سُرَنْجْ🍊
رفتن به کانال در Telegram
ناشناس: http://t.me/HidenChat_Bot?start=6400926137 شناس: t.me/soraanj?direct
نمایش بیشترکشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است
212
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
+27 روز
+130 روز
آرشیو پست ها
212
از همین فضای کوچیک یه قطره بارون اومد تو و افتاد رو پلکم. لبخند زدم. ممنون از آقای رانندهی خوش برخورد که شیشه رو کشیده بود پایین. ممنون از خدا که این صبح زیبا رو آفریده.
212
هیچی نمیتونه درد مخفی شدن فالوور فالویینگهای اینستا رو از بین ببره. حالا تو قابلیت استوری گذاشتن رو برای همه رایگان کن.
212
از وقت رفتنت بدنم درد میکند
اصلا تمام جان و تنم درد میکند
با بغض قاب عکس تو را لمس میکنم
هی حرف میزنم، سخنم درد میکند
عکس تو را همین که به آغوش میکشم
گلهای زرد پیرهنم درد میکند
هی بوسه میزنم به لباس تو در کمد
خون میچکد، لب و دهنم درد میکند
سر بر مزار سرد تو بر خاک مینهم
انگار مردهام، کفنم درد میکند
یک سرزمین خستهی در خون تپیدهام
آری عزیز من، وطنم درد میکند
-مرضیه زراوشان
برای نوشتن این شعر از شعر بالا الهام گرفتم.
خوشحال میشم که نظر صادقانهتون رو درموردش بشنوم.🙏✨
212
این روزها سر سخنم درد میکند
مشتی نخوردهام دهنم درد می.کند
با گوشوارههای زنم نان خریدهام
سوراخهای گوش زنم درد میکند
ترکش اگرچه زخم مرا ترک کرده است
باروت مانده در بدنم درد میکند
گفتم شهید چشم تو باشم، نشد، نشد
تو پلک میزنی و تنم درد میکند
شرمندهی تغزلم امشب مرا ببخش
دارد تمام فوت و فنم درد میکند
اعضای یک تن اند بنی آدم ای رفیق
احساس میکنم وطنم درد میکند
ای کاش حک کنند به سنگ مزار من
آهسته تر بیا کفنم درد میکند
-بابک عارفی
212
نمیدانم چه چیزی در این آهنگ بود که اشک مرا در آورد...
به وطنم فکر میکنم، به هموطنانم که دلم نمیخواهد خم به ابروی هیچکدامشان ببینم، به خاکم که دلم نمیخواهد حتی مشتی از آن کاسته شود...
امیدوارم سایهی غم از سرمان کم شود و بچهها شادانه در کوچهها آواز بخوانند.
