Just Spain without S
رفتن به کانال در Telegram
کاش دایناسور بودم. زیبا ، سبز ، منقرض شده 🪼⋆。𖦹°🫧⋆.ೃ࿔*:・ anon: http://t.me/GhostEarsbot Bingers:https://bingers.app/@lonelywitch
نمایش بیشترإيران141 199دسته بندی مشخص نشده است
392
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
-17 روز
+2430 روز
آرشیو پست ها
جدی توی کل صحنه هایی که جنازه های گارد هارو نشون میداد منتظر بودم صحنه عوض شه بره تو اشپزخونه هانیبال.
اینم بگم که دیالوگ های این قسمت رو واقعا دوست داشتم. مثل اينکه نویسنده جدید داره یه کمی نجاتمون میده.
اینا در حالیه که رنیرا به عنوان کسی که حق قانونیش سال ها ازش گرفته شده، ملکه شده. ینی خودش باید معتقد باشه که نیاز به تایید کسی نداره برای اينکه مشروعیت داشته باشه ولی بازم وسواسش رهاش نمیکنه. در حدی که حتی براش مهم نیست که نگهبان های شهر، کسایی که لیترالی شغلشون اینه که از ملکه محافظت کنن دارن کشته میشن.
رنیرا میخواد مشروعیت رو از هر راهی به دست بیاره چون فک میکنه تنها چیزی که کم داره همینه. فک میکنه اگه موبد های دینی قبولش کنن، اگه کسی به پسراش نگه حروم زاده دیگه هیچی جلو دارش نیست و احساس میکنم این یکی از همون چیزاییه که باعث شورش مردم میشه. چون ملکه شون به مشروعیت خودش بیشتر از چیزای دیگه توجه میکنه.
نمیدونم چرا احساس میکنم بیلا جای الن با ادم ازدواج میکنه. خیلی این قسمت بهش اشاره کردن
