علی دودانگه
رفتن به کانال در Telegram
@Alidh81 ناشناس: http://t.me/HidenChat_Bot?start=5714922996
نمایش بیشترکشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است
220
مشترکین
+224 ساعت
+37 روز
+730 روز
آرشیو پست ها
219
چه ضرور است به تدبیر کنی مشکلتر
مشکلی را که به تسلیم توان آسان کرد؟
#صائب
گفتم شاید شما هم به این بیت نیاز داشته باشید.
219
بگو به شانهی کی زلف نردبان کردی؟
ز سر دواندیام و باز سر گران کردی
هر آن کسی که رسید از لبِ تو کام گرفت
لبی که قحطیِ من بود را دکان کردی
مرا به خاک نشاندی ز پا، به امّیدی
که دست میکشم از دامنت؟! گمان کردی!
گذشتی از من و گفتی که زود میگذرد
مرا به آنچه نبایست امتحان کردی
به پایت افتادم تا که دست برداری
ببین چه ساده مرا مثل دیگران کردی
اگرچه آتشِ خواهش ز صورتت میریخت
نه بر لبم تبی افروختی نه آن کردی!
«غمِ زمانه خورم یا فراق یار؟» مرا
به داغِ عاشقی و عیش، توأمان کردی
بریدی از من و پابند دوستان شدهای
از آنچه میترسیدم، همان، همان کردی
#علی_دودانگه
219
این توانی که نیایی ز درِ سعدی باز
لیک بیرون رَوی از خاطر او نتوانی
بهعبارتی اومدنت با خودته
رفتنت با اوس کریم
219
یکی ناشناس داده که خوشحالم که به روال سابق برگشتی.
هم دلم گرفت هم اینکه خدا رو شکر که لااقل از جانب من خوشحاله.
219
نَه در پیِ صلح یا نزاعی هستم
نَه در پیِ تعظیم و وداعی هستم
یک پادریام که پشت پا خورده ز بیت
من مصرع سوم رباعی هستم
#علی_دودانگه
219
یه سوال
گنجشکهای مادر وقتی بچههاشونو بزرگ میکنن تا مرحلهای که پرواز کردنو یاد بگیرن، دیگه بعد از اون، زندگیشون از هم سواست و تا ابد همو نمیبینن؟
چه غمانگیز خب.
219
دوباره هوام پسه، بیمارم
راه میرم ولی زیر آوارم
بی تو هیچی چشمو نمیگیره
من یه پنجره رو به دیوارم
من یه قاصدک که بر باد رفتم
من یه شعر خوب که از یاد رفتم
اولش با خنده اومدم جلو
ولی آخرش با ای داد رفتم
گفتم ای دل بیخیال، یهو گرفت...
منو باش با کی دارم حرف میزنم
تو تنم این دلِ واموندهم، یک
دندون لقه که باید بکنم
وقتی بستی درو رفتی، فهمیدم
دربهدر شدن چه ساده باب میشه
بعدِ تو خنده روی لبای من
یه نوع هنجارشکنی حساب میشه
مثل نیمکت ته کلاس درس
آخرین بوسه یه دنیا خاطرهس
فاصله دیوار کشید میون ما
ولی بینمون هنوز یه پنجرهس
#علی_دودانگه
219
Repost from علی دودانگه
ذرّه بروم، ستاره برمیگردم
پامال شوم، عصاره برمیگردم
چون «آاااا»یی در مقابلِ کوهِ بلند
هر جا بروم، دوباره برمیگردم
#علی_دودانگه
@Alidodangeh
219
نمانده غیرِ خودم هیچکس به پای خودم
پر است گوشِ خودم از گلایههای خودم
نداشت هستیِ من چون نشاط، خطّی سرخ
کشیدهام ز سرم تا به انتهای خودم
شکست بغض فروخوردهی کهنسالم
درون خانه چو پیچیده شد صدای خودم
فرار کردهام از گفتوگوی مردم شهر
نشستهام به تماشای هایهایِ خودم...
نشد به چشمِ کسی چشمِ خویشتن بینم
چقدر اشک بریزم خودم برای خودم؟
#علی_دودانگه
219
سرم ز داغ سیهبختیام کفنپوش است
علاج غلغلهی فکر، مرگ خاموش است
به جای اهل زمین، دل به خاک خواهم بست
که نام دیگر سنگ مزار، آغوش است
#علی_دودانگه
