One Of The Girls
رفتن به کانال در Telegram
Just a gay ass Loving girls and living loud Writed by doja cat For dirty talks: @Ashnikobot
نمایش بیشترکشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است
93
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
-1467 روز
-14730 روز
آرشیو پست ها
Repost from N/a
نرجس مرسی که بدنیا اومدی و بستنیِ اناهیتا عشق زندگیم شدی تولدت مبارک 🗣️🗣️💓💓
Repost from N/a
alles gute zum geburtstag meine beste 😭😭
ich bin unendlich froh dass ich dich gefunden hab:( du bedeutest mir mehr als ich in worte fassen kann, mehr als ich jemals schreiben könnte und ganz sicher mehr als die meisten menschen jemals wissen werden💓
خببببببب…
بالاخره پیر شدی.🤣🤣🤍
تولدت مبارک کصخللللل.
قسم میخورم هنوزم مغزم قبول نکرده که ۱۸ سالت شده. یعنی چی آخه؟ مگه همین دیروز دوتا کصنمک نبودن که میخواستن زن و شوهر بازی کنن🤨
راستش از چند روز پیش داشتم فکر میکردم برات چی بنویسم، بعد دیدم هرچی بنویسم بازم کمه. چون اصلاً نمیدونم چجوری میشه آدمی مثل تو رو توی چند تا جمله جا داد.
یه چیز خیلی باحاله…
ما انقدر باهم زندگی کردیم که انگار نصف خاطرههای من مال توئه و نصف خاطرههای تو مال منه. اصلاً بعضی وقتا خودمم یادم نیست یه خاطره برای من بوده یا برای تو.🥲
کصخل…
ما باهم سر یه نفر متنفر شدیم، باهم عاشق یه چیز شدیم، باهم حرص خوردیم، باهم نقشه کشیدیم، باهم خندیدیم، باهم گریه کردیم، باهم دعوا کردیم…
اونم چه دعواهایی.🤣
همه فکر میکردن دیگه تمومه، دیگه این دوتا باهم حرف نمیزنن.
بعد دو ساعت بعد دوباره انگار نه انگار، داشتیم به مسخرهترین چیز دنیا میخندیدیم.😹
اصلاً ما از اون رفاقتای معمولی نیستیم.
ما از اوناییم که اگه یه هفته حرف نزنیم، با اولین ویس دوباره از وسط همون مسخرهبازی قبلی ادامه میدیم.🤣🤍
یه چیزی که همیشه عاشقش بودم اینه که هیچوقت لازم نبود جلوی تو خودمو عوض کنم.
تو همون ریحانهی دیوونه، پرحرف، لجباز و دلقکی رو میشناسی که بقیه شاید نصفشم نبینن.
و منم همون نرجسی رو میشناسم که خیلیا فکر میکنن همیشه قویه، ولی میدونم چه وقتایی فقط یه بغل و یه نفر رو میخواسته که کنارش باشه.
راستی عاغا…
اون شب لعنتی یادت میاد؟🤣🤣
تا خود صبح از خنده داشتیم خفه میشدیم، بعد آخرش که خواستیم بخوابیم، خانوم از ترس جنِ توی کمد جرئت نمیکرد اون سمت بخوابه.🤣🤣🤣
هر بار یادش میافتم هنوزم خندم میگیره.
قسم میخورم ما دوتا یه پیچمون شله..
ولی حالا جدی…
اگه یه روز یکی ازم بپرسه خوششانس بودی یا نه، بدون فکر میگم آره.
چون تو رو داشتم.
خیلیا دوست پیدا میکنن…
ولی هرکسی یه نفر رو پیدا نمیکنه که هم رازدارش باشه، هم همدردش، هم رفیق خندههاش، هم آدم اشکهاش.
تو برای من همهی اینایی.
خیلی وقتا وقتی دلت گرفته بود، تنها کاری که ازم برمیومد این بود که مثل یه دلقک هر غلطی بکنم تا بخندی.
و باور کن هر بار که میدیدم آخرش میخندی، حس میکردم انگار خودم دنیا رو بردم.
چون هیچوقت دلم طاقت نیاورده ناراحت ببینمت.
از اون طرفم…
تو همیشه کنار من بودی.
همیشه.
تو بدترین روزام، توی گریههام، توی حرص خوردنام، توی وقتایی که خودمم از خودم خسته بودم.
شاید خودت ندونی، ولی خیلی وقتا فقط اینکه میدونستم «نرجس هست»، برای آروم شدنم کافی بود.
میدونی چیه؟
من از بزرگ شدن نمیترسم…
از این میترسم که یه روز زندگی انقدر شلوغ بشه که کمتر همدیگه رو ببینیم.
ولی بعد یاد خودمون میافتم و میخندم.
ما؟!
همونایی که بعد از هر دعوا دوباره به هم برمیگردیم؟
همونایی که نصف جملههای همو از حفظیم؟
نه… ما از هم گم نمیشیم.
فقط یه قول بده…
هرچقدر بزرگ شدیم، هرچقدر زندگیمون عوض شد، هرجا رفتیم، هر اتفاقی افتاد…
بازم وقتی یه اتفاق خوب افتاد، اولین نفری که دلت خواست بهش بگی من باشم.
و وقتی دلت شکست، بازم اولین نفری که بهش زنگ زدی من باشم.
چون منم همینم.
تا آخر.
و آخرش…
دوستت دارم کصخل.
نه چون امروز تولدته.
نه چون باید یه متن قشنگ بنویسم.
دوستت دارم چون تو شدی یه قسمت از خودم.
از اون قسمتایی که اگه نباشن، آدم هیچوقت کامل نیست.
بعد تلپاتیهامونم که دیگه واقعاً نمیدونم چی بگم 😭😂 انقدر شده که یه چیزی هنوز تو دهنمون نیومده، اون یکی گفتهش، بعد هردومون میمونیم که «تو از کجا فهمیدی.. بعضی وقتا حتی همزمان به یه چیز فکر میکنیم و بعد میفهمیم دقیقاً همون بوده 😭😂 واقعاً ما دوتا یه چیزیمون میشه، این حجم از شبیه هم بودن و فهمیدن همدیگه دیگه
عادی نیست 😭🤝
۱۸ سالگیت مبارک عشقِ من.👅
و یادت باشه…
هرچقدر هم بزرگ شی، هرچقدر هم خانوم شی، بازم همون کصخلی میمونی که از جنِ توی کمد میترسید.🤣🤣🤣
دوستت دارم… خیلی بیشتر از چیزی که بشه نوشت. حتی از ایفونم بیشتر😀🫂🤍
