fa
Feedback
پـژواک ـہاے دࢪیـ‌︪︩ـــا

پـژواک ـہاے دࢪیـ‌︪︩ـــا

رفتن به کانال در Telegram

‌‌‌‌‌‌ ‌‌‌‌‌‌🐚 ׁ𝂊 ،‌پنهان در مه اندیشه‌های یک ذهن ‌‌در جستجوی آرامش. ׁ‌ .......... http://t.me/Chevalet_bot?start=ETuBkHjXKHej

نمایش بیشتر
کشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است
290
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
+157 روز
-130 روز
آرشیو پست ها
فور بفرمایید تا کامل کنم چنلت و دوست دارم چون...
جوین باشی قشنگ تره

خیلی قشنگن ممنونن

Repost from N/a
+9
Liv Ash - Never Surrender.mp310.92 MB

Repost from N/a
sticker.webp0.00 KB

انتخاب واحد پیرم کرد🧔🏼‍♀

Repost from N/a
⸸ 𝖵𝖺𝗇𝗍𝖺𝖻𝗅𝖺𝖼𝗄 𝗉𝗋𝖾𝗌𝖾𝗇𝗍𝗌 ;
این پیام رو فور کنید تو چنل‌تون تا من :
1. یه پلی‌لیست کوچولو درست کنم و تقدیم‌تون کنم.
2. دیلی‌هاتون-نه‌خودتون- رو با هم شیپ می‌کنم.
- نکات ؛
پلی‌لیست‌ بر‌اساس وایب‌تون خواهد بود. با این حال اگه دوست داشتید می‌تونید بگید بیشتر تو چه سبکی می پسندید تا بیشتر مطابق میل‌تون باشه حتی اگه آرتیست هم مثال بزنید اوکیه.
بخش دوم آپشناله. اگه دوست ندارید، می‌تونید بگید انجام‌ش ندم براتون. دیلی‌هایی که شیپ می‌شن ممکنه توضیحات و یا موزیک‌ِ وایب هم داشته باشن.
❗️فوروارد نکنید اگر❗️ دیلی‌تون همه‌ش چته، اسپمه و در کل محتوایی مگر جز عکس و ادیت و موزیک اینجور چیز‌ها نداره.
پرایوت فور می‌کنید لینک‌ش رو حتما حتما حتما برام بفرستید.
لیمیت معمولا نمی‌ذارم. ولی چون اگه زیاد بشه شرمنده‌تون می‌شم؛ فعلا رو ۱۲ تا چنل اول می‌بندیم.

می‌خوام برم تتو یاد بگیرم🦦

خیلی قشنگه کتابش:)))) خیلی دوستش داشتم مرسییی

این پیام رو فورواد کنید تا چنلتونو معرفی کنم ویو بخوره دیده بشه 🪼
کآژین| کجاست زندگی؟

Anson Seabra - Peter Pan Was Right.flac18.57 MB

Repost from N/a
این پیام و فوروارد کنید تا بهتون بگم اگه کتاب بودید،چه کتابی میشدید. "کنارمون باشید خوشحال میشیم"

این نقاشی رو روی برگه‌ی سیاه کشیدم چون از اول می‌خواستم اون قسمت تاریک آدم رو نشون بدم؛ اون بخشی که معمولاً سعی می‌کنیم پنهانش کنیم یا اصلاً به روی خودمون نیاریم. برای من سیاهیِ برگه فقط تاریکی نیست، بیشتر شبیه زمینه‌ایه که همه‌ی احساسات و بخش‌های مختلف شخصیت آدم از توش بیرون میان. رنگ‌های مختلفی که توی نقاشی استفاده کردم، هر کدوم برای من یه احساس یا یه بخش از آدمه. احساسات مختلفی که همزمان توی ما وجود دارن، حتی احساساتی که شاید با هم در تضاد باشن. ولی با اینکه اطراف دختر پر از رنگه، خودش سیاهه. چون احساس می‌کنم وقتی آدم مدت زیادی خودش رو سرکوب می‌کنه، کم‌کم دیگه نمی‌تونه این رنگ‌ها رو ببینه. دختر وسط تصویر در واقع کسیه که از احساسات خودش ترسیده. انگار دیگه جرئت نمی‌کنه جلو بره یا با چیزی که درونشه روبه‌رو بشه. برای همین تقریباً هیچ احساسی رو به جز غم و اندوه بروز نمی‌ده؛ حتی شاید اون غم هم در نهایت تبدیل به بی‌حسی شده باشه. رنگ‌ها هنوز اطرافش وجود دارن، ولی خودش دیگه باهاشون ارتباطی نداره. برای من این دختر بیشتر از اینکه نماد «آدم غمگین» باشه، نماد آدمیه که برای خوب به نظر رسیدن، خودش رو سانسور کرده. عقایدش، احساساتش، خشمش، ترسش، خواسته‌هاش و حتی قسمت‌هایی از شخصیتش رو پنهان کرده چون فکر کرده اگر اون‌ها رو نشون بده، دیگه آدم خوبی به نظر نمیاد یا دیگران قبولش نمی‌کنن. در واقع شاید یکی از بزرگ‌ترین شکل‌های سرکوب همین باشه؛ اینکه آدم کم‌کم یاد بگیره کدوم قسمت‌های خودش قابل قبولن و کدوم قسمت‌ها رو باید مخفی کنه. تا جایی که یه روز می‌بینه بیشتر از اینکه خودش باشه، تبدیل شده به تصویری که دیگران از «آدم خوب» دارن. اما اگر دختر رو از تصویر جدا کنیم، یه گرگ هم توی نقاشی هست. گرگ برای من نماد اون بخش وحشی و غریزی انسانه؛ همون بخشی که شاید ازش می‌ترسیم و بهش می‌گیم «هیولا». ولی من فکر نمی‌کنم این هیولا الزاماً بد باشه. خشم، ترس، حسادت، غرور، میل به فرار یا حتی میل به جنگیدن، همه بخشی از انسان بودنن. روی پیشونی گرگ هم نماد زندگی رو گذاشتم، چون می‌خواستم بگم خوب و بد واقعاً از هم جدا نیستن. چیزی که ما بهش می‌گیم «هیولا» هم می‌تونه بخشی از زندگی باشه. ما نمی‌تونیم تمام قسمت‌هایی از خودمون رو که دوست نداریم حذف کنیم و بعد انتظار داشته باشیم همچنان یک انسان کامل باقی بمونیم. خطوط و مارپیچ‌های اطراف هم برای من شبیه ذهن و احساساتن؛ چیزهایی که مدام توی سر آدم می‌چرخن. حتی وقتی سرکوبشون می‌کنیم، واقعاً از بین نمی‌رن. فقط جایی توی ذهنمون می‌مونن و دوباره برمی‌گردن. در نهایت، این نقاشی برای من بیشتر از اینکه درباره‌ی تاریکی باشه، درباره‌ی سرکوب خود واقعی آدم برای پذیرفته شدنه. درباره‌ی اینکه چقدر ممکنه برای اینکه «خوب» به نظر برسیم، قسمت‌هایی از خودمون رو پنهان کنیم و بعد اون‌قدر این کار رو ادامه بدیم که دیگه خودمون هم ندونیم واقعاً چه رنگی هستیم. شاید مشکل این نیست که توی هرکدوم از ما یه هیولا وجود داره؛ مشکل از جایی شروع می‌شه که فکر می‌کنیم برای خوب بودن، نباید وجود داشته باشه.

چقدر گرمهه