fa
Feedback
 ‌مَطرود ‌ ‌‌ ‌

 ‌مَطرود ‌ ‌‌ ‌

رفتن به کانال در Telegram

طرد شدن پایان نبود؛ آغازِ تاریک‌ترین فصلش بود.

نمایش بیشتر
کشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است
323
مشترکین
-224 ساعت
-47 روز
+130 روز
آرشیو پست ها
راست می‌گفت.. سخته منتظر اتفاقی باشی که می‌دونی شاید هیچ‌وقت نیوفته؛ اما سخت‌تر از اون بی‌خیال چیزی شدنه، وقتی می‌دونی که اون، تمام چیزیه که می‌خوای!

༒ ۪ ׄ Gonjiam: Haunted Asylum ׅ ֹ ៸៸ تیمارستان گونجیام یکی از معروف‌ترین مکان‌های ترسناک آسیاست. این مرکز درمانی پس از تعطیلی
༒ ۪ ׄ Gonjiam: Haunted Asylum ׅ ֹ ៸៸
تیمارستان گونجیام یکی از معروف‌ترین مکان‌های ترسناک آسیاست. این مرکز درمانی پس از تعطیلی در دهه ۱۹۹۰ متروکه شد و شایعات زیادی درباره آن شکل گرفت. داستان‌هایی مانند ناپدید شدن بیماران یا وجود ارواح، هیچ‌گاه از نظر تاریخی تأیید نشده‌اند و بیشتر افسانه‌های اینترنتی هستند. ساختمان اصلی در سال ۲۰۱۸ تخریب شد، اما هنوز نامش در فهرست ترسناک‌ترین مکان‌های جهان دیده می‌شود.

- فکر نمی‌کردم... قضیه سفر در زمان بتونه رو آدمی به سردی توعم تاثیر بذاره! + کی دلش نمی‌خواد زمان رو به عقب برگردونه؟! - حتی
- فکر نمی‌کردم... قضیه سفر در زمان بتونه رو آدمی به سردی توعم تاثیر بذاره! + کی دلش نمی‌خواد زمان رو به عقب برگردونه؟! - حتی تو؟ + این فقط ذات انسانه؛ همه یکی دوتا پشیمونی تو زندگیشون دارن.. - فقط اگه می‌تونستم گذشته رو برگردونم..

Idea_10_(Slowed__Reverb)_-_Gibran_Alcocer_(320).mp36.12 MB

Save Me Now (feat. Isak Danielson) Mike Perry.m4a3.18 MB

دست روحِ خاکستریشو گرفت؛ اون رو از جلدش خارج کرد و برد داخل جلد خودش.. ببین؛ این دشت غم که می‌بینی همش مال منه! این رشته‌هایی
دست روحِ خاکستریشو گرفت؛ اون رو از جلدش خارج کرد و برد داخل جلد خودش..
ببین؛ این دشت غم که می‌بینی همش مال منه! این رشته‌هایی که مثل سیم‌های گره خورده هندزفرین و هیچ‌وقت باز نمی‌شن فکرای منن. اون خاک و آواری که رو زمین ریخته دیوار محکمی از اعتماد و محبت بود بین من و آدمایی که فکر می‌کردم دوستامن. اون خورده شیشه هایی که روی زمین ریختنو می‌بینی؟ اونا تیکه‌های قلب منن. به دریای اون‌ سمت که‌ انتها نداره نگاه کن.. قطره قطرش اشکایین که ریخته نشدن. حتی کوه‌هایی که روبه رومون محکم وایسادن، جنسشون از سنگ درد و کانی غصه‌ست نه خاک و کلوخ واقعی. دنیای درون منو دیدی؟ میدونم، اصلا قشنگ نیست. باز کردن گره افکارم، به دست آوردن دوباره‌ی اعتماد از دست رفته‌ام، بستن زخم پاهام موقع رد شدن از روی خورده شیشه‌ها و دیدن این فصل تاریک و سیاه از وجودم کار آسونی نیست. من هر روز تنهایی دارم با همه‌ی اینا سر و کله می‌زنم و سعی می‌کنم نرمال باشم. لطفا سعی کن درکم کنی و از اینی که هستم شکسته ترم نکنی.

کاش خواب باهام آشتی می‌کرد..

اگه داری از وسط جهنم می‌گذری، ادامه بده؛ چرا باید تو جهنم وایسی؟!