یک کتابخونه معمولی
رفتن به کانال در Telegram
اینجا جای خوبی برای پرسیدن سوالهاتون درباره اساطیر یونانه چون من همیشه دارم دربارش حرف میزنم. این کاربر تو زندگی قبلیش اهل منطقه مدیترانهای بوده. مشخصه که adhd دارم نه؟ : @LattersToAchillesBot 🕯️. ch : @cha4lenge .
نمایش بیشترکشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است
364
مشترکین
-224 ساعت
-27 روز
-230 روز
آرشیو پست ها
بهلحاظ تحول روانشناختی هر فرد، ما از خاستگاههایی چنان گوناگون سر برآوردهایم و فرصتهایی بس متفاوت در زیست خود پیشِرو داریم که هیچ اسطورهشناسیِ یگانهای توان دربرگرفتن آن را برای همگان ندارد. باور من بر این است که در بسترهٔ جامعهای سکولار—چارچوبی خنثی که تا زمان عدم سلب آسایش دیگران، امکان بسط زندگی فردی را مهیا میسازد—هر یک از ما اسطورهای فردی دارد که او را به پیش میراند؛ اسطورهای که ممکن است بدان آگاه باشیم یا نباشیم. معنای پرسش یونگ نیز دقیقاً همین بود: «من با کدام اسطوره زندگی میکنم؟» هنگامی که یونگ اظهار میداشت در پی کشف اسطورهای است که با آن روزگار میگذراند، در واقع در صدد بازشناسی آن امر ناخودآگاه یا زیرآستانهای بود که او را به انجام اعمالی چنین نامتعارف و غیرعقلانی وامیداشت و مسائلی پیشِ پایش مینهاد که سپس ذهنِ خودآگاهش ناگزیر از حلوفصل آنها بود.
جوزف کمبل، مسیرهای سلوک: اسطورهشناسی و دگرگونی فردی
i used to think that dying was better. that dying was worth it compared to all the bad things that could happen. but i never hoped for that one good possibility. maybe because the bad possibilities in my life were always more likely, and if i didn’t pay attention to them, i could get hurt. i got used to protecting myself.
because it feels like God doesn’t see me, like i don’t even exist to Him. because i’m restless, and i make others restless too. the fire inside me spreads into other people’s lives. maybe that’s why i chose death. but dying isn’t always the right choice either. you have to talk, even if it’s too late for that. too late.
