم اموزش دروغ گفتن بده بهتون..

#داخل‌پرانتز | آرتور شوپنهاور | نسخه شوپنهاور برای خوشبختی درونی #پادکست | 📬

Repost from N/a
Top Hits 8.mp317.10 MB

فیلمی که به ما یادآوری می‌کنه مسئله چقدر زنده بودن نیست، بلکه چقدر زندگی کردن در امتداد زمانه. این شاهکار رو از دست ندید.
فیلمی که به ما یادآوری می‌کنه مسئله چقدر زنده بودن نیست، بلکه چقدر زندگی کردن در امتداد زمانه. این شاهکار رو از دست ندید.

Repost from N/a
شنیده بودم مردمانی که نزدیک آبشار ساکن هستند بعد از مدتی دیگر صدای آب به گوش‌شان نمی‌خورد، من نیز یاد گرفتم که در کنار هجمه‌های شوم سرنوشت به زندگی‌ام برسم. -مدلین میلر از کتاب نغمه آشیل

امشب یاد این سم افتادم که من کنکور داده بودم هرکی یه قولی برا قبولی پزشکی بهم داده بود... بابام قول داد ببرتم مشهد... هیچی دیگه من دانشگاه بودم خواهر کوچیکمو برد مشهد. بای. #یادداشت_های_معمولی

چقدر تو احمقی آدمیزاد...