fa
Feedback
Create w/ Hoor

Create w/ Hoor

رفتن به کانال در Telegram

فضایی برای اشتراک‌گذاری دغدغه‌ها و خلق همراه با چاشنی دیزاین و AI 🗓 تقویم دورهمی‌ها و برنامه جلسات هفتگی در گروه کامیونیتی ما: 👉 @DesignUptodate جهت ارتباط پیام بدید: @HusseinMirzade

نمایش بیشتر
کشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است
387
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
+27 روز
-230 روز
آرشیو پست ها
یادم افتاد جلسه فردا رو نذاشتم براتون لینکشو. البته قبلا خود کلندر دادم بهتون که سابسکرایبش کنید.

واقعیتش من شخصا خیلی به این «give» باور دارم. اکثر اتفاقات خوب زندگیم هم همینطور بوده. وقتی بدون چشم‌داشت یا حتی با چشم‌داشت هر اونچه که داری رو می‌ذاری وسط، نمی‌دونم چی اسمشو بذارم، سینرژیه، ارتباطاته، اثر compundـه، هر چی که هست باعث می‌شه هم ایده‌های جدید‌تری بیاد وسط، هم فرصت‌های بهتری برای زندگی ایجاد بشه و هم دریافت‌های بهتری داری ازین زندگی.

خوندن این ترجمه‌ها هم کمک‌کننده‌ست: • «تنها چیزی که کمبودش احساس می‌شه، همون چیزیه که خودت از دادنش دریغ می‌کنی.» • «فقط اون چیزی که داده نمی‌شه، می‌تونه مایه کمبود باشه.» • «تنها جای خالیِ اون چیزی که اعطا نکردی، به چشم میاد.»

“Only what is not given can ever be lacking.” هر چیزی که حس می‌کنی کمه، دقیقاً همون چیزیه که خودت هنوز وسط نذاشتیش!
بیشتر وقت‌ها موقع دیزاین یا شروع یه پروژه جدید قفل می‌کنیم، چون منتظریم اول ایده، انگیزه یا اعتمادبه‌نفس رو «دریافت» کنیم تا بعد حرکت کنیم. اما سیستم ذهن و بدن دقیقاً برعکس کار می‌کنه؛ این «اقدام» شماست که ماشهٔ دریافت رو می‌کشه. تا وقتی صرفاً تو وضعیت فکر کردن و استراحت باشیم، ذهن دلیلی برای باز کردن کانال‌های جدید خلاقیت یا تمرکز نمی‌بینه: 💡 ایده‌های قوی‌تر می‌خوای؟ همین ایده‌های معمولیِ فعلی رو پیاده کن و براشون فلو بکش تا فضای ذهنت واسه کانسپت‌های بزرگتر باز بشه. 🔋 انرژی و فوکوس می‌خوای؟ با همین ۵ درصد شارژ باقی‌مونده شروع کن تا موتور تولید جریان جدید روشن بشه. منتظر موندن واسه رسیدن به اون آمادگی ذهنیِ کامل، یه چرخه باطله چون تا کاتالیزورِ «عمل» وسط نیاد، لوپِ بازخورد ذهن فعال نمیشه. قانون خلاقیت خیلی ساده و جدیه: باید ازش کار بکشی، وگرنه از دستش میدی. @CreateWithHoor

نمی‌دونم بعضی وقتا احساس می‌کنم این ابزارای AI جدید، شدن گیم جدید. انگار که مثلا اینستاست، یا نتفلیکسه. قوانین ریواردو چرخه‌ی ایجاد اعتیاد (Hook) هم توش ایجاد کردن....

یه نقد هم به این مدل نگاه هست. وقتی درباره‌ی Cursor، Stripe، Figma یا Shopify حرف می‌زنیم، داریم درباره‌ی برنده‌ها حرف می‌زنیم. ولی برای هر کدوم از این‌ها، احتمالاً ده‌ها تیم دیگه هم بودن که یک باور غیر بدیهی داشتن، سال‌ها تلاش کردن، ولی به نتیجه نرسیدن. اینجا یه خطر وجود داره: بعد از موفقیت، داستان‌ها خیلی تمیز و منطقی به نظر میان. می‌گیم: فلان تغییر رو زود دیدن، فلان بازار رو درست فهمیدن، دووم آوردن، پس بردن. ولی واقعیت معمولاً شلوغ‌تره. گاهی یک تیم باور درستی داره، اما زمان‌بندی‌اش غلطه. گاهی بازار هنوز آماده نیست. گاهی محصول خوبه، ولی توزیع جواب نمی‌ده. گاهی هم اصلاً باوری که اول خیلی عمیق به نظر می‌رسیده، بعداً معلوم می‌شه اشتباه بوده. برای همین «باور داشتن» به‌تنهایی کافی نیست. بنیان‌گذار خوب فقط آدمی نیست که روی یک ایده پافشاری کنه. آدمیه که هم‌زمان دو کار سخت رو با هم انجام بده: از یک طرف، آن‌قدر باور داشته باشه که با اولین نه شنیدن جا نزنه. از طرف دیگه، آن‌قدر انعطاف داشته باشه که وقتی شواهد خلافش رو دید، خودش رو گول نزنه. مرز بین «پافشاری» و «لجبازی» خیلی باریکه. شاید هنر اصلی همین باشه: اینکه بفهمی کِی باید ادامه بدی، کِی باید مسیر رو اصلاح کنی، و کِی باید قبول کنی فرض اولیه‌ات غلط بوده. این بخش کمتر رمانتیکه، ولی به نظرم از خود داستان موفقیت‌ها مهم‌تره.

یه نکته‌ی دیگه هم هست: ما وقتی محصول می‌سازیم، معمولاً فقط به این فکر می‌کنیم که محصول‌مون چه چیزی اضافه می‌کنه. ولی کاربر بیشتر به این فکر می‌کنه که با استفاده از محصول ما، چه چیزی رو باید از دست بده. باید عادتش رو عوض کنه؟ باید ابزار قبلی رو کنار بذاره؟ باید تیمش رو آموزش بده؟ باید داده‌هاش رو منتقل کنه؟ باید به یه سیستم جدید اعتماد کنه؟ برای همین خیلی وقت‌ها «بهتر بودن» کافی نیست. محصول خوب فقط ارزش جدید نمی‌سازه؛ هزینه‌ی تغییر رو هم پایین میاره. یکی از دلایلی که Cursor خوب جلو رفت همین بود. از برنامه‌نویس نخواست همه‌چیز رو از صفر یاد بگیره. روی همون محیط آشنای VS Code نشست، ولی تجربه رو چند برابر بهتر کرد. به نظرم این سؤال برای هر محصولی مهمه: «کاربر برای استفاده از من، دقیقاً باید از چی دل بکنه؟» هرچقدر جواب این سؤال سنگین‌تر باشه، محصول باید ارزش بیشتری خلق کنه.

یه نکته‌ی تکمیلی هم هست که به نظرم مهمه: بین «ایده داشتن» و «بینش داشتن» فرق هست. ایده یعنی بگی: «بیایم یه ابزار برای فلان کار بسازیم.» ولی بینش یعنی بفهمی چرا الان زمان ساختنش رسیده، چرا راه‌حل‌های قبلی کافی نیستن، چه چیزی در رفتار کاربرها عوض شده، و چرا این فرصت قراره بزرگ‌تر بشه. خیلی از استارتاپ‌ها ایده دارن، ولی بینش ندارن. برای همینه که شبیه ده‌ها محصول دیگه می‌شن و دلیل واضحی برای انتخاب شدن ندارن. استارتاپ‌های خوب معمولاً از یه بینش شروع می‌شن؛ یه فهم عمیق از اینکه بازار داره به کدوم سمت می‌ره و بقیه هنوز کامل جدی‌اش نگرفتن.

این چند روزه یه مقاله از Imran توی X خوندم به اسم «Before It Was Obvious» که به نظرم چندتا نکته‌ی خیلی خوب درباره‌ی ساختن استارتاپ داشت. یه اشتباه رایج بین آدم‌هایی که می‌خوان استارتاپ بسازن اینه که دنبال «ایده‌ی واضح» می‌گردن. بازار رو نگاه می‌کنن و می‌بینن همه‌چی قبلاً ساخته شده: عیعای شلوغه، کریپتو شلوغه، فین‌تک شلوغه، ابزارهای برنامه‌نویسی شلوغه. بعد نتیجه می‌گیرن که «دیگه فرصتی نمونده». ولی فرصت‌های بزرگ معمولاً دقیقاً قبل از این ساخته می‌شن که برای همه واضح بشن. امروز Cursor خیلی بدیهی به نظر میاد. همه می‌گن خب معلومه، عیعای باید بیاد داخل محیط کدنویسی. ولی وقتی شروع کردن، نه ChatGPT اومده بود، نه بازار مشخص بود، نه کسی دقیقاً می‌دونست تجربه‌ی عیعای-native برای برنامه‌نویس‌ها باید چه شکلی باشه. چیزی که داشتن، یه باور بود: اینکه عیعای قرار نیست فقط یه فیچر کنار ابزارهای قبلی باشه؛ قراره خودِ شکل کار دانشی رو عوض کنه. این الگو فقط مخصوص Cursor نیست. شرکت Stripe وقتی شروع شد که پرداخت آنلاین ظاهراً حل شده بود. PayPal بود، بانک‌ها بودن، درگاه‌ها بودن. ولی Stripe یه چیز رو زودتر دید: اینکه توسعه‌دهنده‌ها قراره توی تصمیم‌گیری نرم‌افزاری شرکت‌ها مهم‌تر بشن. پس برای دولوپرها ساخت. شرکت Figma هم فقط «یه ابزار طراحی بهتر» نساخت. باورش این بود که طراحی هم مثل Google Docs باید آنلاین، زنده و مشارکتی بشه. شرکت Shopify هم نگفت آمازون رو کپی کنیم. گفت خیلی از کسب‌وکارها نمی‌خوان همیشه مستأجر آمازون باشن؛ می‌خوان مشتری، برند و سرنوشت‌شون دست خودشون باشه. وجه مشترک همه‌ی این‌ها این بود: هر کدوم یه تغییر بزرگ رو زودتر از بقیه دیدن. ایده‌ی خوب معمولاً از پرسیدنِ «چی بسازم؟» شروع نمی‌شه. از این سؤال شروع می‌شه: «دنیا داره به چه سمتی می‌ره که هنوز برای بیشتر آدم‌ها واضح نشده؟» اما فقط داشتن باور کافی نیست. باید وارد بازار شی. همه‌ی محصولاتش رو استفاده کنی. با کاربرهای حرفه‌ای حرف بزنی. بفهمی آدم‌ها کجاها مجبورن با اکسل، واتساپ، کپی‌پیست، فرم دستی یا چندتا ابزار وصله‌پینه‌ای کارشون رو راه بندازن. فرصت‌ها معمولاً همون‌جا پنهانن؛ جایی که درد واقعی وجود داره. مردم برای یه محصول کمی بهتر عادت‌شون رو عوض نمی‌کنن. محصولت یا باید خیلی بهتر باشه، یا باید یه مشکل فوری و دردناک رو حل کنه؛ مشکلی که کاربر همین الان حاضره برای حلش زمان، پول یا توجه بده. برای همین MVP خوب یعنی کمترین فیچر ممکن برای دادن یه دلیل جدی به کاربر که از وضعیت فعلی‌اش دل بکنه. تیم Cursor این رو خوب فهمید. از کاربر نخواست یه دنیای کاملاً جدید یاد بگیره. روی VS Code سوار شد: همون محیط آشنا، همون عادت‌ها، همون اکستنشن‌ها، اما با تجربه‌ای که عیعای واقعاً مرکز اون بود. این یعنی ارزش بالا، هزینه‌ی تغییر پایین. و بعد می‌رسیم به چیزی که خیلی‌ها دست‌کم می‌گیرن: توزیع. محصولی که دیده نشه، نمی‌تونه دوست داشته بشه. تیم Cursor بارها توی Hacker News پست گذاشت، خیلی وقت‌ها نتیجه نگرفت، به هزاران دولوپر پیام داد، گوش کرد، اصلاح کرد و دوباره برگشت. از بیرون، موفقیت‌ها ناگهانی و تمیز دیده می‌شن. از داخل، پر از تکرار، بی‌اعتنایی، جواب نگرفتن و کارهایی‌ان که اولش اصلاً مقیاس‌پذیر نیستن. شاید سؤال بهتر برای کسی که می‌خواد چیزی بسازه این نباشه: «الان چه چیزی ترنده که من هم واردش شم؟» سؤال بهتر اینه: «چه تغییری داره آروم‌آروم اتفاق می‌افته که اگه درست باشه، پنج سال دیگه همه می‌گن معلوم بود؟» آنجا احتمالاً ارزش داره جدی‌تر نگاه کنیم.

• ایونت اتاق تمرکز پورتفو رو آپدیت کردم. • تقویم ایونت‌های دیزاین‌آپدیت رو ساختم. می‌تونید به کلندر خودتون اضافه کنید. الان ۲
+1
• ایونت اتاق تمرکز پورتفو رو آپدیت کردم. • تقویم ایونت‌های دیزاین‌آپدیت رو ساختم. می‌تونید به کلندر خودتون اضافه کنید. الان ۲ تا ایونت داره داخلش: https://calendar.google.com/calendar/embed?src=e07db819263f612206944d43436be5ff6e32a224ee9848917d76e9f05da225db%40group.calendar.google.com&ctz=Asia%2FTehran راهنما: ازون پایین دکمه پلاس یا add رو بزنید.

برای همپوشانی بهتر این میشه سه‌شنبه ۹ تا ۱۰ شب. برای بچه‌های آخرهفته هم اگه شد از هفته بعدش خالی بودم تایم دوم می‌ذارم. خوبیم الان؟ ست کنم؟

نمی‌دونم اخیرا اپ Threads متا رو باز کردید یا نه. واقعا حس نرمو پنبه‌ایی می‌ده اکسپرینسش.
نمی‌دونم اخیرا اپ Threads متا رو باز کردید یا نه. واقعا حس نرمو پنبه‌ایی می‌ده اکسپرینسش.

اینو یادتون نره رای بدید می‌خوام کم‌کم ببندمش دیگه.

همه‌ی آپدیتای فیگما رو اینجا ببینید: https://x.com/figma/status/2069861225987801206

اگه پلن پایه فیگما همچنان ۲۰ دلار باقی بمونه واقعا دیگه ارزشمنده خریدش

اون پایین موشن اضافه شد کنار dev و design و ... دستک‌دمبک‌های keyframe برای موشن هم اون پایین میاد. پلاگین‌ملاگینو شیدرو این
اون پایین موشن اضافه شد کنار dev و design و ... دستک‌دمبک‌های keyframe برای موشن هم اون پایین میاد. پلاگین‌ملاگینو شیدرو این چیزا هم رفت تو سایدبار. فقط من با اون آیکن asset مشکل دارم. چرا باید پلاس باشه!

کامل‌تر: تا زمانی که توی نسخه بتا هستن اینا، کردیت/توکن AI نمی‌سوزونن.
کامل‌تر: تا زمانی که توی نسخه بتا هستن اینا، کردیت/توکن AI نمی‌سوزونن.

یه سری ابزار دیزاین هم این چند وقت مُد شده بود که ویژوال افکتو شیدرو این چیزا داشتن، الان خب فیگما هم داره.

پلاگینای فیگما رو هم دیگه می‌تونی پرامپت بدی بسازی راحت همون کف دیزاین استفاده کنی