fa
Feedback
واژه‌گردی 🎒

واژه‌گردی 🎒

رفتن به کانال در Telegram

طعم لحظه آشنایی‌زدایی با کلمه @VajheGardi 🎒 @DrMDastjerdi ☕️

نمایش بیشتر
کشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است
213
مشترکین
+124 ساعت
اطلاعاتی وجود ندارد7 روز
+130 روز
آرشیو پست ها
با خواهرم درباره تورم داشتیم درد و دل می‌کردیم. میگم دیروز رفتم یه قطعه کوچیک ماشینو عوض کردم، شد ۲۰ میلیون تومن؛ همون قطعه‌ای که سیم پدال گاز بهش وصله و هوا و بنزین رو مخلوط می‌کنه... داشتم دنبال کلمه‌ش می‌گشتم که گفت: دریچه گاز؟ من: 😳 خانوما چه فنی شدن!

میگه:‌ این وضعیت دیگه اسمش «نوسان» نیست. چون نوسان یعنی بالا ـ پایین شدن. آنچه می‌بینم: روند مستمر، بدون بازگشت و رو به بالای قیمت‌هاست. #نوسان این واژه از راندن شتر گرفته شده، شترسوار، افزون بر حرکت خطی، روی شتر بالا پایین میشه. (تحرک و تذبذب)

درباره پیش‌بینی بازار ماه آینده میگه: ۲۹۰۰ همت بدهی تو بازار هست، پس اولا کالای مصرفی نمی‌خرن، دوم اینکه زیرفروشی می‌کنن. به زیر قیمت بازار فروختن می‌گن زیرفروشی؛ تو این نوشته کامل توضیح داده.

‏با منی که اسم مامان‌بزرگم «اسلحه» بوده درباره انرژی زنانه صحبت نکن خب؟ مختصات ایده‌آل

میگم: یه قهوه تک‌ بده. میگه: لاین قهوه‌تون چی باشه؟ یه فنجون قهوه می‌خواید بدید، چرا با اعتمادبه‌نفس آدم بازی می‌کنید؟ لاین دیگه‌ چه ادائیه؟

سفرنامه‌ی خیالی شاملو درباره آشفتگی زبانی در دوره پادشاه فرضی قاجار است. میرکوتاه، آن هفت‌خطِ پدرسوخته، پیام هشداری در قوطی س
سفرنامه‌ی خیالی شاملو درباره آشفتگی زبانی در دوره پادشاه فرضی قاجار است. میرکوتاه، آن هفت‌خطِ پدرسوخته، پیام هشداری در قوطی سیگار شاه می‌گذارد؛ اما شاه از خواندن و فهمیدن همین نوشته‌ی به‌ظاهر فارسی اما در واقع فینگیلیش/ قجری عاجز می‌ماند. پیام با این عبارت آغاز می‌شود: «الردی بیشتر نوکرهای دربار همایونی...» شاه، بالاخره یقه‌ی آن مردک را می‌گیرد تا متن فارسی را ترجمه کند. ترجمه را هم از واژه‌ی «الردی» شروع می‌کنند که میرکوتاه آن را «جَخ» یا «همین حالاش هم» معنا می‌کند. طنز سیاه و گروتسکی بر متن حاکم است و زبان نشانه ابهام اوضاع و شخصیت‌هاست. میرکوتاه می‌خواهد به شاه بفهماند همین الانش هم همه اطرافیان شاه دارند برای ملکه انگلیس کار می‌کنند، اما شاه حتی نمی‌تواند به علت آشفتگی زبانی بفهمد دور و برش چه خبر است. باری آشفتگیِ زبانی قدمتی دیرینه دارد. ابوجرج

در ترکی آذری «یا» وجود نداره؟ در بقالی: «ماهشام بدم کاله؟»🥛 یعنی ماهشام بدم یا کاله. Erfan Mojib من اینو اونجا فهمیدم که اون دانشمنده می‌گفت: «زمین می‌چرخه، خورشید؟ خورشید می‌چرخه.» 🌞

در جوابش نوشته: «تو دیگه نسیم کدوم نوروزی؟!» ‌😂

یکیشون سر هیچی اخراج شد. دومی برگشت تو روی صاب‌کار گفت: تو که با نیروی باسابقه‌ت این‌طوری رفتار می‌کنی، دکمه ما رو قراره کِی بزنی‌؟ یه واژه‌ی ترکی هست، اخیرا دکمه‌دار شده.

املاکی: این آپارتمان قنده. هم قیمتش شیرینه هم راحت میشه آبش کرد. #هوش_زبانی #بازی_زبانی #قند #دقت‌ورزی_زبانی

از اصطلاحات کاسبی + یه اصطلاح جدید یاد گرفتم: «شیخ مغازه»، که یعنی «کالای نفروش». - کاسب‌های قدیم می‌گن؛ مثلا می‌ری از بنکدار چیزی بخری، میگن چیزی بهت نمی‌دم که شیخ مغازه‌ت بشه. «زینب ستمکش» رو‌ بلدی؟ + شنیده‌مش، ولی نمی‌دونم یعنی چی. + جنسی که می‌زنن تو سرش تا جنس دیگه رو بفروشن. مثلا میگه ببین من ال‌جی هم دارما، ولی بدرد نمی‌خوره زود خراب میشه، سامسونگ ببر بهتره. + علی باقریان - معتکف الملک

از جنگ که برگشتیم چند دگرگونی ناخواسته اینجا رخ داد: قبلا برخی واژه‌ها رو فیلتر می‌کردم. الان چند درجه شل کردم،‌ شایدم پوستم کلفت‌تر شده. 😁 شما هم شل بخونید. سعی کردم از آقا معلمی دور بشم و تعاملی‌تر بنویسم شاید یختون وا شد و شما هم دست به کیبورد شدید و یه گفت‌وگویی شکل گرفت. این تجربه انسانی رو بیشتر دوست دارم. 👂 فرسته‌های #واژه‌گردی‌های‌شما هم بیشتر شده؛ متشکرم. این لالوها و به بهونه‌ی واژه‌گردی دارم از تجربه‌ی #فیلم‌بازی هم می‌نویسم، چندان بازخورد مطلوبی نداشته البته تا اینجا. 🎥 و تغییرات دیگه‌.... 🫆 یه آماری بدم از واژه‌گردی بعد جنگ برخی از بیشترین بازخوردها: ❤️ واژه‌های کودکانه (از آقای محمدحسین) آبزنگه اورموز سروته یکی هندوانه ‌شیرین هوشواره حرامی و شتردزد سبز باقالی بیشترین بازدیدها: 👀 فوتشال دلفین و یونس بلوار موشک علم وحشی کارت و خون جمیله سه بلوطک (ممنون از بازنشرکنندگان عزیز) فرسته‌های محبوبم که کمتر دیده شد: حال سگ ممدعلی لونه زنبور تهدیگ مرگ نفرین کارآگاه قهوه و رنگ قهوه‌ای و طیف سرخ و قهوه مولانا هم بحث جذابی شد به نام #رنگ‌واژه که دوستان جرقه‌شو زدن و ادامه خواهد داشت. ☕ ۸ تیر ۴۰۵

به خوابگاه عدم گر هزار سال بخسبم بازهم خستگیم درنمیره شرط باطل و مبطل

وضعیت: «تا حالا فکر می‌کردم مظلومیم، حالا می‌بینم شانس هم نداشتیم». جمله از مربی تیمه، اما شما کلی بخونیدش. #جام۲۰۲۶

۱. ساز یعنی سازنده‌ی چیزی، مثل قفل‌ساز، چاقوساز، مجسمه‌ساز، داروساز، دندان‌ساز، ساعت‌ساز و آهنگ‌ساز . ۲. ساز به هر آلت موسیقی
۱. ساز یعنی سازنده‌ی چیزی، مثل قفل‌ساز، چاقوساز، مجسمه‌ساز، داروساز، دندان‌ساز، ساعت‌ساز و آهنگ‌ساز . ۲. ساز به هر آلت موسیقی گفته می‌شه. 🎻🎸 الان به سازنده‌ی ساز بیشترک می‌گن «سازگر» تا «سازساز». یکی اسم فروشگاه سازفروشیو گذاشته «سازساز». 🪕

«دوره‌ی vip حضوریِ یک‌روزه‌ی مسترکورسِ سعدی‌خوانی‌مون فقط یه نفر ظرفیت داره». وقتی می‌خوای بشینی دور هم سعدی بخونی و همزمان ازش پول دربیاری. 🙂‍↔️ اینم یه صنعتیه دیگه.

چرا بلندترین شب سال اسمش یلداست اما کوتاه‌ترین شب سال اسم نداره؟ 🤔 به بلندترین روز سال (آغازین روز تیرماه) می‌گفتن «چله تابستون» و جشنی هم داشته. احتمالا بعدها به دست قوم «سرماپرسن‌ها» از بین رفته.

وقت نداری، میای واژه‌دونیتو می‌ریزی رو دایره، تنظیم می‌کنی خودش هر روز سه تا پست بذاره از ساعت ۷ ب.ظ تا ۱۰ شب. فرسته‌ی ده روز بعد، عدل میفته شبِ تاسوعا و شوربختانه رگه‌های نحیفی از طنز داره. دو روز بعدِ تاسوعا میای می‌بینی علاوه بر اینکه مطلب حروم شده، ملت، هوشمندانه طنز مطلبو‌ گرفتن و به علت عدم تناسب، فوج‌فوج به سمت درهای خروج شتافتن. 😁 هیچی دیگه، جزئیات همه چیزه.

ساز ناکوک زبان جاده: راه یک‌طرفه خیابان: راه دوطرفه فلکه: محل گره ترافیکی میدان: محل اجتماع و زندگی شهری مهندس بهشتی جرعه #واژه‌گردی

از صفحه سیامک رستمی در اینستاگرام #اسب 🐎 ‌
از صفحه سیامک رستمی در اینستاگرام #اسب 🐎 ‌