𝐻𝒶𝓁𝒻 𝑀𝑜𝑜𝓃
رفتن به کانال در Telegram
ㅤ★ 个来自中国的男孩,某个能让你心跳疯狂的人。让星星在你眼中闪烁,让你坠入爱河 欢迎!⮕ @Junmoonie_bot Archive: @Wenjunarchir
نمایش بیشترکشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است
228
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
-17 روز
+130 روز
آرشیو پست ها
231
جون داشت سعی میکرد حالتهای چهرهای رو که موقع رد شدنهای پشت سر هم توی موزیکویدیوی "9" رو دوباره اجرا کنه، اما درست همون لحظهای که شروع به حرف زدن کرد، چراغها یهو خاموش شدن 😭
🐱| چراغها منو تنها گذاشتن...نمیخوان روشن بشن، هاهاها!
231
💬| اگه واقعا 9 تا زندگی داشتی، از چندتاشون برای انجام دادن کارهایی که دوست داری استفاده میکردی؟
🐱| دوست دارم زندگیهای متفاوتی رو تجربه کنم~1. زندگی بهعنوان یه گربهی 9 جون
🐱| اول از همه، شاید توی زندگی اولم واقعا فقط یه گربهی 9 جوندار باشم.2. نقاش
🐱| امروز، توی یه ساختمون قدیمی نقاش میشدم.3. یه گربهی بیخیال و آزاد توی خیابونها
🐱| فردا، شاید توی خیابونها ظاهر بشم و یه گربهی 9 جوندارِ بیخیال و آزاد باشم.4. نویسنده
🐱| برای بعدی، امیدوارم توی یکی از زندگیهام نویسنده باشم. اونوقت میتونم تمام تاملاتی رو که توی این مدت جمع کردم، ثبت کنم.5. بازیگر 🎭
🐱| بعدی، امیدوارم بتونم بازیگر بشم و با بازی کردن، به این داستانها جون بدم.6. کارگردان
🐱| بعدش هم تجربه کنم که کارگردان بودن چه حسی داره، هاها.7. باز کردن یه مغازهی لووسیفن
🐱| قبلا حتی شوخی کرده بودم که اگه یه روز فرصت پیش بیاد، جلوی ورودی کمپانی یه مغازهی لووسیفن باز میکنم.8. باز کردن یه کتابخونه
🐱| یا شاید کتابخونهی خودم رو داشته باشم. اونوقت هر وقت حوصلهام سر رفت، میتونم توی کتابخونهام چندتا از رمانهای موردعلاقهم رو بخونم.9. باز کردن یه سینما
🐱| یا شاید یه سینمای کوچولوی خودم رو داشته باشم که داخلش پر از سیدی فیلمهای موردعلاقهام باشه.
231
جون داشت سعی میکرد حالتهای چهرهای رو که موقع رد شدنهای پشت سر هم توی موزیکویدیوی "9" از خودش نشون داده بود، دوباره اجرا کنه، اما درست همون لحظهای که شروع به حرف زدن کرد، چراغها یهو خاموش شدن 😭
🐱| چراغها منو تنها گذاشتن...نمیخوان روشن بشن، هاهاها!
231
از شیرینی این بچه ميميرم 😭😭"اگه جون 9 تا زندگی داشت، چه کارهایی انجام میداد؟" 1. یه گربه با 9 تا زندگی میشد 2. نقاش میشد 3. توی خیابونها بیخیال و آزاد زندگی میکرد 4. نویسنده میشد 5. بازیگر میشد 6. کارگردان میشد 7. یه رستوران لوژیفن باز میکرد 8. یه کتابخونه باز میکرد 9. یه سینما باز میکرد
231
💬| اگه میتونستی یه آرزوت رو برآورده کنی، اون آرزو چی بود؟
🐱| برای طرفدارها، امیدوارم بتونن کارهایی رو که دوست دارن انجام بدن. اما خودم یه آرزوی کوچولوی خودخواهانه هم دارم...امیدوارم حتی بیشتر سرم شلوغ بشه و فرصتهای بیشتری برای دیدن همگی داشته باشم~
231
واکنش خجالتزدهی جون وقتی کامنتهای طرفدارها دربارهی موزیکویدیوی "9" رو میخونه، خیلی نازه.💎| قسم میخورم، حداقل 4 بار این موزیکویدیو رو دیدم و هر بار که سعی میکنم روی لیریک آهنگ تمرکز کنم، صورتم با دیدن چهرهی ون جونهی حواسش پرت میشه... 🐱| بیشتر بگید (خوشش اومده)
231
ترجمه صحبتهای جونهی: 📝
ون جونهی دربارهی تجربهی جدید بازیگریش در فیلم "Go For Broke 2" صحبت میکنه. 💬| تجربهات از به تصویر کشیدن احساسات شخصیت سو چنگ چطور بود؟ 🐱| اینبار سو چنگ باید گذشته و احساساتش رو با خودداری بیشتری نشون میداد، برای همین لازم بود بیشتر به جزئیات ظریف نگاه و حرکاتش توجه داشته باشم. اینکار درواقع یه چیز خیلی جالبی بهم یاد داد "برای به تصویر کشیدن احساسات عمیق، حتما نیازی نیست از روشهای خیلی هیجانی استفاده کنی. اغلب، این نوع بیان کنترلشده و درونگرایانه میتونه راهی خیلی جالب و حتی قدرتمندتر باشه." 💬| برای صحنههای اکشن فیلم نیاز بود چه آمادگیهایی داشته باشی؟ 🐱| فکر میکنم آمادگی و تمرین کلا ضروریه. چه تمرینهای پایهی حرکتی در مراحل اولیه باشه، چه آشنایی بیشتر با دنیای درونی و تجربیات گذشتهی سو چنگ، همهی اینها چیزهایی هستن که باید بهخوبی از پسشون بربیام. از نظر حرکتی، سو چنگ اینبار حتی بیباکتره. تمام موانع و چیزهایی رو که سر راهش قرار میگیرن پشت سر میذاره. برای همین، حرکاتش این بار شدیدتر و بیرحمانهتر خواهند بود. 💬| قبل از مشخص شدن پیچش داستان، چه جزئیات و طراحیهایی برای شخصیت سو چنگ در نظر گرفته شده بود؟ 🐱| دربارهی نقش شخصیت در هر صحنه، اینکه قبل از پیچش داستان چه چیزهایی باید پنهان بمونن و چه چیزهایی تا حدی آشکار بشن، در واقع طراحیهای زیادی انجام دادیم. از جمله اینکه سو چنگ چطور باید خودش رو کنترل کنه و بعضی از رفتارهای که طبق عادت هستن، چی باشن. مثلا من عادت دارم خودم رو بخارونم و جزئیات کوچیک مشابه این. اینها در واقع روشهای کوچیکی بودن که بعد از بحث و گفتوگو با کارگردان بهشون رسیدیم. 💬| این دفعه همکاری با ایزابلا لونگ چطور بود؟ کدوم صحنهای که باهاش داشتی بیشترین تاثیر رو روی تو گذاشت؟ 🐱| صحنهای بود که سو چنگ و شیلا هر دو عزیزانشون رو از دست داده بودن و اون صحنه تاثیر خیلی عمیقی روی من گذاشت. چون درد سو چنگ و شیلا در اون لحظه یک اندازه بودت و میتونستن درد همدیگه رو احساس کنن. 🐱| فکر میکنم جیه بازیگر خیلی متعهد و پختهایه. سر صحنه خیلی حرفهای بود و حضورش به همهی ما کمک کرد تا سریعتر وارد نقشها و داستان بشیم. برای همین خیلی خوشحالم که این بار باهاش همکاری کردم. 💬| با توجه به شناخت و اعتمادی که همه بهت دارن، چه حرفی میخوای بهشون بزنی؟ چه انتظاراتی برای آینده داری؟ 🐱| واقعا از اعتماد همه به خودم ممنونم و قدردانش هستم. کاری که از دستم برمیاد اینه که سخت تلاش کنم و مدام خودم رو بهتر کنم. سعی کنم بهتر و بهتر بشم تا ناامیدتون نکنم. امیدوارم در آینده آثار بیشتر و بهتری به همه ارائه بدم.
