واژهگردی 🎒
رفتن به کانال در Telegram
طعم لحظه آشناییزدایی با کلمه @VajheGardi 🎒 @DrMDastjerdi ☕️
نمایش بیشترکشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است
213
مشترکین
+124 ساعت
اطلاعاتی وجود ندارد7 روز
+130 روز
آرشیو پست ها
213
کودکان خلاقیت واژگانی بالایی دارن. طبق تحقیقات، نوجوانان نیز بالاترین خلاقیت زبانی رو دارن و اگر اشتباه نکنم، دخترها بیش از پسرها 👧👦.
بعضی از واژههایی که پسرم (الان ۱۱ سالشه) ساخته:
«هواپیمای بمباتمپرتکن»
پرندههای «کوچکن»
بازیگانه (گفتن پشت سر هم مثل قطار برید تو که بازیگانه [به نظر] بیاد)
نانیازمندی (بیا نیازمندیمون [به بغل] رو نانیازمندی کنیم [=بیا هم رو بغل کنیم])
راه دیگهش اینه که ماشینا رو کمسوختمصرفتر بکنن.
سگها بویاییشون قویه، آدما فکراییشون.
نوشته محمدحسین عزیز 🙏
@HosseiniM
213
چرکنویس 🤦🏻 آخه این چه جور کلمهایه.
نوشتههای چرک
کاغذ چرک
یا شاید حتی مفاهیم و ذهنیات چرک.
واژهای که سر صبحی گریبانمو گرفت.
213
تبریزیها موقع مکالمه (بهویژه تلفنی) وقتی میخوان بگن «فهمیدم» یا «باشه»، از واژه «تمام» یا «تامام» استفاده میکنن؟ 📞
این «تمام» به معنی پایانِ مکالمه نیست؛ بلکه نوعی کنش گفتاریه که معنای «تایید دریافت پیام» یا «تفاهم» میده.
تو مکالمه تلفنی بلند این فیلم عربی هم مدام از این واژه استفاده میکنن. منشأش ترکیه است یا کجا نمیدونم. 🤷♂️
فیلم ارزش دیدن داره. تکاندهنده است. 🎬
#صدای هَنّود
The Voice of Hind Rajab- 2025
#فیلمبازی 🎭
213
موقعیت:
[هیچ ستارهای در آسمان نیست. عبدالله در ظلمت شب، راه گم کرده و در وادی نامعلومی از اسب پیاده میشود و دنبال آب میگردد. وقتی نزد اسبش بازمیگردد، ناگهان در سیاهی یک جفت چشم میببیند. اعرابی (حسن فتحی) شمشیر عبدالله را سمتش پرت میکند و میگوید:]
سر جایت بایست! شمشیرت را بگیر [و آماده شمشیر کشیدن میشود]
عبدالله: شما حرامیان شب و روز نمیشناسید؟
+ شتردزد را ببین که به من میگوید حرامی
- حرامی را ببین که من میگوید شتردزد
+ نیستی؟
ـ من مسافر راه کوفهام، پی آب میگردم
+ اگر راست گفته باشی...
ـ راست گفتم
+ دلیل بیاور
ـ تو که شتردزدم خواندی دلیل بیاور، آیا این محرم نیست که در آن جنگیدن و اسلحه برداشتن حرام است؟
روز واقعه
نوشتهی بهرام بیضایی
213
مامانم خیلی زیرکانه پرسید راست میگن دیگه دکهها سیگار نخی نمیفروشن؟ برو زن برو این دام بر مرغ دگر نه!
پارافین
213
بکلایت تلویزیونمون سوخت. محافظم داشت.
یه نگاهی به محافظ برق انداخت و با طعنه گفت اینا چارخونهن، محافظ نیستن که، محافظ کلی یا محافظ بعد کنتور بگیرید. تلویزیون با ۵ تومن جمع میشه، یخچال با ۲۵ هم جمع نمیشه.
گرفتم، امتحان کردم، راس میگفت اونا فقط چارخونهن، واقعا بیخودن. ولتاژ که بالاپایین میشه اصلا قطع نمیکنن.
213
الآن میگن: «ریاضی فرّاره».
حدود هزار سال پیش، تو قابوسنامه نوشته:
«علم حساب، وحشی است».
خلاصه توئیتِ ابومنصور
213
مجموعه نامینیک اولین و یکی از بهترین تیمهای تخصصی «نامگذاری» در ایرانه که حمید نامی مدیریتش میکنه.
کارشون انتخاب حرفهای نام برند، شرکت، سایت و محصولاته و تو همین زمینه دورههای آموزشی و مشاورههای تخصصی ارائه میدن.
نامگذاری خودش یه شغل حرفهایه. یه کتاب رایگانم تو سایتشون گذاشتن، خوندنیه.
ببین دینامعلی ما رو کجا آورد؟!
213
آیهدُسینما (AyeduCinema)
آیهدُسینما ترکیبی از آیه و سینما است به علاوهی «دُ» که تو فرانسوی حرف اضافه است. همین ترکیب ساده، ناخودآگاه فضایی روشنفکرانه میسازه. اشارتی هم به سینمای غیرهالیوودی (اروپایی/ فرانسوی) داره. یکی از کاراشون ترجمه فیلمای عربی تو همین حوزه است.
شاید معناش معجزهی سینما باشه.
213
قبضو نشونم داد، گفت:
اسمش دینامعلیه.
کار دینام شارژ مجدد باتریه. دارم به ذهنیت نامگذار فکر میکنم. 🤔
#دینامعلی
~و~ مجتبی
از واژهگردیهای شما
#نامجو
213
حقوق مثل معماریِ یزده؛ اولش خشک و سخت و پر از پیچ و خم به نظر میرسه، اما تو عمقش یه نظم و معماری و خنکی هست.
رشته یا فضای کاری شما شبیه کدوم شهره؟
213
داره آمار اورژانسشونو میده. دیشب تو یه شهر مذهبی کوچیک تو خراسان جنوبی ۱۰ مورد مراجع خودکشی داشتن. خیلی زیاده متاسفانه.
بعدش، از نرخ «خودکشی موفق» میگه. اینجا هم «اسطوره موفقیت» ولمون نمیکنه.
213
دوقلو
دوغلی یعنی همشکم یا همزاد. وقتی نوزادی با نوزاد دیگه از یه شکم به دنیا میان، تو ترکی میگن: دوغلی. «دو» تو این واژه هیچ ربطی به عدد ۲ نداره.
بنابراین وقتی میگه «کبری قلِ خدیجه است»، یا فلانی ۵قلو زاییده، درست نیست. میتونه بگه این خواهرِ دوقلوی (همزاد) خدیجه است؛ یعنی خواهریه که با خدیجه به دنیا اومده.
البته این یه نظر درباره ریشهشناسی این واژه است. نیاز به درک بینالاذهانی دارم.
213
امروز تو یه جلسه بودیم و مسئول قسمت حقوقی مجموعه، به سرقفلی گفت: سرقُلفی و من پارهههه.😂
کارشناس رسمی
213
هر چی تو کانال جنگی واژهگردی تو بله داشتیم منتقل کردم اینجا. وسطش چند تا قیقاج هم رفتم.
از فردا باید سماق بمکیم. 🥲
213
وقتی دود سیگارش را به پنجره فوت میکرد گفت: من یک آلمانی اصیل هستم که لقب فون دارم. هرمان فون اشنایدر.
به فارسی گفتم: به تخمم.
عباس معروفی, فریدون سه پسر داشت
