•آسـیمه•
رفتن به کانال در Telegram
آســیمه: پریشان پریشانیهای پیرِ پرنیاناندیش «آخوندی در روپوش سفید» گاهاً نغزِ پرمغز بعضاً پوچ بیمحتوا به هر شکل لطفا مانع کسب نشوید. تلگرام روزمره و بله سیاسی👇🏻: https://ble.ir/assimeh ناشناس: https://t.me/HarfChatBot?start=6e52f9336ef6
نمایش بیشترکشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است
196
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
-37 روز
-330 روز
آرشیو پست ها
196
یه بار همدان که بودم کارورزیمونو یه جوری چیده بودن که صبح بیمارستان بودم عصر کلینیک،
و واکنشم چی بود؟ ذوووق! واهاای من دوشیفتم!! واهاااای من انقدر بزرگ شدم که میتونم بگم امروز دوشیفتممم! واااااهااایی چقدر باکلاسه که امروز دوشیفتم!!!
196
Repost from N/a
هر موقع چیزی به نظرم خیلی ارزشمند و مهم میاد، ترسی که از امتحان شدن با گرفته شدن اون چیز ازم سراغم میاد خیلی بزرگ و هولناکه.
الان که حتی تعدادشونو کمتر و کمتر کردم، به خیال اینکه از ترسام کمتر شده؛ برعکس وزنشون رفته بالا و کم شدنشون میدونم که میتونه خیلی بیشتر از قبل داغونم کنه.
196
بچهها قبلا این قسمت از کتاب رو سیو کردم و دربارهش نوشتم: «دقیق»،
ولی الان نمیفهمم متن چی میگه😂😂😂
منتغیه
196
نسل جدید تبعات این چارچوبنداشتن و بیقیدوبندی رو سالهای بعد در «متزلزلشدن خانواده» میبینه.
196
خدا وکیلی دوستای من خاطره بیرون رفتنشون با من همش اینه که نمیخورم رژیمم نمیام رژیمم ولش کن رژیمم فقط راه بریم رژیمم قند داره رژیمم بهجاش پرو بخوریم رژیمم.
آخه این زندگیه؟
196
ژن برتر شماهایید
ماهایی که بیشتر از هرچیزی با رژیم خاطره داریم مفلوک عالمیم.
بعد میگن رژیم اداست
این👊🏻
بدبختی👊🏻
اداست؟👊🏻
196
تو مثل اسب میخوری و چاق نمیشی،
ولی من برای چاق شدن فقط کافیه سه وعده غذا در روز بخورم.
ما با هم فرق داریم.
196
امروز تو روستامون یکیو دیدم
نابینا بود
خالهم تعریف کرد که این خانمه سالها پیش تو جوانیش خیلی دختر زیبائی بوده بعد یه پسری خیلی دوسش داشته ولی خانواده دختر قبول نمیکردن.
پسر میاد اسید میپاچه تو صورتش و بعد خانواده دختر ناچارا قبول میکنن ازدواجشون رو و الان همون شخص همسرشه.
داشتم فکر میکردم چقدر شرایط سختی
چطور میشه با آدمی که بینایی و زیباییتو گرفته زندگی کرد؟ چطور میشه هر لحظه این درد رو تحمل کنی و همه اون لحظات با عامل اون جنایت زیر یک سقف زندگی کنی؟
196
چجوری باید آستانهٔ بغضمونو ببریم بالا؟
ناراحت میشم بغضم میگیره
خوشحال میشم بغضم میگیره
بهم برمیخوره بغضم میگیره
احساسی میشم بغضم میگیره
میخوام باابهت باشم بغضم میگیره
میخوام آدم مسلط به احساسات بنظر برسم بغضم میگیره
چکارش کنم؟
196
«شجاعت» در راه درست خیییییلی امر مهمیه. یعنی هرچی بلحاظ تئوری عمیق باشی ولی شجاعت نداشته باشی حرفتو بزنی به درد نمیخوره.
اونجا که هیچکس پای حرف درست نایستاده باید ایستاد، اونجایی که یک نفر مقابل خیلیها پای حق ایستاده باید پشتشو گرفت. اینکه حقها ساکت شدن خیلی راه رو برای باطل باز کرده.
نیمی از این شجاعت رو،
شخص چاوشی به سلبریتیها داد
و شجاعت مسریه
شجاع باشیم و عرصه رو برای گسترش شجاعت باز کنیم.
