Haunted by lipgloss
رفتن به کانال در Telegram
The most shameless women this town has ever seen https://t.me/HarfChatBot?start=55d1e453ce30
نمایش بیشترإيران139 929دسته بندی مشخص نشده است
279
مشترکین
+124 ساعت
+17 روز
+2730 روز
آرشیو پست ها
Repost from پَناهگاهِنَقاشِخیابانِبِیکِر.
🎞: اگه طرفدار فیلم و سریال هستین یا توی چنلتون ازشون محتوا دارین، این پیام رو فوروارد کنین تا توی فولدر بذارمتون.🤍
Repost from 𝜗ৎ Half Of My Heart 𝜗ৎ
ولی Alice in Wonderland ثابت کرد که گم شدن، همیشه به معنی راه رو اشتباه رفتن نیست.
I love the albums that do albuming
I love it when you can hear "I'm unraveled" in "I regret you"
I love it when she calls him honeybee in another song, begging him to love her and at the end she writes "So fucking lonely
But it's better than begging
For you to stand up for me, honeybee"
I love it when it has a story line
I love it when all the tracks have the same vibe but they're still different from one another
I love it when she talks about how she's still expecting a man to be the cure but she is also aware of the fact that it can never be the cure
I love it when the name of a song is the name of the collaborator's band's name in another song which is also his ex boyfriend's favourite band and that's what the album is about.
I love it when the song "purple" that attaches two parts to one another is basically starting as a love song going into the darkness
I love it when some melodies in part two are the same as some in part one so you can hear the difference of what she wrote on the same melodies, what feelings she has experienced with the same person.
I just love it and I don't know if I can ever shut up about it.
Repost from What is your desire?
ببخشید عزیزم (نه واقعا). نمیتونم به نظرت اهمیت بدم چون اگر پنج قرن پیش در یک مکان زیست میکردیم احتمالاً من رو میبستی به یک درخت و آتیشم میزدی. (الان هم آتش میزنی ولی متفوریکلی)
Repost from born to DEVIATE🏳️🌈🏳️⚧️
هر بار که یه مرد مرتکب قتل، تجاوز، کودکآزاری، خشونت خانگی یا هر شکل دیگهای از خشونت میشه، یه جمله رو میشنویم:
«این که مرد نیست، نره.»
این جمله، مرد بودن رو از مسئولیت خشونت جدا میکنه.
انگار «مرد واقعی» یه موجود نجیب، بااخلاق و شریفه و هر کس دست به خشونت زد، دیگه از قلمروی مردها اخراج میشه و تبدیل میشه به یه موجود دیگه؛ یه «نر».
اما دقیقا چرا باید این امتیاز رو به مردها بدیم؟
چرا باید هر بار که یکی از اونها جنایت میکنه، سریع براش یه هویت جدید بسازیم تا مبادا تصویر «مرد» خدشهدار بشه؟
این دقیقاً همون چیزیه که مردسالاری دوست داره اتفاق بیفته؛ اینکه مردانگی همیشه پاک بمونه و خشونت همیشه به یک استثنا، یک هیولا یا یک «غیرمرد» نسبت داده بشه.
اما حقیقت اینه که اون یه مرده. اون از مریخ نیومده.
از دل همین جامعه بیرون اومده.
و ما وقتی میگیم «این مرد نیست، نره»، در واقع داریم ریشهی مسئله رو انکار میکنیم. داریم میگیم این خشونت هیچ ربطی به مردانگی، جامعه، تربیت یا ساختارهای قدرت نداره. فقط یه حیوان عجیب پیدا شده که این کار رو کرده.
ولی اگر همهی خشونتها کار «نرها»ست، پس مردها کین؟
اگر هر متجاوز، هر زنکش، هر کودکآزار، هر اسیدپاش و هر آزارگر را از دایرهی مردها بیرون بندازیم، در نهایت به این نتیجه میرسیم که هیچ مردی خشونت نمیکنه.(☀️🌸🎀💞)
این یعنی پاک کردن صورت مسئله.
این یعنی تطهیر یک هویت.
این یعنی تقدیس مرد بودن.
در عمل داریم میگیم: «مردها این کارها رو نمیکنن. اونهایی که میکنن، اصلاً مرد نیستن.»
اما اتفاقاً مردن.
و دقیقاً به همین دلیل باید دربارهی مردانگی، تربیت مردانه، امتیازهای جنسیتی و فرهنگی که خشونت مردانه رو عادی میکنه حرف زد.
وقتی مجرم رو از هویت «مرد» جدا میکنیم، انگار خشونت هم از مردها جدا میشه.
اون وقت دیگه لازم نیست بپرسیم چرا آمار قتلهای ناموسی اینقدر بالاست.
لازم نیست بپرسیم چرا بیشتر متجاوزها مردن.
لازم نیست بپرسیم چرا بیشتر خشونتهای خانگی توسط مردها انجام میشه.
لازم نیست دربارهی مردانگی سمی، حق مالکیت بر بدن زن، یا فرهنگ تجاوز حرف بزنیم.
همهچیز خلاصه میشه در یک جمله :
«اون مرد نبود، نر بود.»
و بعد راحت و بی تفاوت از کنارش رد میشیم
چون وقتی از اکثریت مرد ها موجود فضایی ساختی دیگه همه فکر میکنن اون موجودات فضایی ازشون خیلی دورن.
و یادشون میره اون نر ها تو خونه هاشون محل کارشون و تک تک موقعیت های اجتماعی حضور دارن.
و همین باعث میشه جامعه هیچوقت مجبور نشه با ریشههای واقعی خشونت روبهرو بشه.
و وقتی الگوهای خشونت یک بُعد جنسیتی روشن دارن، حذف کردن جنسیت مرتکب فقط تحلیل رو ناقص میکنه.
اسم واقعیت رو نباید عوض کرد تا هضمش راحتتر بشه.
اگر هر بار با واژههایی مثل «نر» تلاش کنیم مردها رو از خشونت جدا کنیم، نه تنها کمکی به قربانیها نکردیم، بلکه ساختاری روبازتولید کردیم که سالهاست خشونت رو تولید میکنه و بعد برای حفظ آبروی خودش، عاملش رو «غیرمرد» معرفی میکنه.
