•آسـیمه•
رفتن به کانال در Telegram
آســیمه: پریشان پریشانیهای پیرِ پرنیاناندیش «آخوندی در روپوش سفید» گاهاً نغزِ پرمغز بعضاً پوچ بیمحتوا به هر شکل لطفا مانع کسب نشوید. تلگرام روزمره و بله سیاسی👇🏻: https://ble.ir/assimeh ناشناس: https://t.me/HarfChatBot?start=6e52f9336ef6
نمایش بیشترکشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است
196
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
-17 روز
-330 روز
آرشیو پست ها
196
میدونی؟
اصلا بعضی وقتا خیلی از شعور آدما تعجب میکنم! بعضی چیزا خییییلی معلومه! چطور آدمها ذهنشون انقدر روی برخی بدیهیات بستهست؟
196
زمانی که طرح میرفتم، خیلی وقتا میشد که همکارم منو از بیمارستان میرسوند تا جایی که ایستگاه تاکسی بود. هربار میگفت ببخشید که من فقط تا همینجا میتونم برسونمت.
و من هررربار میگفتم این چه حرفیه؟ همینم لطف شماست و اصلا دلیلی نداره ناراحت باشی که چرا تا خونه نمیتونی برسونیم!
اگه منظورمو بخوام با همین مثال توضیح بدم، مثل اینه که آخرش ازش طلبکار باشم چرا منو تا خونه نمیرسونده! مسخره نیست؟ هست، ولی بعضی آدمها دقیقا اینجوری ان.
196
تازگی فهمیدم که دسته دوم اصلا کم نیستن!
یعنی وقتی بهشون لطف و محبتی میکنی برای بیشتر انجام نشدنش ازت طلب دارن!
196
یه وقتی هست یه لطف 6 از 10ـی به آدما میکنی، یعنی کامل کامل کار رو براشون انجام نمیدی ولی بهرحال کاری رو براشون انجام دادی که وظیفهت نبوده؛ یعنی بیشتر از صفر و کمتر از لطف کامل.
حالا در واکنش به این قضیه دو نوع آدم داریم:
یکی که میگه لطف کردی، همون ۰.۶ که برام انجام دادی زحمت کشیدی و ممنونم.
یکی دیگه هم هست که به روت میاره و میگه پس چرا اون ۰.۴ رو انجام ندادی؟ کارتو ناقص انجام دادی!
196
تاحالا به این فکر کردید که ممکنه حیوانات و پرندگان به چیزهای دیگهای از واقعیات پنهان خلقت دسترسی داشته باشن که ما نداریم؟
مثلا فرکانس بینایی و شنواییشون تا حدی متفاوت باشه که اونا چیزایی رو ببینن و بشنون که ما تواناییشو نداریم و برامون از رازهای خلقته.
196
نمیدونم چجوری برای دیگران توضیح بدم که چجوری میشه که در یک زمان واحد میگم شربت نمیخورم چون قند داره اما همون موقع ممکنه بستنی بخورم😂
تو رژیم یک تعریفی دارم در ذهنم: قندی که میصرفِد و قندی که نمیصرفِد.
مثلا اون موقع شربت و آبمیوه و... نمیخورم چون انقدری خوشحالم نمیکنه که خوشحالیش به قندش بچربه، پس نمیصرفِد.
اما بستنی واقعا میصرفد.
196
چه حسن اتفاقی؛ اشتراک ما پریشانیست
که هم موی تو هم بغض من، آری شانه میخواهد...
#سجاد_رشیدیپور
196
شانه ات را دیر آوردی، سرم را باد برد
خشت خشت و آجر آجر پیکرم را باد برد
#حامد_عسکری
این شعره خیلی خوبههه
196
بوَد بر محملم، دل چون درایی
مرنج از من، اگر سنجم نوایی
نفس در پردهٔ دل می سراید
ز سعدی نکته درد آشنایی:
"غرض نقشی ست کز ما باز ماند
که هستی را نمی بینم بقایی
مگر صاحبدلی روزی به رحمت
کند در حق مسکینان دعایی"
حزین لاهیجی
196
یه مدتی آهنگ زنگم بود،
تا اینکه جلوی بیمار گوشیم زنگ خورد و ابهتم فرو ریخت دیگه عوضش کردم💔
