°.•𝘚𝘢𝘯𝘪𝘵𝘢𝘳𝘪𝘶𝘮•.°
رفتن به کانال در Telegram
★•.°woman life freedom 𓄂𓆃°.•★ °."We were destined for greatness just not together." Playlist combined with a lot of yapping @metalupyourass_bot .•°🤍
نمایش بیشترکشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است
208
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
+17 روز
+330 روز
آرشیو پست ها
Preparing all my blades just in case, so if anything unwanted happened,I'll be ready to slit my wrist.
قاتل الهه هنوز زندس و جوانان ما زیر خاکند...
مریم آقابابایی هم مثل الهه به قتل رسید و پیکرش به آتش کشیده شد ولی قاتل او هم هنوز نفس میکشد
و جوانان ما زیر خاکند..
-چه جوانانی! اسماعیل
میبینی؟ چه جوانانی!
بسیاریشان هنوز صورت
عشق را بر سینه نفشردهاند
و موهای صورت پسرها
هنوز درنیامده و دخترها را میبینی؟
چه پاهای لطیفی دارند!
جنگ است، اینجا جنگ است اسماعیل!
Repost from "گرسنه بودی، رفتهام نان بشوم"
تو نمردهای. ما مردهایم که ۴ بامداد این یکشنبهی نحس غمانگیز زنگ میزنی و با تن صدای لرزان و تارهای صوتی دورگهات که هنوز در اوان بیست سالگیاند از ما میخواهی کاری برایت کنیم و آرام میگویی: "شرمندهتان شدم، من را ببخشید، همهتان را دوست دارم." و قطع میکنی و ما کاری برایت نمیکنیم جز طی مسیر دیوان عالی تا انقلاب تا درِ زندان تا یقهکشی با سربازی که به دروغ به ما میگوید: "اینها اعدامیِ شما نیستند. اینها مال مواد مخدرند." و ما خوشخوشان برمیگردیم و فکر میکنیم راست گفته است و منتظر جوابیهی اعتراض وکیل میمانیم که چهار ساعت بعد زنگ میزنند میگویند: "بهشت رضا، قطعهی فلان. اگر تا نیمساعت دیگر نیایید خاکش میکنیم." ما مردهایم، تو نمردهای. ما دستمان کوتاهتر بود از نگاه تو وقتی خیره به آسمان با گردنی پوستهپوسته کبود و محاسنی نازک و تنی یل دراز به درازِ تابوت تمرین بازیگری میکردی. ما مردهایم که تو حالا هشت ساعت است همانجا درازیدهای و ما نتوانستیم عیسی باشیم. دست ما حتی کوتاه تر از اندام آزادی بود که با تو اعدام شد. تو تازه متولد شدهای و ما سالهاست مردهایم، ما بدبختهای پشیمان. و اذعان به این که ما بدبختیم ما را بدبخت تر نمیکند، خوشبخت تر هم نمیکند. این که با خودمان صادق باشیم... این هم ما را خوشبخت نمیکند. نمیدانم چه چیزی ما را خوشبخت میکند اما به خوبی میدانم چه چیزی ما را بدبخت کرده. کاش تصادف کرده بودی، یا بیمار بودی. کاش اینطور تن سالمت را در خاک پنهان نمیکردند تا سالها بعد از همان خاک، رطبی خرمایی همرنگ چشمهایت و موهایت، دودمان ما مردگانِ بهظاهر زنده را به باد بدهد. هیچوقت باور نمیکنم تو مرده باشی. تو رفتهای تا خاک را هم شکست بدهی، همانطور که آسمانها را با چشمهایت میدری. نمیخواهم باور کنم پشت تو به خاک رسیده، تو در کُشتی همه را حریف بودی. نمیخواهم گریه کنم و صدای براهنی که با جدیت میگوید: "چه جوانانی اسماعیل..." در گوشم نشسته است سیگار میکشد. بار دیگر، این بار تو، به من ثابت کردی که چهقدر مردهام. و حالا که به صورتت در این کفنِ بزرگتر از قدت که پیچیده در بندبند لالوی تنت نگاه میکنم: تو چهقدر زندهای محمدرضا.
-به برادرم، جاویدنام محمدرضا میری "فرزند ایران و جانفدای میهن" که امروز توسط دستگاه امنیتی-قضایی جمهوری اسلامی اعدام سیاسی شد. ۱۳ اردیبهشت ۱۴۰۵.
-به پسر ۲۱ ساله ی من
۱۶نفری تو کلانتری تجاوز کردن...
پسر من استاد بود،هنرمند بود
الان لال شده مثل یه تیکه گوشت
افتاده گوشهی خونه
Imagine trying to explain this shitty ass situation to a non Iranian :)))
Like yeah your privileged ass won't understand shit you're too busy faking your depression and playing the "good guy" social justice warrior to give a fuck about how people are FR suffering.
