◃◂ خٰاطِرٰاتِ کِتٰابـی ▸▹
رفتن به کانال در Telegram
385
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
+17 روز
+130 روز
آرشیو پست ها
یاد تو، در خاطرم همیشه شکفتهست
کودک من، با «مرا ببوس» تو خفتهست
ملت من، با «مرا ببوس» تو بیدار
خاطرهها در ترانهی تو نهفتهست.
«هاله» مهر است این ترانه، بدانید
بانگ ارادهست این ترانه، بخوانید
بوسهی او را به چهرهها بنشانید
آتش او را به قلهها برسانید.
فریدون مشیری
واقعا کاش فروید در این دوره میزیست و میگفت چرا بی هیچ دلیلی یهو تو ذهنم آهنگ دوست دختر من نازه پلی میشه و تا شونصد ساعت بعدی ولم نمیکنه.
روز ۷۶۴۰ - ۵ تیر ۱۴۰۵
به عنوان یک مشهدی اسم خیابونهای مشهد رو بلد نیستم. اگه کسی من رو بدون نشان یا آدمی که بلده، توی خیابونها ول کنه حتی راه برگشت به خونه رو بلد نیستم. این قضیه راجع به حرم امام رضای بامزه هم صدق میکنه. وقتی یکی از معلمهای راهنماییم گفت تو که مشهدیای و صحنها رو بلدی بیا با من بریم گم نشم، فقط هاجوواج نگاهش کردم. این صحن -موجود در تصویر- برای من فقط یه خاطره است و یک کادو باقی مونده ازش. ۸ ساله بودم، شایدم ۹ ساله، یادم نیست. توی این صحن یه مراسمی برگزار میشد. اگه بچهها سورهی نبا رو حفظ میکردن بدون قرعهکشی، مستقیم هدیه میگرفتن. حفظ کامل جایزهاس اسکوتر بود، آخ که چقدر رو دلم موند. من دیر وارد مسابقهش شدم، فقط تونستم چند آیه اولش رو حفظ کنم؛ از بین کلی جایزه گنده یه تراش رومیزی جوجو بهم رسید. از اون سالها آخ نگفته، هنوزم که هنوزه مداد رنگیام رو باهاش سر میکنم -اصطلاح مشدی- هنوزم شکمش رو میکشم بیرون و خردههای مداد رو میریزم آشغالی و بعضی وقتها یادم میره که این هدیه رو از کی گرفته بودم. بعضی وقتها هم یه جوری یادم میفته که تا چند دقیقه هیچی نمیتونه از اون خاطره بیرونم بکشه. امام رضای بامزه نه فقط همبازی کودکیام، که نجات دهندهی پام توی ۴ سالگی، که امیدبخش یه رابطه توی ۲۰ سالگیم بوده. منِ مشهدیِ متنفر از مشهد، امامرضای کفتربازش رو یه جور دیگهای دوست دارم. بعضی وقتها عمیقاً حس میکنم هیچکس هم که نباشه، آخرش میتونم برم حرم خودش، بهش بگم دیدی سه ساعت باهات دردودل کردم کارم رو درست نکردی؟ پس باهات قهرم، اونم یه نشونه بکنه توی چشمم که بگه حواسم بهت هست دو دقیقه ساکت بشین ببین درست میشه.پ.ن: وا! چرا بغض کردم.
+2
من واقعا منصور رو دوست دارم. ولی آخه شما شباهت و ببینید، تقصیر من چیه.😭
نویسنده core:
امروز یکی بهم گفت نکنه تو همهی این کارها -اغلب خرابکاری و اعصابخردی- رو داری میکنی که برای داستانات ایده پیدا کنی؟
- گوش کن سوفی! تو میخوای بقیه عمرت رو توی توی اون مغازه کلاه فروشی بگذرونی؟
- اون مغازه کلاه فروشی برای پدر خیلی مهم بود تازه هنوزم…
- نه من منظورم این نبود که برای پدر چی اهمیت داشت، منظورم این بود که برای تو چی اهمیت داره.
فیلم: قلعه متحرک هاول
Howls Moving Castle | 2004
Animation/Adventure/Family/ Fantasy
Directed by: Hayao Miyazaki
جز ۲۵۰ فیلم برتر. فقط میتونم بگم ناز، ملوس و ململانی 🎀
Carolina Caroline | 2025
Crime/Derama/romance/Thriller
Directed by: Adam Rehmeier
نمیدونم درمورد این فیلم چی بگم. ولی بهش ۷ امتیاز میدم. شروع جنایت چه چیز عجیبیه. انسان چه موجودِ کثیفِ دوستداشتنیایه.
ماجرا از اونجایی شروع میشه که یه دختر با یه مرد توی پمپبنزینی که داخلش کار میکنه آشنا میشه. میفهمه که موقع حساب کردن پول سر مردم کلاه میذاره و ادامه ماجرا...
