fa
Feedback
واژه‌گردی 🎒

واژه‌گردی 🎒

رفتن به کانال در Telegram

طعم لحظه آشنایی‌زدایی با کلمه @VajheGardi 🎒 @DrMDastjerdi ☕️

نمایش بیشتر
کشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است
213
مشترکین
+124 ساعت
اطلاعاتی وجود ندارد7 روز
+130 روز
آرشیو پست ها
گفت: چون شب درآید، شاد شوم که مرا خلوتی بوَد بی‌تفرقه؛ و چون صبح آید اندوهگن شوم از کراهیّتِ دیدارِ خلق، که نباید که درآیند و مرا تشویش دهند. ذکر فضیل #تذکره_خوانی #عطار

یا ربّّ انَّ‌ لَنا فیکَ اَمَلاََ طَویلاََ کَثیراََ... خدایا! ما روی تو خیلی حساب کردیم. ؟ ترجمه‌ی گیرا و دلکشی بود.

رفقای عزیز! تو جنگل و ارتفاعات، کمتر از ۴ تا ماشین برای شب‌مانی کمپ نزنید... خیلی خطرناکه. نوید

اولین ماشین رو مظفرالدین شاه سال ۱۲۸۱ از رنوی فرانسه با راننده وارد کرد 🚙. یه سال طول کشید با کشتی بیارنش و برسه به تهران 🚢. ماشین «به رنگ آبی آسمانی و تودوزی ماهوت فلفل نمکی» بود. 📚ا ز کتاب ۵۰ خاطره از ۵۰ سال ابراهیم صفایی ماهوت «فلفل نمکی» چه رنگیه؟ 🤔 🧂🌶️ #رنگ‌واژه

دارن بهش فشار میارن ازدواج کنه، میگه دخترا گلددیگِر شدن. این واژه تو روابط اجتماعی یعنی پول‌پرست؛ اما به نظرم تو ازدواج معانی پیچیده‌تری داره.‌ #gold_digger 🌟 پ‌ن: از اینا که دیس دادن 👎 حداقل یه دونه مافیا درمیاد، کارآگاه دقت کن.

درباره دلیل سرگیجه‌اش حرف می‌زدیم، گفت: «گوشم مدت‌ها است مثل جِزازن صدا می‌دهد». در باور مردم محلی، جزازن زنجره «زنِ ضجه‌زننده» است؛ یعنی جزع‌زننده یا زن ضجه‌زن. خلاصه فرسته‌ای از دفتر مشق #الموتی @Qavaami_54

انگار دو‌ جور گوشی همراه داریم: میان‌رده 😐 پرچم‌دار 🚩 ‌+ گوشی گرونه - حالا نمی‌خواد بری پرچم‌دار بخری که.

یه روز بعد جلسه نشستیم با استاد به گپ زدن، یکی از بچه‌ها رفت یه سینی چای آورد. یه کم بعد گفت: آقای دکتر چای بزنید، سرد نشه. استاد گفت: چای‌ بزنم؟! این همه فعل داریم، چرا انقد به زدن علاقه دارید؟ کامتونو با ضرب یضرب باز کردن دیگه! 😁 و ساعتمان خوش شد.

ذیل دندون درآوردن ظرف‌ها، میگم وقتی کلماتو می‌نویسم جون می‌گیرن بلند می‌شن رژه می‌رن. میگه بیهقی گفته: «مرد آن‌گاه آگاه شود که نبشتن گیرد و بداند که پهنای کار چیست.» شاید منظورش همچین‌چیزی باشه. @Qavaami_p

سفره جمع شد؛ ظرفا رو بردم بذارم تو سینک ظرفشویی، میگه «روشون آب بگیر دندون درنیارن». ‌

توی فضای لینکدین میگه: «به‌ازای هر پست تبلیغاتی درباره‌‌ی خودت، باید چهار تا محتوای ارزشمند از منابع دیگه به اشتراک بذاری؛ یعنی نسبت خودشیفتگی به کمک‌رسانی باید ۱ به ۴ باشه، نه برعکس.» مهشید جهانگرد

بیا که رونق این کارخانه کم نشود به زهد همچو تویی یا به فسق همچو منی از علاقه حافظ به واژه‌ی کارگاه و کارخونه.

اینم درباره واژه‌ی «مصر»: مصریان به معبدِ خدایِ صنعتگر (پتا) می‌گفتند «حوت-کا-پتا». یونانیانِ مسافر، این عبارت را «آیگیپتوس» شنیدند و یادداشت کردند. ابتدا و در زمان هومر فقط به رود نیل و بعد در نقشه‌های یونانی به کلِ مصر Aigyptos گفتند. زبانِ قبطی (آخرین بازمانده‌ی مصریِ باستان) این واژه را وام گرفت و اعراب بعداً آن را به «قبط» تبدیل کردند. اکنون «Egypt» و «قبط»، دو شاخه‌ی متفاوت از همان خطایِ آواییِ قدیمی‌اند که در تاریخ ثبت شده است.

به نظر میاد که «مارتینز» رندوم‌ترین فامیلی تو ‎آرژانتین باشه. ۳ تا مارتینز فقط تو تیم ملیه. سیمین‌بری پ.ن: چرا تموم نمیشه این بشر؟ #مسی

جف بزوس می‌گه «برند شخصی یعنی آنچه دیگران در نبود شما از شما می‌گویند». این مگه تعریف غیبت نبود؟! @VajheGardi

ما اصفهانیام وقتی به یکی می‌گیم «خوشِدون باشِد» یعنی ایشالا به فنا بری، منتها ورژن محترمانش. 😂 نگار الهیاری #واژه‌گردی_شما

شب خوش باز به بط گفت که صحرا خوش است گفت شبت خوش، که مرا جا خوش است! «شبت خوش باد» چنان که امروزه به طعنه گوییم «خوش باش». نوعی خداحافظی است از سر ناهمراهی. در فیه مافیه می‌خوانیم که «گفت تو به مراد خود مشغول می‌باش و ما را یاد مَکُن، شبت خوش باد!» و عطار هم: «وگر چیزی ورای این دو جویی / شبت خوش باد! بیهوده چه گویی؟» کاریز

از یزدیا شاکیه که چرا به قیمه نخود می‌زنن بهش می‌گن «قیمه یزدی»، به قهوه هل و گلاب می‌زنن بهش میگن «قهوه یزدی» و به فالوده نشاسته پخته‌ می‌زنن میشه «فالوده یزدی». کاری با اشکالاتش ندارم اما قهوه یزدی می‌ره تو لاین دمی. 🙃

پدربزرگم می‌گفت: 👴 پسر یکی از آشناهامون که بزرگ شده بود و پدر هم نداشت، بردم ثبت براش شناسنامه بگیرم. مأمور ثبت‌احوال نگاهی کرد و گفت: «فامیلشو چی بذارم؟» گفتم: «هرچی خودت صلاح می‌دونی.» یه لحظه فکر کرد و گفت: «چون بعداً آباد شده… می‌ذارم: آبادیان!» ✨🏡 کاش اطلاعاتی از ماموران ثبت احوال اون دوره و تجربیاتشون داشتیم.

هشیار کسی باید، کز عشق بپرهیزد وین طبع که من دارم، با عقل نیامیزد آقامون سعدی میگه #واژه_نوشی غزل