fa
Feedback

فریب کلاهبرداران را نخورید! تل‌متریو این کانال‌ها را شناسایی و برچسب‌گذاری می‌کند 👉 برای مشاهده برچسب، اشتراک تهیه کنید

Charlie Brown 🤎

Charlie Brown 🤎

رفتن به کانال در Telegram

.. وصالی در جستجوی وصالش 🌱 ... من ، یک دوربین و یک قلم برای کشف جهان درون و بیرونم ⛵️ .... این جا من بلند بلند فکر می کنم و یک دفتر خاطرات می نویسم برای امروزیان و فردایان 🛵 ..... پروا نکن از حرف زدن : http://t.me/HidenChat_Bot?start=7409041430

نمایش بیشتر
228
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
+47 روز
+1230 روز
آرشیو پست ها
آقا یک موتور زندگی ما رو تلف کرد .

درست می گفت حقیرانه ترین نوع زندگی زندگی کردن برای دیگرانه !

با من بمان! با من که تمام ستاره‌ها در تنم می‌سوزند و راحتم نمی‌گذارند... | شمس لنگرودی |

گاهی نمی دونم چطور توضیح بدم ولی از شدت اضطراب احساس فلج شدگی دارم .

از این متنفرم من رو بذارن نوک پیکان بگن تصمیمت رو بگو همون کار رو می کنیم ! و من به جای این که به هدف و قصد خودم فکر کنم تمام تمرکز و فکرم می شا سمت شرایط بقیه که الان اذیت می شن با تصمیم من ؟ می تونن کار هاشون رو مدیریت ؟ فلان فلان ... آخر سر هم باز خودم ضرر می کنم .

بابام با یک تکنیک ناجالبی آشنا شده به اسم " سین می کنم ولی نیاز نمی بینم جواب بدم " .

ور نیست باورت که تو با من چه کرده‌ای باشد سرشک چهرهٔ زردم گواه تو ای دل ز آه و نالهٔ بی حاصلت چه سود در وی اثر نمی‌کند این سوز و آه تو | جهان ملک خاتون |

اخلاق عجیبی داشت. هیچ وقت چیزی رو دور نمینداخت. حتی اگه خراب می شد. از عروسک هایی که دست و پاشون جدا شده بود گرفته تا کتاب داستان های پاره... نمی تونست با نبودن چیزی که برای اون بوده کنار بیاد. فکر می کرد یه روز صبح وقتی از خواب بیدار میشه ، دست و پاهای عروسکاش سالم و برگه های کتاب داستانش دوباره نو‌ میشه. برای همین هیچ وقت به عوض کردن اونا فکر‌ نمی کرد و مدام تو گذشته بود. تو روزایی که هنوز چیزی خراب نشده بود. اون فکر می کرد هر چیزی که خراب میشه بالاخره یه روز درست میشه. اون نمی دونست بعضی از خراب شدنا ، بعضی از شکستنا هیچ وقت درست نمیشن. فقط جای وسایل دیگه رو تنگ می کنن. فقط باعث میشن لذت بردن رو یادت بره. همین. اون دور انداختن رو بلد نبود. درست مثل خیلی از ما که یاد نگرفتیم احساسی که خراب میشه، حرمتی که شکسته میشه رو نباید نگه داریم. درست مثل ما که نمی تونیم با نبودن کسی که برای ما بوده کنار بیایم. مدام تو گذشته قدم می زنیم و تصور می کنیم یه روز از خواب بیدار میشیم و همه چی مثل روز اول درست میشه. هر چند می دونیم که نمیشه. این وسط فقط انرژی هدر میدیم. فقط جای دیگران رو تنگ می‌کنیم. فقط لذت بردن از زندگی رو یادمون میره.همین. | حسین حائریان |

دوستت دارم، و این خلاصهٔ تمام شعرهایی‌ست که نسروده‌ام... | حسین منزوی |

😒

زندگی توی هر اپیزودش نیاز به یک بهونه داره .

امروز آدرین شیشه شیرش رو نمی دونیم چطوری سرش رو باز کرده و تمام محتوای داخلش رو ریخته بود روی خودش و غش غش می خندید ما فکر می کردیم داره شیر می خوره خوشحاله نگو آقا آب بازیش گل کرده بود .

همراه با من این شهر هم بزرگ شد اون قدری که هنوز باورمون نمی شه ترافیک جمع می شه تو خیابون هاش یا این قدر مغازه ساخته شده یا ه
+1
همراه با من این شهر هم بزرگ شد اون قدری که هنوز باورمون نمی شه ترافیک جمع می شه تو خیابون هاش یا این قدر مغازه ساخته شده یا هر چیزی رو خواستیم می تونستیم توش پیدا کنیم شهر کوچیک دل بزرگ من نه من آدمی که این جا هستم می تونم جای دیگه باشم نه تو می تونی مثل جاهای دیگه باشی واسم اصالت شاید همین :)

یک جوری نگاه می کرد انگار حبس بودنش اون جا تقصیر منه
یک جوری نگاه می کرد انگار حبس بودنش اون جا تقصیر منه

سرلاک های آدرین این قدری من می خورم خودش نمی خوره .
سرلاک های آدرین این قدری من می خورم خودش نمی خوره .

به این عکس توی گالریم همیشه فکر می کنم ! روز ۱۸ دی که از اشک های شب قبلش هنوز فکر نمی کردم جون سالم به در ببرم نشستم با تک تک
به این عکس توی گالریم همیشه فکر می کنم ! روز ۱۸ دی که از اشک های شب قبلش هنوز فکر نمی کردم جون سالم به در ببرم نشستم با تک تک سرامیک های خونه خداحافظی کردم به گلدون هام نگاه می کردم و می گفتم می گفتم : یک روز باز به زندگی برمی گردم قول می دم ... نمی دونم چرا حس و حال الانم شبیه اون موقع است چرا الان نمی تونم از این خونه دل بکنم از این شهر تا برگردم به همون جایی که ۱۸ دی ۰۴ قول برگشتنم رو انداختم گردن اون خونه ... این همیشه مسافر بودن رو خودم انتخاب کردم ولی چرا این قدر سفر باهام نامهربون بود ؟ از تلاطم های مسیر خسته م بی اعتماد شدم به هر جاده ای زندگی اصلا چی هست الان واسم که بخوام برگردم بهش ؟

photo content

ماجرای من و تو، باور باورها نیست ماجراییست که در حافظه دنیا نیست نه دروغیم نه رویا نه خیالیم نه وهم ذات عشقیم که در آینه ها پیدا نیست تو گمی درمن و من درتو گمم باورکن جز دراین شعر نشان و اثری ازما نیست من و تو ساحل و دریای همیم اما نه ساحل اینقدر که درفاصله با دریا نیست | محمدعلی بهمنی |

بوی دلتنگی پاییز وزیده است ولی اول موسم این فصل مگر "مهر" نبود‌؟ | مجتبی قندالی |

5_6100228246207472527.flac28.41 MB