سُرَنْجْ🍊
رفتن به کانال در Telegram
ناشناس: http://t.me/HidenChat_Bot?start=6400926137 شناس: t.me/soraanj?direct
نمایش بیشترکشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است
213
مشترکین
-124 ساعت
اطلاعاتی وجود ندارد7 روز
-130 روز
آرشیو پست ها
213
دخترای کتابخونه خیلی خوشگلن، ینی تقریبا ۹۹.۹ درصدشون دافن. دهنم باز میمونه با دیدن زیباییشون.
213
کاش علم اونقد پیشرفت میکرد که میشد تو خواب درسا رو بهت الهام کنن. مثلا میخوابیدی و تا صبح کل کلیله و دمنه بهت الهام میشد.
213
گريه کرديم دو تا شعلهی خاموش شده
گريه کرديم دو آهنگ فراموش شده
پر کشيديدم بدون پرِ زخمی با هم
عشق بازی دوتا کفتر زخمی با هم
مرگ پشت سرمان بود نمیدانستيم
بوسهی آخرمان بود نمیدانستيم
زندگی حسرت يک شادی معمولی بود
زندگی چرخش تنهايی و بیپولی بود
زخم سهم تنمان بود نمیترسيديم
زندگی دشمنمان بود نمیترسيديم
شعر من مزهی خاکستر و الکل میداد
شعر، من را وسط زندگی ات هل میداد
شعر من بين تن زخمیمان پل میشد
بيت اول گره روسریات شل میشد
بيت تا بيت فقط فاصله کم میکردی
شعر میخواندم و محکم بغلم میکردی
پی تاراندن غمهای جديدم بودی
نگران من و موهای سپيدم بودی
نگران بودی يک مصرع غمگين بشوم
زندگی لج کند و پيرتر از اين بشوم
نگران بودی اندوه تو خاکم بکند
نگران بودی سيگار هلاکم بکند
نگران بودی اين فرصت کم را بکشم
نگران بودی يک روز خودم را بکشم
آه بدرود گل يخ زدهی بیکس من
آه بدرود زن کوچک دلواپس من...
بغلم کن غمِ در زخم شناور شدهام
بغلم کن گل بی طاقت پرپر شدهام
بغلم کن که جهان کوچک و غمگين نشود
بغلم کن که خدا دورتر از اين نشود
مرگ را آخر هر قافيه تمرين نکنم
مردم شهر تو را بعدِ تو نفرين نکنم
کاش اين نعش به تقدير خودش تن بدهد
کاش اين شعر به من جرات مردن بدهد...
-حامد ابراهیم پور
213
کلاس نهم بودم، رو نیمکت جلوی مدرسه نشسته بودیم و با معلم مطالعاتمون داشتیم این آهنگ رو گوش میکردیم. من گفتم خانم عاشق این آهنگه شدم، گفت میدونی چند میلیون ویو داشته؟ منم گفتم نه.
هیچی دیگه همین.
213
شراب و عیش نهان چیست؟ کارِ بیبنیاد
زدیم بر صفِ رندان و هر چه بادا باد
گره ز دل بگشا وز سپهر یاد مکن
که فکر هیچ مهندس چنین گره نگشاد
ز انقلابِ زمانه عجب مدار که چرخ
از این فسانه هزاران هزار دارد یاد
قدح به شرطِ ادب گیر زان که ترکیبش
ز کاسهٔ سرِ جمشید و بهمن است و قباد
که آگه است که کاووس و کی کجا رفتند؟
که واقف است که چون رفت تخت جم، بر باد؟
ز حسرتِ لبِ شیرین هنوز میبینم
که لاله میدمد از خونِ دیدهٔ فرهاد
مگر که لاله بدانست بیوفاییِ دهر
که تا بزاد و بِشُد، جامِ می ز کف نَنَهاد
بیا بیا که زمانی ز می خراب شویم
مگر رسیم به گنجی در این خراب آباد
نمیدهند اجازت مرا به سِیرِ سفر
نسیمِ بادِ مُصَلّا و آبِ رُکن آباد
قدح مگیر چو حافظ مگر به نالهٔ چنگ
که بستهاند بر ابریشمِ طرب دلِ شاد
213
پادکستهای زیادی سعی کردن مثل این اپیزود باشن اما هیچکدوم به پاش نرسیدن. چون اولینش بود، اولینِ خوب، اولینِ کافی، اولینِ کامل.
@mahmood_sarmadi
