fa
Feedback
علی دودانگه‌

علی دودانگه‌

رفتن به کانال در Telegram

@Alidh81 ناشناس: http://t.me/HidenChat_Bot?start=5714922996

نمایش بیشتر
کشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است
219
مشترکین
-124 ساعت
+27 روز
+630 روز
آرشیو پست ها
‏«دلم پیش توست و امروز بیشتر از همیشه حاضرم بهترین داشته‌هایم را بدهم تا بتوانم تو را با تمام غمم ببوسم.» ‏• سه‌شنبه / نامه از آلبر کامو به ماریا کاسارس @letterssto

Roozbeh Bemani Esmet Ke Miad.mp37.36 MB

فرصت نداد بخت که خدمت گزارمت تا مثل تاج روی سرِ خود بکارمت! دستی به یاری‌ام نمی‌آری ولی هنوز جان می‌دهم که باز به دستم بیارمت بین تمام شهر، تو بیزار از منی بین تمام شهر، تو را دوست دارمت یک بار از سرم گذری همچو آب کن تا قطره قطره قطره ز چشمم ببارمت تو چشم‌بسته از چشم انداختی مرا من باز روی چشمْ تو را می‌گذارمت با هیچ واسطه به وصالت نمی‌رسم ای دیرآشنا به خدا می‌سپارمت... #علی_دودانگه @Alidodangeh

کاش تنهایی و دلتنگی، دست از سر ما بردارد. الهی آمین.

برای بار هزارم اینو گوش بدید. @Alidodangeh

أحن إليک حنين الغريب إذا ذكر الأهل والموطنا... دلتنگ توام دلتنگیِ غریب آن‌گاه که تبار و دیارش را به یاد بیاورد... #غازی_القصیبی

چه‌ها که دیده‌ای و همچنان هواداری چه‌ها که می‌کشی و دست برنمی‌داری علی دودانگه‌

ولی یادت نیاد ما دوریم از هم💔

مرا در آخرِ هر بار حرف، می‌بوسیدی چه شد که بی‌حرفی ترک فعل کردی و رفتی؟! #علی_دودانگه @Alidodangeh

بسیار گذشتی که نکردی سوی ما چشم یک دم ننشستم که به خاطر نگذشتی #سعدی

رنگ و لعاب سفره مرا زرد می‌کند از پیچ و تاب عیش، دلم درد می‌کند #علی_دودانگه @Alidodangeh

خیالی و بسی به من نمی‌رسی هیچ‌وَخ ندیدمت انگار هیچ‌کسی

تو دوست داری یاری بیاری آهسته تو دوستداری جز من نداری، آهسته... دوباره فصل شکار آمده‌ست فکر کنم که دوستانِ مرا می‌شماری آهسته! نخواستی که مرا کنج دل پناه دهی اگر که گوشه گرفتم کناری آهسته تو برنمی‌داری پا ز پا برای وصال همین تعلل یعنی فراری آهسته! کنون که قلب مرا تکه‌تکه ساخته‌ای به هر طرف که قدم می‌گذاری آهسته #علی_دودانگه @Alidodangeh

photo content

جفای عشق تو چندان که می‌برد سعدی خیال وصل تو از سر نمی‌کند بیرون❤️

تاریکیِ مرا نمی‌آورْد در نظر در کار من همیشه گره کور بوده است... #علی_دودانگه @Alidodangeh

تا روزهای شوم نیایند روبه‌روم شب را به آه زیروزبر می‌کنم شبی بالابلندِ بخت به خاکم نشانده است این طاق را به تاخت دمر می‌کنم شبی روزی اگر که چرخ نچرخد به میل تو آنان که سرترند می‌آیند ذیل تو ای درّه‌های بخت کجم فرش سیل تو کوچ از دیار کوه و کمر می‌کنم شبی من تشنه‌ام به اینکه لبی از تو تر کنم در لابلای مرگ، حیاتی دگر کنم تا از قضا دوباره شبی با تو سر کنم پیکار با سپاهِ قَدَر می‌کنم شبی با من اگرچه قهر، می‌افتم به پای تو با من اگرچه زهر می‌افتم به پای تو بی‌اعتنا به شهر می‌افتم به پای تو از حد و مرزهام گذر می‌کنم شبی بعد از تبی عمیق که با هم یکی شدیم بعد از شبی رقیق که با هم یکی شدیم -حالا به هر طریق که با هم یکی شدیم- در پشتِ شانه‌هات سحر می‌کنم شبی از کوره‌های داغت نان می‌دهی به کی؟ از پیکر نحیفت جان می‌دهی به کی؟ این با من‌ات نکردی، آن می‌دهی به کی؟ آه ای دعای دور، اثر می‌کنم شبی من آتشِ نریخته‌ای روی گالنم من کشتزارهای نیِ زیر ناخنم وقتی دلت شکست به اکراه می‌کنم از ذهنِ تو عبور، هنر می‌کنم شبی! در من اگر رسوب کنی باز هم کمی ای ابرهای تیره به چشمِ تو شبنمی وقتی که -دم به دم- همه اندوه و ماتمی از -باز- ناگزیر حذر می‌کنم شبی بر من ببخش فکر کنم دیر کرده‌ام بر من ببخش اگر که تو را سیر کرده‌ام ای جان تحملم کن، من گیر کرده‌ام! از این تنِ شریف، سفر می‌کنم شبی... #علی_دودانگه @Alidodangeh

کنون که قلب مرا تکه‌تکه ساخته‌ای به هر طرف که قدم می‌گذاری آهسته! #علی_دودانگه @Alidodangeh

وقتی که بن‌بست غربت سایه‌سار قفسم بود زیر رگبار مصیبت بیکسی تنها کسم بود

افتاده است اگرچه خفیفی و خواری‌ام گل می‌کنم دوباره اگر دوست داری‌ام گفتی سرِ خمیده‌ی جاده نشانِ چیست؟ گفتم که شرمسار ز چشم‌انتظاری‌ام جانم ز استواریِ دل، جان به سر شده‌ست از دست برده است مرا پایداری‌ام من دلخوشم به اینکه شبی با تو سر کنم تو مثل روز پشت‌سرت می‌گذاری‌ام سنگِ مرا به سینه بزن سنگدل‌ترین... فرداست کنجِ سینه‌یِ سنگِ مزاری‌ام ای مرگ سر به طاقِ عدم می‌زنم ز شوق وقتی که صید بعدیِ خود می‌شماری‌ام #علی_دودانگه @Alidodangeh