هَسْتیـشِناسی
رفتن به کانال در Telegram
جایی برای جستوجوی خویشتن💭 . . http://t.me/HidenChat_Bot?start=1822154589 ناشناس من . @hastishenasichallenge چالش ها 👆
نمایش بیشترکشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است
298
مشترکین
-224 ساعت
+57 روز
-530 روز
آرشیو پست ها
هرچه را در من بسیار یافتی،
از پیش بدان که متضادِ آن نیز،
در من بسیار است.
— هَسْتیـشِناسی
و هنوز در من، دختربچهای بینهایت عاشق
تمامِ حماقتهایش بود و همچنان طرفدارِ یک زندگیِ پُرهیاهو و بیمنطق.
— هَسْتیـشِناسی
و در من،
دخترکی بینهایت عاشق،
تمامِ حماقتهایش را دوست داشت
و همچنان طرفدارِ
یک زندگیِ پُرهیاهو و بیمنطق بود.
— هَسْتیـشِناسی
چه دنیایِ بیخودی!
از ما میخواست
بیآنکه زندگی کرده باشیم،
زندگی کردن را
از پیش یاد گرفته باشیم.
— هَسْتیـشِناسی
اما حالا میفهمم
من یک شهر، یا روستا، یا قاره نبودهام؛
من همهی جهان را
با تمام تناقضها و تفاوتهایش
در خود حمل میکردم.
من صاحبِ جهانم بودم،
نه مستأجرِ آن.
— هَسْتیـشِناسی
Repost from ستارهای که بلعیده شد.
مهم نیست چقدر بابت موضوعی تلاش کرده باشم. صبرم که تموم بشه، خودم میشکنم و خرابش میکنم.
حالا که به گذشته نگاه میکنم،
میبینم همیشه عاشق بودهام؛
عاشقِ زندگی کردن...
— هَسْتیـشِناسی
برگشت به محیطی که در گذشته برات پر از اتفاقها و احساسهای مختلف بوده، وقتی که دیگه هیچچی مثل گذشته نیست، یه حس دلگیری خاصی داره.
تو میدونی اینکه دیگه هیچچی مثل گذشته نیست، اثر طبیعی گذر زمانه و خب، بههرحال هر چیزی یه روز تموم میشه.
اما یه حسی مثل برگشت به خونهای داره که الان یه متروکهست، ولی هر گوشهش واسه تو پر از تصویر و حس و صداست؛ خاطراتی که یه بخشی از قلبت بودن، ولی الان فقط توی ذهنت وجود دارن و انگار یه تیکه از خودتو هم باهاشون به زمان سپردی.
حتی نمیدونم اون آدما هم مثل من این حسو دارن یا نه.
شاید فقط منم که انقدر دل میبستم به لحظهها.
شاید فقط من با تمام وجود احساساتم اون روزها و اون لحظهها رو تجربه کردم. چه کار خوبی کردم.
شاید نه...
نمیدونم.
— هَسْتیـشِناسی
