نیمـی از مــآه
رفتن به کانال در Telegram
اولــین بـار کہ دیـدَمت، براے ☾ از تــو گفتــم.. 『اینجاهمهنوشتههاازیکنفرنیست ؛ و بیشتر، ردِ قلـمِدرویـدوس|موسیقیاکثـر اوقات بیکلام』
نمایش بیشترکشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است
246
مشترکین
-224 ساعت
-37 روز
اطلاعاتی وجود ندارد30 روز
آرشیو پست ها
قَـــسم به عبور، به فراموشـی به شکُفتن میان خاموشـی به شکستن هـزار پـاره شـدن مُــردن اما دوباره پا شدن و قَســم به شروع پایانــی که فقط خـود خـود تــو میدانی ای گذر کرده از غمی مُمــتد زخمـیِ فکـرهای بیش از حَــد ای درخت دوباره روییـده و به مرتعـی دوبـاره کوچیــده..
تماشــا کن که شـــب، بر تو نـازل میشود، بر تو که از تنهایی و تاریکی میترسیدی، و حالا مــورچهی گمشــدهی سالخــوردهای هستی که روی برگــی کوچک در شب گـرم برکــه سرگــردان است..
بخـــــواب..
این برگ تو را به ساحـــل نـخواهــدبـــرد.. ☾
دَستـانــت را به مـن بــده ، تا به تــو بگویـم
که در جهـــالت شـبهــای بـــیهـم بودنمــان،
چــه بـر ســر مــن آمــده.. ☾
:) .. ☾
اَنـدوهِ چشمهایمان را ببـوسیــم و بـرای خودمـان سوگواری کنیم؛ برای تمـــــامِ آنچـه از ما کــم شد، تمـــامِ آنچه در سکــوت از دسـت دادیـم.. ☾
و جمعــهها ،کوتاهترین روزهای هفته هستند که از حوالـی ظهـــر شروع میشوند و حوالـــی غـــروب آدم رو تمــوم میکنند.. :)
وقتی دانه رو میکاریم، مطمئن نیستیم که آیندهش چه خواهد بود. شــاید در خاک به خواب بره برای همیشه، شــاید به نهالی تبدیل بشه، یــا شــاید صدها سال بعد کسی در سایهش چُـرتی بزنه..
ما اینها رو نمیدونیم، دانه رو میکاریم چون اُمــید کوچکی داریم که به کار ما معنا میبخشه..
درویدوس
«گاهی هم.. کاری که روایــــت کــردنِ یک ماجرا با آدم میکند ، خـــــودِ ماجرا نمیکند..»
☽ بخیـــر..
